دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برای هر کس روزی معینی مقدر شده است

No image
برای هر کس روزی معینی مقدر شده است
  1. تعیین رزق و روزی و تقسیم آنها، از جمله حقوقی هستند که خداوند متعال خود، آنها را برعهده گرفته و بر همین اساس، فیض رسانیدن به موجودات را بر خود واجب کرده است. شاید از اینکه بدانید «روزی» به دنبال شما می رود، در تعجب شوید. من نیز وقتی قسمتی از حدیثی را که معصوم(ع) در آن فرموده بود: «روزی به دنبال شما می رود و شما نیز به دنبال روزی می دوید» خواندم، به فکر فرو رفتم و معنای درستی از آن را متوجه نشدم! اما وقتی ظرف غذایم بدون هیچ سببی از دستم افتاد و دیگر نتوانستم از آن استفاده کنم، وقتی دوستی برایم سوغاتی آورد و من در شرایطی قرار گرفتم که آن را بخشیدم و یا اینکه در بعضی مراسم نتوانستم از پذیرایی آنها بهره مند شوم، مفهوم این جمله را دریافتم و فهمیدم که چگونه چیزی را که برایم مقدر نشده است، حتی اگر در دستان خود داشته باشم، از آن بی نصیب می شوم و به آسانی از دست می دهم! اکنون شما نیز به این موضوع توجه کنید. حتماً موارد زیادی از این نمونه ها، برای شما پیش آمده است. بارها در جایی حضور پیدا کرده و از چیزهایی بهره‌مند شده اید که هرگز فکر آن را هم نکرده اید! اینها همه بیانگر یک چیز است: روزی دهنده کس دیگری است و اوست که به هر کس به اندازه نیازش روزی می دهد و هرگاه مصلحتش ایجاب کند آن را فزونی داده و یا قطع می نماید. همچنانکه در آیه ۷۲ سورە نحل می فرماید: ﴿والله فضل بعضکم علی بعض فی الرزق…﴾ «و خداوند (آن کسی است) که برخی از شما را به برخی دیگر در روزی دادن برتری داد. پس کسانی که روزی فراوان به آنها داده شده است، نمی توانند (این روزی) را از خود بگردانند (دور کنند) بعد از آن که مالک آن شدند. پس ایشان در آن یکسانند. آیا نعمت های خدا را انکار می کنید؟» شاید با خواندن این آیه، چنین فکر کنید که اگر روزی از قبل و توسط کس دیگری تعیین و تقسیم می شود و بعضی هم که نصیب بیشتری به آنان می رسد، نمی توانند آن را کم کرده و یا از خود دور کنند، پس معنی کار و تلاش چیست؟ چرا انسان باید خود را برای لقمه نانی به رنج و زحمت بیندازد و برای به دست آوردن آن به این در و آن در بزند؟ ابتدا باید دانست این گونه فکر کردن خطاست.چرا که خداوند بر اساس مصلحت خویش به هر کس به مقداری که شایستگی دارد روزی می رساند و از زندگانی دنیا بهره مند می کند؛ علاوه بر این خداوند برای روزی رساندن به بندگانش واسطه هایی قرار داده است که از طریق این واسطه ها به آنها فیض رسانی می کند. چنان که می بینید، مشاغل مختلفی در جامعه وجود دارد که توسط آنها درآمد مردم تعیین می شود. بنابراین آنچه از این آیه برداشت می شود، این است که برای هر کس روزی معینی مقرر شده است و تا آن را دریافت نکند، از دنیا نمی رود؛ با این تفاوت که باید تلاش کند تا آن را به دست آورد و با آن امور روزانه خود را بگذراند، نه اینکه منتظر بماند تا او را صدا کنند و روزی او را بدون اینکه کاری انجام دهد در دست او قرار دهند. اگر انسان بدون اینکه کاری را انجام دهد چیزی دریافت کند، دچار کسالت و تنبلی می شود و کم کم بیماری به سراغ او می آید. این بیماری جوهر تلاش را از او می گیرد و به انحطاط می کشاند و به همین دلیل است که دین مبین اسلام بر کار کردن برای کسب درآمد حلال تأکید کرده است و کار را نوعی عبادت دانسته است و این موضوع را تا آنجا پیش برده است که پیامبر اکرم(ص) کسی را که برای طلب کسب روزی برای عیال خود از خانه بیرون رفته و مرگش فرا رسیده است، اجر شهید وعده داده است. اما اینکه خداوند متعال رزق و روزی برخی را بیشتر از برخی دیگر مقرر کرده است، برای این است که عده ای برای عده دیگر کار انجام دهند، چون در غیر این صورت هر کس بی نیاز باشد برای خودش کار خواهد کرد و در امور مردم خلل وارد می شود و هم وسیله ای برای آزمایش کسانی است که خداوند به آنها بیشتر داده است. اینکه آیا از آنچه روزیشان شده است، انفاق می کنند یا خیر و آیا در جایی که رضای خداوند را به دنبال دارد مصرف می کنند یا نه؟ آیا فقط به خود می اندیشند و به نیازهای خود توجه دارند یا بنی آدمی هستند که همچون اعضای یک پیکرند و به همنوعان خود نیز توجه دارند؟ پس یکی از حکمت های خداوند در این مورد، برای خالص گردانیدن بندگان از صفات ناپسندی چون بخل و تکبر و پرورش صفاتی نیکو مانند سخا و بخشندگی و جوانمردی است. بنابراین همه باید مواظب باشیم تا اگر به ثروت بزرگی دست پیدا کردیم خود را گم نکنیم و از خدا غافل نشویم و اگر فقیر و بی چیز شدیم به خداوند بدگمان نشویم و زبان به شکوه نگشاییم. چون در این صورت است که می توانیم خود را مسلمان تسلیم امر خداوند بدانیم و منتظر گشایش در کارهایمان از جانب او باشیم. پس از او بخواهیم که ما را شاکر و سپاسگزار نعمت های خویش قرار دهد و از هر آنچه موجب گمراهی و دوری ما از او می شود بر حذر بدارد.
  2. پرهیز از امروز و فردا کردن
  3. هیچ گاه برای اصلاح و تهذیب نفس دیر نیست، ولی تأخیر کردن در این امر و به فردا انداختن آن هرگز جایز نیست. چگونه آدمی کار امروزش را به فردا وامی گذارد، حال آنکه هیچ خبری از فردای خود ندارد. از سوی دیگر، ویژگی‌های ناپسند تا زمانی که در نهاد آدمی ریشه نکرده اند، آسان‌تر اصلاح می‌پذیرند، همان گونه که اصلاح شدن در عنفوان جوانی، آسان‌تر از زمان پیری است. سخن عارف فرزانه، امام خمینی (ره) نیز در این باره شنیدنی است که: تا جوانی در دست توست، در عمل و در تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حجب کوشش کن؛ زیرا هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیک‌ترند، موفق می‌شوند و یک پیر موفق نمی‌شود. قید و بندها و اقفال شیطانی، اگر در جوانی غفلت از آنها شود، هر روز که از عمر بگذرد، ریشه دارتر و قوی‌تر شوند. امام علی(ع) می‌فرماید: «هر کس فرصت را از زمانش به تأخیر انداخت مطمئن باشد که آن را از دست می دهد» (غررالحکم، ح ۸۷۹۵) و به تأخیر انداختن امور، افزون بر این که فرصت گران بها و زودگذر را از ما می گیرد، نقشه ها و آرزوهای زندگی را نیز بر باد می دهد و جز سرشکستگی و یأس، چیزی باقی نمی‌گذارد. از این رو، امام باقر(ع) می فرماید: «زنهار از افکندن کار امروز به فردا؛ زیرا این کار، دریایی است که مردان در آن نابود می شوند» (بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۱۶۴، ح ۱). از طرفی هر روز، کار مخصوص به خود را دارد که باید در همان روز انجام گیرد. امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید: «کار هر روز را در همان روز انجام بده؛ زیرا هر روز، کار مخصوص به خود را دارد» ( نهج البلاغه، نامه ۵۳) و به تأخیر انداختن کارها، از میان بردن روزی است که دیگر تکرار نمی شود. امروز و فردا کردن، بیماری ای است که به صورت خفیف و پیشرفته و در شکل های مختلف در بیشتر مردم دیده می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS