دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image
بَدَل

نویسنده : سهيله خائفي

كلمات كليدي : مُبدَل منه، تابع، متبوع، بدل مباين، بدل اشتمال، بدل غلط، بدل اضراب، بدل نسيان، بدل كلّ از كلّ، بدل بعض از كلّ

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است.[1] در اصطلاح نحو "بدل" تابعی[2] است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است.[3]تابع و متبوع را در اینجا به ترتیب "بدل" و "مبدل‌منه" می‌نامند.[4] به عنوان مثال "علیٌ" در عبارت «قالَ الإمامُ علیٌ علیه‌السّلام»، بدل و تابعی است که حکم (قال) نسبت داده شده به متبوع (الامام)، به آن نسبت داده می‌شود.

وجه نامگذاری

معنای لغوی "بدل" (جانشین) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که با توجه به مقصود بودن بدل، متکلّم آن را جانشین "مبدل‌منه" کرده و مقصود خود را در ارتباط با حکم مذکور در کلام بیان می‌کند.

جایگاه "بدل"

عالمان نحو "بدل" را در باب توابع مورد بررسی قرار می‌دهند، اما در ترتیب ذکر توابع بعضی[5] "بدل" را بر "عطف بیان" مقدم داشته و در مقابل، بعضی[6] آن را به عنوان آخرین تابع مورد بررسی قرار داده‌اند. ابن هشام در "مغنی اللبیب" در ضمن بررسی فرق بین "بدل" و "عطف بیان" به مباحث بدل اشاره کرده است.[7]

اقسام "بدل"

بدل به اعتبار نوع ارتباط بین بدل و مبدل‌منه بر چهار قسم است:

1. بدل کلّ از کلّ

در این نوع، بدل در معنا با مبدل‌منه کاملا برابر و در لفظ غالبا[8] متفاوت بوده و هر دو جزء (بدل و مبدل منه) بر یک ذات و امر واحد دلالت می‌کنند؛[9] مانند: «رأیتُ أخی أحمدَ»؛ در این مثال لفظ "أحمدَ"، بدل کلّ از کلّ و لفظ "أخی"، مبدل‌منه بوده که هر دو بر یک شخص واحد دلالت دارند.

2. بدل بعض از کلّ

در این نوع، بدل بر جزئی از مبدل‌منه دلالت می‌کند؛[10] مانند: «أکَلْتُ الرَّغِیفَ نصْفَه»؛ در این مثال "نصْفَ" بدل بعض از کلّ بوده و بر جزئی مبدل‌منه (الرَّغِیفَ) دلالت دارد.[11]

3. بدل اشتمال

در این نوع، بدل بر معنایی در متبوع خود (مبدل‌منه) دلالت می‌کند[12] و به تعبیر دیگر مبدل‌منه مشتمل بر معنایی است که بدل بیانگر آن است؛[13] مانند: «أعجَبَنی علیٌ حِلْمُهُ»؛ در این مثال "حِلْمُ" بدل اشتمال بوده که بر معنایی (صفت حلم و بردباری) در مبدل‌منه (علیٌ) دلالت دارد.

4. بدل مباین

در این نوع، بدل با مبدل‌منه مغایرت دارد[14] که به اعتبار نوع مغایرت بر سه قسم است:[15]

الف. بدل غلط

بدل در این نوع به جهت تصحیح اشتباه زبانی پیش آمده در ذکر مبدل‌منه می‌آید به این بیان که بعد از آنکه متبوع بدون قصد بر زبان متکلم جاری شد او به سرعت به اشتباه و خطای خود پی‌برده و برای رفع آن بدل را ذکر می‌کند؛ مانند: «جاءَ زیدٌ بکرٌ» در این مثال "بکرٌ" بدل غلط بوده که متکلم آن را به منظور تصحیح اشتباه زبانی در ذکر مبدل‌منه (زیدٌ) آورده است.

ب. بدل نسیان

در این نوع از بدل ابتدا متکلم مبدل‌منه را قصد نموده ولی پس از ذکر آن به اشتباه خود پی‌برده و از آن صرف نظر می‌کند و سپس بدل را که هدف صحیح او است می‌آورد؛ مانند: «صَلَّیْتُ العَصْرَ الظُهرَ»؛ در این مثال "الظُهرَ" بدل نسیان بوده که متکلم آن را پس از پی بردن به اشتباه خود در قصد و ذکر متبوع (العَصْرَ) جهت بیان هدف صحیح خود، آورده است.

ج. بدل اِضراب[16]

در این نوع از بدل متکلم مبدل‌منه را قصد نموده ولی بدون اینکه آن را ردّ یا تایید کند، از آن صرف نظر کرده و به بدل روی می‌آورد؛ مانند: «سافر فی قطارٍ سیارةٍ»؛ در این مثال متکلم پس از ذکر متبوع (قطارٍ)بدون رد و یا تایید، از آن صرف نظر کرده و سپس بدل اضراب (سیارةٍ) را ذکر کرده است.

نکته

بدل غلط و بدل نسیان در کلام فصیح وجود نداشته ولی بدل اضراب ممکن است در کلام فصیح محقق شود.[17]

"بدل" در قرآن و حدیث

1. آیه «یَسْأَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ کَبِیرٌ»؛[18] (از تو، درباره جنگ کردن در ماه حرام، سوال می‌کنند، بگو: جنگ در آن، [گناهی] بزرگ است)؛ در این آیه شریفه "قِتَالٍ" و "الشَّهْرِ" به ترتیب بدل اشتمال و مبدل‌منه واقع شده‌اند.[19]

2. حدیث «الْعِلْمُ عِلْمانِ مَطبُوعٌ وَ مَسْمُوعٌ وَ لایَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ اِذا لَمْ یَکُن الْمَطبُوعُ»؛[20] (علم دو گونه است:علم فطری و علم اکتسابی؛ علم اکتسابی اگر هماهنگ با علم فطری نباشد سودمند نخواهد بود)؛ در این حدیث شریف "مَطبُوعٌ"بدل واقع شده که به همراه معطوف (مَسْمُوعٌ)، مبدل‌منه (عِلْمانِ) را تفصیل می‌دهند.

نکته

در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که برخی از مباحث مطرح شده در بحث "بدل" در ضمن دو عنوان مستقل "احکام بدل و مبدل‌منه" و "اشکال بدل و مبدل‌منه" مورد برسی قرار خواهد گرفت.

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS