دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تنها آرامشی که از دست نمی‌رود

No image
تنها آرامشی که از دست نمی‌رود

ارتباط با خدا، ظرفیت روانی انسان را برای تحمل مشکلات بالا می‌برد. به همین دلیل، انسان دیندار در مراحل بالاتر ایمان، نه از چیزی در هراس است و نه از حادثه‌ای محزون و افسرده می‌شود. عبادت با توجه دادن آدمی به عوالم بالاتر و پرواز دادن او از دنیای مادی، افق دید وی را بازتر می‌کند و به آن وسعت می‌بخشد. انسان پرستش‌گر با عالمی بسیار فراتر از عالم ماده مرتبط است و در نتیجه، بسیاری از مشکلات و نگرانی‌های دیگران را ندارد و اصولا آنها را مشکل به حساب نمی‌آورد. به بیان دیگر، ارتباط با خدا، ظرفیت روانی انسان را برای تحمل مشکلات بالا می‌برد. به همین دلیل، انسان دیندار در مراحل بالاتر ایمان، نه از چیزی در هراس است و نه از حادثه‌ای محزون و افسرده می‌شود. «بدانید که دوستان خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند».[«أَلَا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لَا هُمْ یحْزَنُونَ» (یونس، 62)]«اولیا و دوستان راستین خدا به خاطر آشنایی با خدا، که وجود بی‌انتها و قدرت بی‌پایان و کمال مطلق است، ماسوای خدا در نظرشان کوچک، کم‌ارزش، ناپایدار و بی‌مقدار است. از اینجا روشن می‌شود که چرا آنان ترس و اندوهی ندارند؛ زیرا ترس معمولا از احتمال فقدان نعمت‌هایی که انسان در اختیار دارد، یا خطراتی که ممکن است در آینده او را تهدید کند ناشی می‌شود، چنان‌که اندوه معمولا نسبت به گذشته و فقدان امکاناتی است که در اختیار داشته است. آنان از هرگونه وابستگی و اسارت جهان ماده آزادند و زهد به معنی حقیقی بر وجود آنان حکومت می‌کند. نه با از دست دادن امکانات مادی نا‌آرامی می‌کنند و نه ترس از آینده در این‌گونه مسائل، افکارشان را به خود مشغول می‌دارد. بنابراین، غم‌ها و ترس‌هایی که دیگران را دائما در اضطراب و نگرانی نسبت به گذشته و آینده نگه می‌دارد، در وجود آنان راه ندارد.منظور، غم‌های مادی و ترس‌های دنیوی است و گرنه دوستان خدا وجودشان مالامال از خوف او است، ترس آنان از عدم انجام وظایف و مسئولیت‌ها و اندوه بر موقعیت‌های از دست رفته است که این ترس و اندوه جنبه معنوی دارد و مایه تکامل وجود انسان و ترقی اوست، برعکس ترس و اندوه مادی که مایه انحطاط و تنزل است».[2] براى رسیدن به حالت آرامش و قرار روانى، توجه به نكات زیر ضرورت دارد:1- ناآرامى عوامل و زمینه‌هایى دارد كه باید شناسایى و زدوده شود؛ مثلا گذراندن وقت به بیهودگى و انجام كارهاى بى‌هدف و بیهوده، خود علت تشویش و بى‌قرارى است. در مقابل خلوت‌گزینى، غور در باطِن و حضور در مجالس وعظ و پند و كسب معارف خود به خود آرامش ظاهرى و باطنى به ارمغان مى‌آورد.2-برنامه‌ریزى در امور زندگى و اختصاص اوقاتى براى تفریحات سالم و تهى از گناه، مثل راهپیمایى در فضاى روح‌بخش و شنا، در آرامش انسان تأثیر شگرف دارد. 3- مشاوره‌هاى علمى و تخصصى و نیز تغذیه مناسب در تقویت اعصاب و روان موثر است. گرسنگى شدید و مفرط و حتى پرخورى و زیاده‌روى در خورد و خوراك موجب ناراحتى‌هاى روحى و روانى مى‌گردد.4- گناه و معصیت و نافرمانى خداوند متعال از عوامل اصلى ناراحتى‌هاى روانى است. گناه یعنى خارج شدن از مسیر خداوند. گناه به معناى برآشفتن و تیره ساختن درون و باطن است. روح آدمى با رسیدن به ساحل پاكى و اجتناب از گناهان، به قرار و آرامش مى‌رسد؛ چون روح با طهارت سنخیت دارد و با گناه ناسازگار است. از این رو، گناه قرار را از انسان مى‌گیرد. هر گناه قبح فعلى و قبح فاعلى در بردارد. قبح و زشتى فعلى، به مفاسد موجود در خود عمل مربوط است و قبح فاعلى به شرایط ذهنى و روحى گنهكار مربوط مى‌شود. شرایط ذهنى گنهكار عبارت است از داشتن روح تمرد، طغیان، قانون‌شكنى و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. چنین روحى جز با ترك گناه به آرامش دست نخواهد یافت.5- انجام واجبات و انس با خدا مخصوصا نماز اول وقت و با جماعت‌. در واقع آرامش قلبى ثمره یاد خداست: «فاذكرونى أذكركم» خداوند به ما دستور داده پیوسته وى را یاد كنیم و او را حاضر و ناظر بر احوال خود بدانیم. جریان حضرت یونس را كه مضمون نماز غفیله‌ با ایشان ارتباط دارد، بررسى كنید. وقتى گرفتارى‌هاى حضرت به بالاترین حد مى‌رسد، انس و یاد خدا او را از گرفتارى‌ها مى‌رهاند: «لااله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمین، فاستجبنا له و نجّیناه من الغمّ و كذلك ننجى المومنین» امام صادق(ع) مى‌فرماید: تعجب مى‌كنم از كسى كه غمگین و نگران است و به فرمایش الهى پناه نمى‌برد؛ «لا اله الا الله انت...». چون خداوند به دنبال آن مى‌فرماید: «فنجّیناه من الغمّ و كذلك ننجى المومنین» خداوند به واسطه ذكر خودش، حضرت یونس را از گرفتارى‌ها نجات داد و هر مومنى را كه به این ریسمان الهى چنگ زند، نجات خواهد داد.6- شركت در مجالس عمومى دعا مثل دعاى كمیل، ندبه و... . برخى بزرگان مى‌فرمایند: هیچ مشكلى نداشتم مگر اینكه با دعاى توسل حل شد.7- رفتن به زیارت اهل قبور و شهدا و یاد قبر و قیامت و برزخ و معاد و توجه به آرامگاه اصلى و ابدى، در رهایى از تألمات و ناراحتى‌هاى دنیوى موثر است. اصولا توجه صِرف به دنیا و قطع توجه از آخرت و منزلگاه قبر و برزخ، اعراض و روی‌گردانى از یاد خدا را در پى دارد و هر كه از یاد خدا اعراض كند، روزگارش تباه خواهد شد.8- انجام اعمال مستحبى كه شخص از آن لذت مى‌برد، اگر با استمرار و مراقبه انجام شود، در طول مدت زمان متناسب، شخص را به قرار و آرامش مى‌رساند.در مجموع، مى‌توان گفت ناآرامى ریشه‌هایى دارد كه باید خشكانیده شود؛ آنگاه زمینه مناسب براى رسیدن به آرامش از راه‌هاى عقلانى و شرعى فراهم مى‌آید و انسان با توكل و اعتماد به منبع اصلى آرامش(خداوند) به مقصود دست مى‌یابد؛ «الذین آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذكرالله، الا بذكرِالله تطمئنّ القلوب»؛ در پایان توجه به این نكته ضرورى است كه آرامش روحى مراتبى دارد و دستیابى به آن به تدریج حاصل مى‌شود؛ درست مانند سایر ملكات روحى كه با تمرین و گذشت زمان حاصل مى‌شود. رسیدن به آرامش نیز نیازمند طى این مراحل است. این مراحل بعضى جنبه سلبى دارد مانند ارتكاب محرمات كه دل را آلوده و در نتیجه ناآرام مى‌كند. كسى كه مى‌خواهد به آرامش واقعى دست یابد راهى ندارد جز اینكه در گام اول مطیع نواهى خداوند متعال شود و از آنچه حضرت حق نهى كرده اجتناب كند؛ و بعضى جنبه ایجابى دارد؛ یعنى بعد از اینكه دل از گرد غبار گناه پاك گردید، مستعد پذیرش حقایق و ملكات پسندیده نفسانى مى‌شود و این كار صرفا از طریق انجام تكالیف الهى و واجبات و مستحبات امكان‌پذیر است. بنابراین، آرامش دل محصول عبودیت محض حق تعالى است و راهكار عملى آن نیز اجتناب از گناهان و انجام واجبات و مستحبات است و در هر زمانى به تناسب استعداد و توانمندى‌هایى كه انسان دارد، متوجه او مى‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS