دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بشاریه

No image
بشاریه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : غلات، غلو، بشاريه، بشار شعيري،تناسخ

غلو در زمان امام صادق(ع) به صورت گسترده­ای در جامعه اسلامی گسترش یافت. عوامل مختلفی در بوجودآمدن چنین اعتقاد گزافی تاثیر داشت. اما ریاست طلبی و سوء استفاده از جهل مردم عواملی مهم در توسعه این تفکر داشت. یکی از فرقی که در زمان امام صادق(ع) به اعتقادات غلوآمیز گرفتار شد فرقه­ای به نام بشاریه بود که در این مقاله به معرفی آن می­پردازیم.

بشار شعیری

ابواسماعیل بشار شعیری کوفی، به دهقان نیز خوانده شده­است.[1] کسب و کارش در رابطه با شعیر(جو) بوده است.[2] او در دوران امام صادق (ع) به اعتقادات باطل پرداخت و در حوالی سال 180هـ ق، درگذشت. او مانند دیگر غلات آن زمان چون مغیره و ابوالخطاب و سری و بزیع و حمزه بریری و صائد نهدی به گزاف گوئی پرداخت و از اهل­بیت(ع) در این عقاید باطل هزینه نمود. وی اعتقادات فرقه علیاویه را داشته و در مقداری از عقاید غلو آمیز نیز معتقد به گزافه گوئی­های ابوالخطاب از سران غلات بود.[3]

اعتقادات بشاریه

چند عقیده گزاف به این فرقه منسوب شده که به این اعتقادات اشاره می­کنیم:[4]

1. علی(ع) پروردگار است و به صورت هاشمی علوی ظاهر شد.

2. حضرت محمد(ص) را بنده و رسول علی(ع) می­دانستند.

3. چهار تن (علی (ع) و فاطمه(س) و حسن (ع) و حسین(ع)) را مظهر خداوند پنداشتند.

4. معنی فاطمه(س) و حسن (ع) و حسین(ع) جعلی است و در واقع علی(ع) حقیقی است زیرا او بزگتر از ایشان است و اولین امام است.

5. شخص رسول الله(ص) را انکار می­کنند.

6. مخمسه سلمان را فرستاده پیامبر(ص) می­دانستند و این گروه همانند مقام رسالت محمد(ص) را از سوی علی(ع) می­پندارند و منکر رسالت سلمان هستند.

7.مانند دیگر فرق غلات قائل به تناسخ ارواح و اباحه­گری و تعطیل شدن احکام هستند.

8. این گروه معتقدند، چون بشار منکر رسالت سلمان شد و محمد(ص) را فرستاده علی(ع) دانست به صورت پرنده­ای به نام علیاء مسخ شد که در دریا زندگی می­کند.

9. هرکسی که ادعا کند که از آل محمد(ص) است بر خداوند دروغ بسته است و ناحق است و گفته­اند تأویل این آیه (و قالت الیهود و النصارى نحن أبناء الله و أحباؤه)[5]این مدعیان انتساب به محمد(ص) هستند.

10. وی روزگاری معتقد به الوهیت امام صادق(ع) شده بود.

برخورد امام صادق(ع) با بشار شعیری

امام صادق(ع) علاوه بر بیان حقائق دینی و معرفتی به صورتهای مختلف به پاسداشت و دفاع از حریم اعتقادات دفاع می­کرد و با مدعیان و گزافه گویان به شدت برخورد می­نمود. به دلیل اینکه در جامعه آن روز آسیب گزافه گوئی و عقائد منحرفه دامن گیر جامعه شده بود آن حضرت مستقیما سران باطل را به باد نقد گرفته و به حکم قرآن از ایشان برائت و بیزاری می­جست تا مسلمانان بدانند که این افراد دین مسلمین را به بازیچه گرفته و اعتقاداتشان را به انحراف می­کشانند. ایشان در مبارزه با غلو به تندی نسبت به سران آن و از جمله بشار شعیری خطاب نمود که چند نمونه از این روایات را بیان می­کنیم.

امام صادق(ع) به یکی از اصحاب خود به نام مرازم بن حکیم می­فرماید: بشار کیست؟ مرازم در جواب می­گوید: او فروشنده جو است. سپس امام می­فرماید: خدا بشار را لعنت کند. ای مرازم به ایشان بگو وای بر شما، توبه کنید؛ چرا که کافر و مشرک هستید.[6] در موردی دیگر امام صادق(ع)در مواجهه با بشار او را از خود طرد می­کند و می­فرماید: از من دور شو، به خدا قسم هزگز زیر سقف یک خانه با تو نخواهم بود. وقتی او خارج شد دوباره حضرت فرمود: وای بر او، آیا گفته یهودیان را نمی­گوید، آیا گفته مسیحیان را نمی­گوید. آیا گفته مجوس را نمی گوید! و آیا گفته صائبیان را نمی­گوید. ( کنایه از اینکه اعتقادات او از اعتقادات همه این ملل باطله بدتر است). به خدا قسم کسی مانند این فاجر، خداوند را کوچک نشمرد.[7]

همانطور که گفته شد یکی از اعتقادات باطل و غلو آمیز او این بود که ربوبیت را برای امام صادق(ع) بیان نموده بود. به همین دلیل امام صادق(ع) در نطقی بسیار تند برای اینکه شیعیان را از او برحذر دارد فرمودند: او شیطان فرزند شیطان است (موجب گمراهی است) از دریا خارج شده تا اصحاب و شیعیان من را گمراه کند.[8] پس از او دوری بجوئید و حاضرین به غائبین اطلاع دهند که من بنده خدا فرزنده بنده خدا هستم. به خدا قسم در اصلاب و ارحام بوده­ام (کنایه از اینکه مخلوق خداوند هستم و متولد شده­ام) به درستی که من می­میرم و روز قیامت برانگیخته می­شوم و در موقف جای می­گیرم و سوال خواهم شد. به خدا سوگند که از مطالب این شخص در مورد من سوال خواهد شد. وای بر او. او چه کاره است! او راحت می­خوابد ولی من نارحت و نگرانم و شما می­دانید که من او را تایید نکردم. این مطالب را می­گویم تا پایان عمر می­گو یم.[9] امام(ع) همچنین برای بشار پیام بیزاری فرستاد که جعفر (امام صادق(ع) می­گوید: ای کافر، ای فاسق من از تو بیزارم.[10]امام صادق(ع) در فرمایشی دیگر بطور کلی اشاره می­کند که در زمان پیامبر(ص) و ائمه دیگر همیشه افرادی فرصت طلب بوده­اند که به معصومین دروغ می­بستند و در زمان خود به این افراد اشاره می­کنند که عبارتند از: ابوالخطاب و سری و بزیع و بشار شعیری و حمزه بریری و صائد نهدی. سپس ایشان را نفرین به مرگ نمود.[11]

[1] - حلی؛ ابن داود؛ رجال ابن داود،انتشارات دانشگاه تهران،1380 هـ­ ق،،ص 551

[2] - کشی،محمد بن عمر؛رجال کشی، مشهد،انتشارات دانشگاه مشهد،1348ش ، ص 398

[3] - علامه مجلسی، محمد باقر؛بحارالانوار، لبنان، بیروت، موسسة­الوفاء ، 1404هـ­ق، ج 25 ،ص 305

[4] - کشی،محمد بن عمر؛پیشین،ص 398و همان، ج 25 ، ص 304

[5] - مائده، آیه 18- یهود و نصاری گفتند ما فرزندان و دوستداران خداوند هستیم.

[6] - علامه مجلسی، محمد باقر؛ پیشین، ج 25 ،ص 304

[7] - کشی،محمد بن عمر؛پیشین، ص 401

[8] - همان، ص 400

[9] - همان ص 401

[10] - آیه الله خوئی، سید ابوالقاسم؛ معجم رجال الحدیث، ج 4 ، ص 156

[11] - محدث نورى، میرزا حسین؛ مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام،قم، 1408هـ ق،ج 9 ص 90

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
Powered by TayaCMS