دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تأثیر عبادت مادر بر كودك

No image
تأثیر عبادت مادر بر كودك

کودک در سایه عبادت مادر با ملاك‌های ایمانی ثابت و استوار بزرگ می‌‌شود، از رذیلت‌ها و پستی‌ها دور می‌‌شود و اثر عبادتهای مادر حتی پس از مرگش در ذهن فرزندش اثر دارد. مادری وظیفه ای سنگین و انجام آن توأم با مسائل و مشكلات است. مادر در طی مراحل متعدد تربیت كودك نیازمند است كه بردبار و در برابر دشواری‌ها مقاوم و در برابر ناكامی‌‌ها خوددار باشد. بر این اساس مادر بدون پیوند با خداوند متعال نمی‌‌تواند به خوبی از عهده انجام وظیفه برآید و كار دشوارش را به پایان رساند. عبادت ایجاد پیوند با خداست و برای مادر فرصتی است تا نفسی تازه كند و با قدرت و تلاشی جدید به كارش ادامه دهد. عبادت برای مادر ضروری است و بدون آن كار مادر ناقص است. از سوی دیگر مادر نیازمند است كه خیر مطلق برای كودك باشد و به انتظار پاداش و به چشمداشت جبران آینده طفل از زحمات خود نباشد. در چنین صورتی او باید خالصانه كار كند و جز خیر و خوبی نخواهد و غیر از خدای پاداش نطلبد.از سوی دیگر مادر الگوی كودك است و اگر بخواهد نسل سالم به جامعه تحویل دهد باید به خدا مؤمن و معتقد و دائما در تمرین عبادتی باشد. ضروری است از حرص و آز، ستیزه كاری‌ها و غرور‌ها دور و بركنار باشد. لغزش و انحراف در زندگی نداشته و برای فرزندان خیر و سعادت محض باشد. وقتی مادر با خدا پیوندی خالصانه داشته باشد راستی و زیبایی پدید می‌‌آید، منافع خود را نادیده می‌‌گیرد و سود فرزندان را می‌‌طلبد. به هر حال هنگامی‌ ‌كه اساس فكر مادر پیوند با خدا باشد زندگی رنگ و جهتی معین پیدا می‌‌كند و فرزندش نیکو پرورش می‌‌یابد. آنچه از عبادت مادر مورد نظر است پیوندی دائمی‌ ‌با خداست، منظور این است كه وجهه نظر مادر در تربیت فرزند و در انجام فعالیت‌های روزمره خدا باشد و ایمان به آفریننده مطلق پایه و اساس محكمی‌ برای انجام وظیفه و تلاش باشد و فقط از او پاداش بطلبد. چیزی كه در این عبادت مهم است وجود عشق و علاقه مداوم است، یادآوری قلبی خداست آن‌چنان كه جلوه و اثرش در فكر و زندگی مادر عیان شود.رمز عبادت ایجاد قدرت است، از آن بابت كه احساس تعلق و وابستگی به قدرتی بزرگ خود قدرت آفرین است. آدمی‌‌ در طریق عبادت خود را به خدا وابسته می‌‌كند، عزت و برتری را از او می‌‌خواهد و از هر آلودگی به او پناه می‌‌برد، جهت فعالیت خود را به سوی او سوق می‌‌دهد و خود را به حقیقت به او متصل می‌‌سازد، پس دارای احساس قدرت و بر اساس آن دور از هوای نفس و تبعیت از هوی است. آنچه در عبادت مادر مطرح است، همه اش شب زنده داری، بی خوابی و تسبیح گفتن نیست، قرآن خواندنها، دعا گویی، ذكرها، روزه داری همه و همه عبادت است ولی مهمتر از آن جنبه عملی و دخالت دادن معنی در تمام فعالیت زندگی است. در انجام عبادت عمل و رفتار مهم است. صد سخن مادر در زمینه عبادت خدا به اندازه یك عمل چند لحظه ای در كودك نافذ نیست. صد بحث در مورد نماز به اندازه یك نماز خواندن نمی‌‌ارزد. روح دینی را باید از طریق عمل به كودك تزریق كرد نه از راه حرف و سخن. روح خلوص مادر در حین عبادت، تضرعات و خیرخواهی او، بیداری و شب زنده داری هایش، عمل و رفتار اسلامی‌اش در كودك مؤثر است. او در سایه عبادت شخصیتی مستقل با ملاك‌های ایمانی ثابت و استوار پیدا می‌‌كند. از رذیلت‌ها و پستی‌ها دور می‌‌شود و همین خصایص در فرزند او اثر می‌‌گذارد و او را می‌‌پروراند. از سوی دیگر وقتی شیر مادر به همراه یاد خدا وارد دهان كودك می‌‌شود هنگامی‌‌كه دوران حملش با ذكر و یاد الهی باشد و موقعی كه مادر در زندگی روزمره خدا را به یاد داشته و به یاد كودك اندازد فرزندش غارتگر،كثیف و پست بار نمی‌‌آید و ارزشهای انسانی را فدای مقاصد شخصی نمی‌‌كند. اثر فعالیت‌های عبادتی مادر همه گاه حتی پس از مرگش در ذهن كودك نقش بسته است و آدمی ‌‌را به یاد آن می‌‌اندازد. امام مجتبی (ع) درباره مادر بزرگوارش می‌‌گوید: شبها تا صبح او را در محراب عبادت می‌‌دیدم كه سرگرم دعا بود و اول همسایه را دعا می‌‌كرد.

چنان نمای كه هستی

«اى جان فداى آن كه دلش با زبان يكى است‌» و اين همان «گوهر صداقت‌» است كه هر جا يافت‌شود و در هر كس ‌تجلى يابد، نفيس و ارزشمند است. بسيارى از ناهنجاريهاى رفتارى و اختلافات خانوادگى و مشاجرات ميان دوستان و فاميلها، پديده‌اى است كه از «بى‌صداقتى‌» و «ناخالصى‌» به وجود مى‌آيد. و مگر«نفاق‌» هم نوعى عدم صداقت نيست؟ «فريب‌» نيز، جلوه ديگرى از ناراستى در گفتار و رفتار است و ... كم نيست «طلاق‌»هايى كه ريشه در عدم صداقت در مراحل اوليه ازدواج در اظهارات، ادعاها، وعده‌ها،وانمود كردنها و پاسخها دارد. با اين حساب، صداقت، استوارترين ‌بنيانى است كه دوستيها، مشاركتها و ازدواجها، و ... بر آن استوار مى‌گردد و بدون آن، همه اين بنيانها در معرض فروپاشى است. كسى كه در «گفتار»، صادق و راست‌ باشد، از «دروغ‌» پرهيز مى‌كند،چه به شوخى چه جدى. كسى كه در «دوستى‌» صادق باشد، به مقتضيات ‌دوستى پایبند است و ايثار و فداكارى، گذشت نسبت ‌به خطاها، تحمل تنديها و جفاها، همكارى در گرفتاري‌ها و نيازمندي‌ها، همدردى‌ در مشكلات و غمها خواهد داشت. كسى كه در «ايمان‌» صادق باشد، از نفاق و دورنگى و ريا دورى‌ مى‌كند. آن كه در «زهد»، صادق باشد، رياكارانه و از روى مردم فريبى، تظاهر به زهد و ساده‌زيستى و ترك دنيا نمى‌كند. آن كه در پند و موعظه و تبليغ و ارشاد صداقت داشته باشد، عملش ‌آينه حرفش و رفتارش شاهد گفتارش خواهد بود و «صدق در عهد» وفاى به قولها و قرارها و تعهدات است. اينگونه صداقتها، معيار و ملاك مسلمانى و نشانه نزديكى فكرى و عملى به صاحب شريعت، حضرت رسول(ص) است، كه فرمود: «اقربكم منى غدا فى الموقف اصدقكم فى الحديث و اداكم للامانة و اوفاكم ‌بالعهد ...»؛ نزديكترين شما به من در موقف قيامت، كسى است كه راستگوتر، امانت‌دارتر و باوفاتر به پيمان باشد. به فرموده پيامبر خدا(ص): راستى در گفتار، تعهد نسبت‌ به امانت‌مردم و وفا به پيمان، نشانه «صداقت‌» و معيار قرب به آن حضرت است و هر كه دروغگو، خائن و بى‌وفا باشد، از آن رسول صدق و امانت فاصله دارد. قوام هر جامعه، به اعتماد انسانها به يكديگر است. آنچه اين بنيان ‌را استوار و مستحكم مى‌سازد، صداقت انسانها نسبت‌ به هم است و اگر صدق و راستى از جامعه‌اى رخت‌بربندد، زندگيها هم دشوار، ناامن،تلخ و نكبت‌بار خواهد بود. آيا شما همانطور كه مى‌نماييد، هستيد؟ بايزيد بسطامى گفته است: «يا چنان نماى كه هستى، يا چنان باش كه ‌مى‌نمايى!». و اين، يعنى «صداقت‌». دوچهره‌ها نيز فاقد صداقت‌اند. آنان كه ظاهر و باطنشان يكى‌ نيست و گفتار و رفتارشان به هم نمى‌خورد و رو در رو و پشت‌سر، با ديگران برخوردى متفاوت دارند. در ظاهر و پيش‌رو، اظهار ارادت و دوستى و اخلاص دارند، اما پشت‌سر، از غيبت و سخن‌چينى و تهمت ‌و افشاى عيوب و تحقير و توهين، پروا ندارند.

 

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS