دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بزرگترین ثمره انقلاب اسلامی

No image
بزرگترین ثمره انقلاب اسلامی

بزرگترين ثمره انقلاب اسلامي

محمد اسكندری

دستیابی به نظام سیاسی مترقی مردمسالاری دینی

حکومت‌های مستبد و تمامیت خواه غالبا به دلیل ضعف سران و همچنین فساد سیاسی در قدرت در نهایت به حکومتی در برابر خواست‌های مردم قرار می‌گیرد و اساسا ماهیت خود را تنها در فرمان دادن به توده‌ها تعریف می‌کند . همین عامل نیز باعث می‌شود که این نوع از حکومت‌ها با پایین ترین سطح مشروعیت و مقبولیت مواجه باشند و تنها دلیل ادامه بقایشان را باید در اعمال خشونت جستجو کرد.

حکومت شاهنشاهی پهلوی دوم به قطع یک نمونه تام و تمام از یک نظام توتالیتر است که هم در برابر خواست مردم قرار گرفت و هم با اعمال شدیدترین خشونت‌ها سعی داشت تا استمرار خود را تضمین کند . از جمله شاخص‌های دیگر این حکومت فساد شدید در دستگاه قدرت بود که در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نمود کامل داشت.

همین فساد و همچنین رفتار خشن شاه با مردم منجر به نارضایتی‌های گسترده در سطح مردم شد و در نهایت مردم توانستند با رهبری داهیانه امام خمینی (ره) به پیروزی دست یابند و حکومت‌های شاهنشاهی را با 2500 سال قدمت در ایران از سریر قدرت به زیر کشند.

اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری فکر می‌کردند که ایران به سوی یک حکومت لیبرال دموکراتیک حرکت می‌کند چرا که شعارهایی مانند آزادی از جمله شعارهای اساسی مبارزین در مدت انقلاب بود و با توجه به این شعار‌ها نمی‌شد آینده‌ای سوسیالیستی را برای انقلاب ایران پیش بینی کرد. با این حال با پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) نحوه حاکمیت پس از انقلاب را مشخص کردند و آن «جمهوری اسلامی» نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیشتر بود. با مطرح شدن این تئوری بسیاری از لیبرال دموکرات‌ها ادعا کردند که نمی توان میان اسلام و دموکراسی جمع زد. با این حال رهبر کبیر انقلاب با پشتوانه غنی تئوریک از این ایده حمایت کرد و در نهایت نیز مردم در 12 فروردین سال 1358 با حضور بیش از 98 درصدی به جمهوری اسلامی رای «آری» دادند و نوع حکومت با پذیرش قاطع اکثریت مردم تعیین گشت.

با این حال با گذشت سی و دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به خوبی ماهیت مردمسالاری دینی تبیین شده است و نشان داده است که این چنین نظام سیاسی نه تنها چیزی از نظام‌های دموکراتیک کم ندارد بلکه در ضمن توجه به رفاه و توسعه دنیوی مردم نگاهی معنا گرا نیز دارد و آخرت مردم را نیز مورد نظر قرار می‌دهد.

در واقع مردمسالاری دینی نوع تازه‌ای ازحکومت‌های سیاسی است که توانسته بسیاری از چالش‌ها و ضعف‌های اساسی دموکراسی را از بین برده و روح تازه‌ای به مشارکت سیاسی مردم در عرصه حکومت بدهد.

امروز به اذعان بسیاری از صاحب نظران دموکراسی‌های غربی به تدریج در حال تبدیل شدن به نوعی الیگارشی آهنین است. چنان که گائنتا موسکا معتقد است«عبارات دموکراسی و برابری هر قدر محکمتر اداشوند فریبکارانه ترند. مردم فرزانه از این عبارت به خنده می‌آیند ولی ساده لوحان آن را باور می‌کنند.»1( در آمدی بر جامعه شناسی سیاسی احمد نقیب زاده ص 40) در حقیقت دموکراسی غربی به نحوی تحت تاثیر سرمایه داری قرار گرفته است و لیبرالیسم بیش از آنکه خود را مسئول حقوق مردم بداند تضمین کننده منافع کارتل‌های صنعتی است و همین امر نیز در نهایت منجربه تضییع حقوق سیاسی افراد می‌شود.

این در حالی است که در نظام مردمسالاری دینی که ثمره با برکت انقلاب اسلامی حضور مردم در عرصه‌های سیاسی غالبا مستقیم و بدون هیچ واسطه ای است، مردم آزادانه در امور سیاسی شرکت می‌کنند و در متن تحولات سیاسی کشور هستند و این در حالی است که در دموکراسی‌های غربی اکثرا مردم به طور مستقیم در انتخاب مسئولان بلند مرتبه دخالت مستقیم ندارند و این احزاب وابسته به سرمایه داران هستند که آینده سیاسی کشورها را رقم می‌زنند.

مع الاسف در نگاه بسیاری از اندیشمندان غربی حداقل پس از رنسانس، قدرت، مبنا و معنایی اومانیستی پیدا کرده است به نحوی که اساس مبنای قدرت انسان است و هدف از بهره گیری از این قدرت نیز دستیابی به حداکثر خواست‌ها و تمایلات نفسانی است. اما باید دانست که مبانی قدرت ،نحوه توزیع و از همه مهمتر دلیل در اختیار گرفتن قدرت در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران با آنچه که هم اکنون در غرب مرسوم است کاملامتفاوت است.

در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) قدرت و ملک تنها از آن خداوند است. اوست که جهان از نور وجودیش موجودیت و حضور پیدامی کند و از این رو و به دلیل آنکه هستی عالم از آن اوست علی القاعده فرمانروایی نیز متعلق به خداوند می‌باشد. با این حال ذات احدیت در یک سلسله قدرت خویش را به صالحان امانت داده است تا بدین وسیله خلیفه الله در زمین درصدد هدایت بشر برآید. البته پر واضح است که منظور ما از این امانت دادن به معنای کنار گذاشتن خداوند نیست بلکه حضرت باری تعالی به تقدیر خویش قدرت خود را به پیامبر و پس از آن امامان و مومنین اعطا نموده است تا بدین وسیله راهی برای ایجاد حکومت مبتنی بر عدل پدید آید. یا ایها الذین امنو اطیعو الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تاویلا. (سوره نساء - آیه 59) چرا که اگر چنین فرضی وجود نداشته باشد آن گاه هیچ کس نمی‌تواند ادعای فرمانروایی کند چرا که حکمرانی خود از خالقیت نشات می‌گیرد و لذا وقتی شخصی خالق نیست پس حق حکمرانی نیز ندارد.

از این روست که می‌توان گفت یکی از شیرین ترین و بهترین میوه‌های درخت با برکت انقلاب دستیابی ملت ایران به نظام سیاسی مردمسالاری دینی است که برمبنای اصل مترقی ولایت فقیه استوار است و می‌تواند ضمن بر آورده ساختن تمامی کارکردهای یک نظام سیاسی از جمله کار آمدی رویکردی آسمانی و وحیانی نیز داشته باشد تا انسان را به سر منزل مقصد برساند.

سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی فرصتی دوباره برای ستایش مبارزانی است که چنین حکومتی را به جای حکومت تمامیت خواه، فاسد و وابسته شاهنشاهی سرکار آوردند و مسیر تازه‌ای را در پیش روی ایرانیان و حتی جهانیان گشودند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

امام(ع) در توصيف پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «… و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة»3 كه اشاره است به آيه شريفه: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، 16/125). با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن»
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʂ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(2)

علي (علیه السلام) در نامه يي به يكي از عمّالش مي نويسد: «فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالمَحَلِّ الَّذي ينُارِي الظّالِمُ فيهِ بِالحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ؛ (نامة 41) به آن ماند كه تو به آخرت رسيده يي و زير خاك پنهان گشته يي و كردارت به تو نمايانده شده است در جايي كه ستمگر به صداي بلند، دريغ مي گويد و تبهكار آرزوي برگشت به دنيا مي كند.»
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS