دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله جعفر سبحانی

No image
تدریس آیت الله جعفر سبحانی

تدریس

از مقدّمات تا سطح

آیت الله سبحانى تدریس را از همان اوایل طلبگى شروع کرد. به گونه اى که هم زمان با تحصیل در مدرسه طالبیه، مقدّمات را تدریس مى کرد و این به درک بهتر آنچه آموخته بود، کمک شایانى نمود. او در سال 1325 ش. وارد قم شد و پس از مدّتى تحصیل، تدریس دروس سطح را آغاز کرد و مسیرى را که در تبریز آغاز کرده بود، تداوم بخشید به گونه اى که نزدیک به هفت سال، «مطول»، چند دوره «معالم» و «لمعتین»، هفت دوره «رسائل» و چند دوره «مکاسب» و پنج مرتبه (10 سال) «شرح منظومه» را تدریس کرد.

تدریس دروس خارج

اوج فعّالیت هاى علمى مربوط به تدریس وى را باید از سال (1345 ش.) دانست که بر اثر اصرار طلاّب، حوزه درس خارج فقه و اصول تشکیل داد و از آن تاریخ تا امروز (1382 ش. / 1424 هـ .ق.) نزدیک به 37 سال است که به این امر مهمّ اهتمام مى ورزد و هم اکنون نیز این درس ادامه دارد و درس خارج اصول ایشان از جمله حلقه هاى ارزشمندى است. هر روز محتواى درس اصول آن استاد به چاپ مى رسد و بیش از هزار نفر در آن شرکت مى کنند. تا کنون سه دوره کامل اصول و هر دوره را به مدّت شش سال تدریس کرده اند و چهارمین دوره را نیز به پایان برده اند. تقریرات این درس ها بسیار است و یک دوره کامل آن (المحصول فى علم الرّجال) در چهار جلد به چاپ رسیده است.

علاوه بر این در طول بیش از 24 سال تدریس منظم خارج فقه، مباحث مختلفى، مانند کتاب هاى زکات، حدود، دیات، قضا، مضاربه (دو بار) مکاسب محرّمه، خیارات، ارث، طلاق، نکاح، خمس، را تدریس کرده اند. برخى از تقریرات این دروس چاپ شده است. استاد در طى سالیان دراز، کتاب «اسفار» را هم تدریس کرده که هم اکنون شاگردان آن دوره ایشان استادان ماهرى در فلسفه به حساب مى آیند.

همچنین تدریس عقاید، رجال، درایه، تاریخ، ملل و نحل و تفسیر و ادبیات را هم باید به این مجموعه افزود.([66])

درباره شیوه تدریس وى نیز به آنچه خود در مصاحبه اى یادآور شده اند، بسنده مى کنیم.

«درباره شیوه تدریس خود باید بگویم که همواره بدون اندکى تأخیر سعى مى کنم سر درس حاضر شوم و با بیانى شمرده و منظم به القاى درس فقه و اصول و عقاید بپردازم. ابتدا دورنمایى از بحث را ارایه مى کنم. آنگاه به تفصیل موضوع مورد بحث مى پردازم و سعى مى کنم با نهایت دقّت، نظرات محقّقان پیشین را تحلیل و نقادى کنم. به اشکالات طلاّب گوش مى دهم. هر قدر اشکال سست باشد به نظر من قابل بررسى است. سعى مى کنم طلاّب را به زیبانویسى و صحیح نویسى ترغیب مى کنم. دفاتر شاگردان را گرفته و آن ها را راهنمایى مى کنم و هر چهارشنبه حدیثى از ائمه اطهار(علیهم السلام) را شرح مى دهم. برخى از نوشته هاى شاگردان را در فقه و اصول و کلام و تاریخ که درس هاى مرا به نگارش درآورده اند مطالعه مى کنم که بعد از تصحیح به چاپ مى رسند و آنان به این طریق تشویق مى شوند در درس فقه به تتبّع گفتار فقها، دقّت در آن ها، تحقیق در رجال سند احادیث و دقّت در فهم روایات بپردازند. در درس اصول نیز با تکیه بر متن «کفایة الاصول» گفتار اصولیان را به نقد مى کشم.([67])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

امام(ع) در توصيف پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «… و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة»3 كه اشاره است به آيه شريفه: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، 16/125). با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن»
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʂ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(2)

علي (علیه السلام) در نامه يي به يكي از عمّالش مي نويسد: «فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالمَحَلِّ الَّذي ينُارِي الظّالِمُ فيهِ بِالحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ؛ (نامة 41) به آن ماند كه تو به آخرت رسيده يي و زير خاك پنهان گشته يي و كردارت به تو نمايانده شده است در جايي كه ستمگر به صداي بلند، دريغ مي گويد و تبهكار آرزوي برگشت به دنيا مي كند.»
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS