دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بخل ورزی

امام علی(ع): بخل ورزیدن کانون تمام عیب ها، و مهاری است که انسان را به سوی هر بدی می کشاند.
بخل ورزی
بخل ورزی

قال علی (ع): البخل جامع لمساوی العیوب، و هو زمام یقاد به الی کل سوء؛ (نهج البلاغه، حکمت ۳۷۸)
بخل ورزیدن کانون تمام عیب ها، و مهاری است که انسان را به سوی هر بدی می کشاند.

بخل ورزی
بخل آن است که شخص بخیل نتواند دیگری را به حالت نعمت، ثروت و تشخص مادی و معنوی ببیند، تا برسد به آن که خود احسان و انفاق و تعلیم و راهنمایی کند. صفت بخل نتیجه محبت دنیا و ثمره آن است و از جمله صفات رذیله است؛ اگر فرد بخیل در جای مناسب به کمک افراد ضعیف می شتافت، شهر اسلامی از معضل فقر و تبعات آن دور می ماند؛ تبعاتی که هر کدام می تواند هم فرد و هم اجتماع را نابود کند؛ برای همین است که رسول خدا(ص) فرمود: نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد. " و به همین جهت است که سنایی می گوید:
مالداران توانگر کیسه درویش دل در جفا درویش را از غم توانگر کرده اند
سر زکبر و بخل بر گردون اخضر برده اند
نان خود برسائلان کبریت احمر کرده اند
أ. علامه مصطفوی، مصباح الشریعهٔ و مفتاح الحقیقهٔ اترجمه مصطفوی، ۱۳۶۰، ص ۲۲۰. ". نراقی، معراج السعاده، ص ۳۲۲. . حر عاملی، جهاد النفس وسائل الشیعهٔ ترجمه افراسیابی، ۱۳۸۰، ص ۲۴۳. . گوگرد سرخ یا «کبریت احمر» مادهای سخت کمیاب است که هر چیز نادر را بدان قیاس کنند.

این افراد نه تنها خودشان در مسیر ناصحیح قدم برمی دارند، بلکه دیگران را نیز تشویق به پیروی از خود می نمایند؛ چون همانطور که گفتیم این گروه نه تنها بخشنده نیستند، بلکه تحمل دیدن بخشش از دیگران را نیز ندارند. لذا بسیار در روایات وارد شده است که با چند دسته از مردم مشورت نکن، یکی از این دسته ها افراد بخیل هستند؛ چون از احسان به دیگران تو را ناتوان و محروم سازد. بذل و بخشش بر دو قسم است: اول بذل در راه خدا و برای خدا است، دوم بذل روی مقاصد دنیوی. و آنچه مورد ستایش است، قسم اول است. و اما قسم دوم: گذشته از این که به او سخی نمی گویند، عنوان بخل نیز درباره او صدق خواهد کرد؛ زیرا این شخص با این بذل خود را از قرب خدا بر کنار کرده، و به سوی غضب الهی نزدیک خواهد کرد، و گناه و وبال دیگران را نیز به عهده خود خواهد گرفت. پس در حقیقت خود را از راه صلاح و حق و هدایت منحرف کرده، و سعادت و خیر و خوشی خود را از دست خواهد داد، و بالاترین مرتبه بخل آن است که خلاف صلاح و خیر خود را بخواهد.
خداوند متعال نیز در بیان نفرت خویش از صفت ناپسند بخل این چنین می فرماید: و لا يخسبن الذين يبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خيراً لهم بل هو شر لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامهٔ وله میراث السماواتر و الارض و الهٔ بما تغملون خبیر؛ کسانی که بخل می ورزند، و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده، انفاق . ابن شعبه، رهاورد خرد (ترجمه تحف العقول)، ۱۳۷۶، ص ۲۰۰. ". ابن شعبه، رهاورد خرد (ترجمه تحف العقول)، ۱۳۷۶، ص ۱۲۸. ". علامه مصطفوی، مصباح الشریعهٔ و مفتاح الحقیقهٔ/ترجمه مصطفوی، ۱۳۶۰، ص ۲۲۲.
گمان نکنند این کار به سود آنها است؛ بلکه برای آنها شر است؛ به زودی در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی به گردنشان می افکنند. و میراث آسمان ها و زمین، از آن خداست؛ و خداوند، از آنچه انجام می دهید، آگاه است.» و در جای دیگر امام باقر(ع) می فرماید: «کسی که در کمک کردن به برادر مسلمانش بخل ورزد و از اقدام در انجام حاجتش دریغ کند، گرفتار به کمک کسی شود که در آن کمک گناهکار (خدا) شود و مزدی هم نبرد.»
عاقبت بخل کسی می گفت: بخیل معذورتر از ظالم است. این کلام به گوش امیرالمؤمنین(ع) رسید و به او فرمود: دروغ گفتی، زیرا ظالم، گاهی توبه می کند، و آمرزش میطلبد، و مالی را که به ستم گرفته، به صاحبش باز می گرداند، ولی شخصی که مبتلا به بخل شدید است، چون صفت بخلش بر عقلش غالب شود، از دادن زکات و صدقه، صله رحم، پذیرایی میهمان و انفاق در راه خدای عزوجل، و دیگر ابواب احسان دوری میکند، و از انجام حسنات خودداری می کند که در این حالت بهشت بر او حرام
است.
بخل منشاً بدیها
عبدالله بن عمر از پیامبر خدا(ص) نقل می کند که فرمود: «از بخل بپرهیزید که همانا کسانی که پیش از شما هلاک شدند، از بخل هلاک شدند، بخل آنان را وادار
. آل عمران، آیه ۱۸۰. . ابن بابویه، گلچین صدوق (گزیده من لایحضره الفقیه)، ۱۳۷۶، ج۱، ص ۱۸۴.

به دروغ کرد و آنها دروغ گفتند و آنان را وادار به ظلم کرد و آنان ظلم کردند و آنان را وادار به قطع رحم کرد و آنان قطع رحم کردند.»
بخل عامل تمایز زن از مرد البته همین بخل در جایی بار معنایی صحیح به خود می گیرد و آن در بیان تفاوت اخلاقی بین زن و مرد است. حضرت امیر در حدیثی می فرماید: «برخی از نیکوترین خلق وخوی زنان، زشتترین اخلاق مردان است، مانند، تکبر، ترس و بخل، هرگاه زنی متکبر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمی دهد، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ می کند و چون ترسان باشد از هر چیزی که به آبروی او زیان رساند، فاصله می گیرد.»
ای جان عزیز از بخل کردن بپرهیز که شخص بخیل در نظرها خوار و ذلیل و بی اعتبار است. در مذمّت بخیل همین بس که مردم حتی اولاد او با او دشمن هستند و اهل و عیالش پیوسته چشم به مرگ او نهاده اند که در عزایش لباس کهنه بیرون کنند و لباسهای نو به تن کنند؛ چه بزرگان گفته اند سیم بخیل از خاک وقتی در آید که وی در خاک رود."

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS