دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

باور شیعی؛ موعود جهانی

اندیشه نجات و منجی موعود از فراگیرترین اندیشه‌های بشری است.
No image
باور شیعی؛ موعود جهانی
نویسنده: مریم لباف زادی

اندیشه نجات و منجی موعود از فراگیرترین اندیشه‌های بشری است. کمتر قوم و ملت و دینی را سراغ داریم که به نوعی در آرمان نجات و نجات گری کاریزماتیک سرنکند. اما این اندیشه در هر جا به گونه ای متجلی شده است و در عین حال که شباهت بسیاری میان مصادیق مختلف آن قابل تشخیص است نقاط تمایز فراوانی را نیز می‌توان یافت.

در عصر ما، اندیشه نجات و منجی موعود یا همان موعود باوری که در غرب عموما آن را با مسیحاگرایی، آینده گرایی و هزاره گویی در یک ردیف طبقه بندی می‌کنند شاید بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است. این اندیشه برای مسلمانان بویژه شیعیان از اهمیت دوچندانی برخوردار است زیرا مسلمانان بر این باورند که مهدی موعود ایشان، مهدی امت هاست و بنابراین، اندیشه منجی موعود در ادیان را، اندیشه ای همسو با اهداف دینی و معنوی خویش و مفید برای آنها می‌انگارند و احتمالابه همین علت است که در سال‌های اخیر و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مطالعات مربوط به موعود باوری در ادیان توجه بیشتری شده است.

شاید پس از اندیشه خدا، هیچ فکرتی در میان ابنای بشر چنین فراگیر نشده باشد. البته این بدان معنا نیست که موعود اندیشی در همه موارد واحد است. البته حتی در درون یک دین نیز با صورت‌های گوناگونی از اندیشه روبه رو می‌شویم. این حقیقت 2 پرسش را در اذهان برانگیخته است: نخست این که مبدا یا مبادی موعوداندیشی مردمان چیست و این باور عام از کجا سرچشمه گرفته است؟ دیگر این که گوناگونی و تنوع این اندیشه چیست و تا کجاست؟ به طور منطقی پاسخ این دو پرسش را باید پس از مطالعه تفصیلی درباره اندیشه منجی موعود در ادیان طلب کرد اما در این مجال بجاست گونه‌های موجود یا متصور و نیز نظریات و احتمال‌های مطرح در این باره را از نظر بگذرانیم تا ذهن ما حین مطالعه این اندیشه در هر دین و مذهب پاسخ این پرسش‌ها را رصد کند.

در اسلام از این اندیشه با تعابیری مانند مهدی باوری یا «مهدویت» یاد می‌کنند. مهدویت از آموزه‌های فراگیر اسلامی است که همه مذاهب و فرقه‌ها کم و بیش به آن معتقدند. در اسلام، قرآن و سنت پیامبر 2 منبع اصلی در مورد وفاق در تبیین و تفسیرتعالیم اسلامی به شمار می‌روند.

در تبیین اندیشه مهدویت در قرآن، می‌توان به دو دسته از آیات و روایات استناد کرد: دسته اول آیاتی هستند که به خودی خود دربردارنده نوعی وعده نجات در آینده جهان است که مهدویت را می‌توان به نوعی یکی از مصادیق آن یا مصداق کامل آن تلقی کرد.

سنت نبوی در اسلام در بردارنده تمام آن چیزی است که برای تاسیس آموزه منجی موعود در یک دین لازم است. دسته دوم روایات نقل شده از پیامبر است که آشکارا منجی موعود اسلام را با اسم و عنوان معرفی می‌کند. این احادیث دربردارنده جزییات بسیاری درباره شخص منجی، حوادث پیش و مقارن ظهور او و ثمرات و نتایج قیام اوست و این روایات سینه به سینه نقل شده است. ظهور مهدی حق است زیرا پیامبر به او بشارت داده است و چنانچه تنها یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد خداوند آن را به اندازه ای طولانی می‌کند تا مهدی ظهور کند.

محل ظهور منجی موعود

در خصوص محل ظهور او روایات متعددی وجود دارد. برخی می‌گویند مهدی از مکه ظهور می‌کند. بنا به روایاتی او از حجاز می‌آید و بنا به روایتی دیگر وی از مدینه به سمت مکه می‌رود و مردم او را از میان خود بیرون می‌آورند.

خصوصیات منجی

می‌توان در پرتو داده‌های قرآن و روایات نبوی، ویژگی‌های نوعی اندیشه منجی موعود در قرآن و احادیث پیامبر اسلام را بازشناخت.

موعود اسلامی به لحاظ ماهیت، موعودی شخصی است، یعنی این وعده به دست یک شخص محقق می‌شود. از طرفی چنان نیست که تحقق این وعده به دست هر کسی صورت پذیرد که فرصت و شرایط این کار برایش محقق شود، بلکه انجام دهنده این اقدام بزرگ شخصیتی از پیش تعیین شده و معین است.

وی نجات بخشی جمعی است و این معنا را می‌توان از تعبیرهای«یملک الناس»، «یخرج فی امتی» و «یعمل علی هذه الامه» استفاده کرد که در روایات نبوی به کار رفته است. برجسته ترین کار وی، پر ساختن زمین از عدل و داد است و این حقیقت به طور مکرر در روایات یاد شده است. او مردم را به سوی کتاب خدا و احیای سنت پیامبر می‌خواند، این حقیقت را می‌توان از تعبیرهای به کار رفته در برخی روایات استفاده کرد. از جمله این که سنت مهدی(ع)، سنت پیامبر(ص) است، وی به سنت پیامبر عمل می‌کند و مانند پیامبر می‌جنگد، وی مردم را بر ملت و شریعت پیامبر برپا می‌دارد. البته رسالت مهدی و کارهایی که به دست او انجام می‌گیرد بسیار گسترده تر از آنهایی است که در زمان پیامبر انجام شد. در زمان او، اموری واقع خواهد شد که سابقه نداشته است و از این جهت شاید بتوان به نوعی رسالت وی را رو به آینده دانست.

مقاله

نویسنده مریم لباف زادی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS