دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تمدن اسلامی، حوزه های علمیه و مسئله علوم انسانی

No image
تمدن اسلامی، حوزه های علمیه و مسئله علوم انسانی

تمدن اسلامي، حوزه هاي علميه و مسئله علوم انساني

امیرحسین هاشمی جاوید

انقلاب اسلامی که دستاورد دوازده قرن مجاهده علمی و عملی علمای شیعه است، فرصت بی بدیلی را فرا روی روحانیت و حوزه های علمیه گذاشته است. روی دیگر این فرصت، ماموریت خطیری است که که حوزه های علمیه به مثابه نهاد متولی فرهنگ و معرفت اسلامی بر عهده دارد. روحانیت و حوزه های علمیه مسئولیت دارند که آموزه های قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) را در ترازی متناسب با نظام مقدس جمهوری اسلامی استنباط، تبیین و ترویج کنند. رهبر معظم انقلاب در رهنمودهایشان به حوزویان ، این مسئولیت خطیر را بارها یادآور شده اند و حوزه های علمیه را به تلاشی در این تراز فرا خوانده اند و غایت آن را که بازسازی تمدن اسلامی است، منوط به تولید فکر و اندیشه و پرورش انسان دانسته اند. تمدن اسلامی غایت فرایندی است که با انقلاب اسلامی آغاز شده و با گذر از مراحل نظام اسلامی، دولت اسلامی و جامعه اسلامی تحقق آن میسر خواهد شد. حوزه های علمیه که گنجینه اندیشه های بنیادین و معارف ناب اسلامی است، پایگاه معماران واقعی تمدن اسلامی به شمار می‌رود:‌
‌«... چون این راه جز با پای ایمان و نیروی ایمان و عشق طی شدنی نیست، باید کسانی باشند که بتوانند روح ایمان را در انسان ها پرورش دهند. بدون شک مدیران جامعه جزء نقش آفرینانند؛ متفکران و روشنفکران جزء نقش آفرینانند؛ سیاستمداران جزء نقش آفرینانند، آحاد مردم هر کدام به نحوی می‌توانند در خور استعداد خود نقش آفرینی کنند، اما نقش علمای دین، نقش کسانی که در راه پرورش ایمان مردم از روش دین استفاده می‌کنند، یک نقش یگانه و منحصر به فرد است. مدیران جامعه هم برای اینکه بتوانند به درستی نقش آفرینی کنند به علمای دین احتیاج دارند. سیاستمداران و فعالان سیاسی جامعه نیز همین طور...»‌

با در نظر گرفتن این مقدمه باید تصریح کنیم که همانا یکی از حلقات این زنجیر مهم تمدن سازی تولید علوم انسانی بومی و اسلامی می‌باشد که در واقع یکی از ارکان حیاتی و مهم یک تمدن اسلامی محسوب می‌شود. تحول در حرکت حوزه های علمیه نیز یکی از ابعاد مهمش همین مسئله علوم انسانی می‌باشد. البته باید تصریح کنیم همان طور که رهبر انقلاب در بیاناتشان در سفر قم فرمودند دغدغه اصلی ایشان پیرامون تحول در حوزه حوزوی سازی حوزه است. به این معنی که حوزه ها قدر سرمایه های خویش را بدانند و بر اساس همان خود را با نیازهای روز جامعه تطبیق دهند اما این تطبیق دهی به هیچ وجه به معنای دانشگاهی سازی حوزه و یا دست کشیدن حوزه از داشته های ارزشمند خود نیست؛ بلکه مقصود از تحول استفاده کردن از آن منابع غنی به همراه عنصر اجتهاد است. به همین دلیل ایشان بر تحصیل رشته های فلسفه و تفسیر قرآن در کنار فقه تاکید داشتند و تذکر دادند که امروز فضای فکری به گونه ای است که نمی توان بدون فلسفه به شبهات پاسخ داد. شاید این سخنان رهبری را هم بتوان عکس العملی نسبت به برخی از تفاسیر غلط نسبت به تحول در حوزه دانست. بر اساس این تفاسیر برخی گمان کرده بودند معنای تحول در حوزه، دانشگاهی سازی حوزه است و برخی دیگر از ترس هرگونه دانشگاهی سازی، به ساختار خشک و متصلب حوزه چسبیده و هرگونه تغییری در آن را انحراف از حرکت اصیل و تاریخی حوزه می‌دانستند. رهبر معظم انقلاب با تبیین دقیق و خاصی که از بحث تحول در حوزه در طول سال های گذشته ارائه دادند باعث شدند که این دو جریان افراط و تفریط به حد تعادل توجه کرده و سعی کنند با رویه اجتهادی که عامل بقای شیعه در طول تاریخ پر فراز و نشیب آن است این حرکت را ادامه دهند.

در هرحال حرکتی که امروزه بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز است تحولی است که باید علاوه بر گستره های قدیم علوم حوزوی وارد فضاهای جدیدی همچون علوم انسانی نیز شود که امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. برای همین است که ایشان در دیدارهای مختلفی که در سفر ده روزه شان به شهر مقدس قم (آبان ماه سال جاری) داشتند به انحای مختلف روی این موضوع تاکید کردند که در ادامه جهت باز خوانی مجدد این مطالبه مهم به دو مورد از مهمترین آنها اشاره می‌کنیم:

-‌‌ ‌اینکه بنده درباره علوم انسانی در دانشگاه ها و خطر این دانشهای ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه ها، هم به مسئولان - به خاطر همین است‌. ‌این علوم انسانی ای که امروز رایج است، محتواهایی دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامی و نظام اسلامی است؛ متکی بر جهان بینی دیگری است؛ حرف دیگری دارد، هدف دیگری دارد. وقتی اینها رایج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت می‌شوند؛ همین مدیران می‌آیند در راس دانشگاه، در راس اقتصاد کشور، در راس مسائل سیاسی داخلی، خارجی، امنیت، غیره و غیره قرار می‌گیرند. حوزه های علمیه و علمای دین پشتوانه هایی هستند که موظفند نظریات اسلامی را در این زمینه از متون الهی بیرون بکشند، مشخص کنند، آنها را در اختیار بگذارند...( بیانات در دیدار طلاب، فضلاو اساتید حوزه علمیه قم‌)‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS