دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تربیت عقلانی در فلسفه اسلامی

تربیت عقلانی در اصطلاح روانشناسان و عالمان تعلیم و تربیت به گونه ای از تربیت اطلاق می‌شود که موجب رشد و تقویت عقل می‌شود که طی آن نیروهای عقل و ذهن انسانی رشد می‌یابد و قدرت استدلال انسان رو به افزایش می‌رود.
تربیت عقلانی در فلسفه اسلامی
تربیت عقلانی در فلسفه اسلامی

تربیت عقلانی در اصطلاح روانشناسان و عالمان تعلیم و تربیت به گونه ای از تربیت اطلاق می‌شود که موجب رشد و تقویت عقل می‌شود که طی آن نیروهای عقل و ذهن انسانی رشد می‌یابد و قدرت استدلال انسان رو به افزایش می‌رود. از این رو تربیت عقلانی به همه انواع تعلیم و تربیت اطلاق می‌شود و در هر یک از انواع تعلیم و تربیت، تربیت عقلی و شناختی وجود دارد.

از دیدگاه فردی تربیت عقلانی کسب معارفی است که در فرهنگ عمومی و یا در فرهنگ خاص، دانش قلمداد می‌شود. نخستین حامیان تربیت عقلانی، فلاسفه یونان باستان یعنی سقراط، افلاطون و ارسطو بوده اند. به نظر سقراط میان تربیت عقلانی و اخلاقی رابطه‌ای عمیق وجود دارد و دانش مبنای فضایل است.

حکیم ملاصدرا نیز با توجه به قابلیت هایی که برای خرد آدمی قائل است، معتقد است عقل انسانی توانایی هایی همچون تجزیه، تحلیل و ترکیب امور دارد. به نظر وی هدف از آفرینش هستی، معرفت و علم بوده است و افراد با توجه به میزان حرکت عقلانی شان دارای درجاتی متفاوتند و در این راستا آدمی باید به اندیشه‌های علمی روی آورد و بکوشد تا از مرتبه عقل هیولانی به افق عقل بالفعل و... گام فراتر نهد تا نفس او به فعلیت شایسته خود برسد.

ملاصدرا با توجه به اینکه ادراک را دارای ساحت ها و مراتب حسی، حصولی، خیالی، وهمی و عقلی می‌داند، بنابراین مراتبی را برای رشد انسان در حوزه فکری قائل است که آدمی می‌تواند در مرتبه آغازین متوقف شود یا به حرکت در مراتب رشد ادامه دهد. وی معتقد است اصولاً هدف از وضع قوانین و احکام الهی، به کارگیری عالم غیب برای ارتقای عالم شهادت و استخدام شهوات و عواطف و احساسات برای رشد عقلانیت است و در نتیجه این تربیت، شهوات در اختیار عقول قرار می‌گیرند، اما اگر رفتارهای نابهنجار رشد یابد خرد در خدمت شهوات قرار می‌گیرد.

اگر به درستی در احکام دین تامل کنیم، درخواهیم یافت که هیچ دستوری از دستورهای شرع، از تقویت بعد متعالی انسان تهی نیست، پس باید به هوش بود و در هیچ کدام از کردارها توجه به خدا و ملکوت را از یاد نبرد.

حکیم شیرازی از برخی معاصران خود که پرده بر دیده افکنده اند و از انوار حکمت و اسرار آن محروم مانده اند، شکوه می‌کند، زیرا اینها کسانی را که در امور ربانی و آیات سبحانی ژرف اندیشند، به بدعت متهم می‌کنند. اینها کسانی هستند که از دایره خرد و عرفان بیرونند و در زندان حس و مادیات گرفتار شده اند و از آنجا که روش حکمت و یقین را کنار نهاده اند و با دانش به دشمنی برخاسته اند، پرچم جهل برافراشته شده و علم به مسلخ کشیده شده است. از این رو هر کس در دریای نادانی شناگری ماهر باشد و از درخشش معقول و منقول بیشتر فاصله گیرد، به پذیرش نزدیک تر است.

صدرالمتالهین با تاکید بر ضرورت ژرف اندیشی در همه شئون و نظام هستی، معتقد است کسی که به تقلید خشنود باشد و بر ظواهر تکیه نماید، هرگز به حقایق نمی رسد. به نظر ملاصدرا در عرصه علوم باید حصارهای تقلید را شکست و به صرف اینکه یک دیدگاه مشهور شده است، نباید آن را پذیرفت، زیرا این روش موجب وقوع خطا در علوم نظری می‌شود و حکیم واقعی کسی است که به صرف مشهور بودن یک دیدگاه توجه نمی کند و هنگامی که به حق برسد، از مخالفت با کثریت به خود بیم راه نمی دهد و در هر زمینه ای، شخصیت ها برای وی ملاک پذیرش نیستند، بلکه گفته ها بیش از اشخاص برای وی اهمیت دارند؛ به فرموده حضرت امیر (ع): «لایعرف الحق بالرجال لکن اعرف الحق تعرف اهله.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS