دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توسعه بر مبنای آرمانشهر مهدوی

No image
توسعه بر مبنای آرمانشهر مهدوی

جامعه مهدوي، توسعه غربي، توسعه اسلامي

آیدین تبریزی

به اذعان بسیاری از صاحب نظران غربی هم اکنون مدل‌های توسعه غربی نه تنها به بن بست رسیده است بلکه تمدن بر آمده از چنین توسعه‌ای نیز در آستانه خطر فروپاشی قرار دارد. تنها طی چند سال اخیر هزاران مقاله در خصوص سقوط تمدن غرب از سوی اندیشمندان غربی نگاشته شده است که این امر خود بیانگر ماهیت درحال فروپاشی غرب است. با این حال و در هنگامی که تنها نسخه توسعه‌ای در جهان با شکست جدی روبه رو شده است ایران اسلامی می‌تواند مدل توسعه و پیشرفتی تازه را به جهان ارائه دهد. مدلی که در آن مادیات پلی به سوی معنویات محسوب می‌گردند.

البته طی سالهای متمادی عده‌ای فکر می‌کردند که اساسا نمی‌توان مادیات و معنویات را در یک ظرف جمع کرد با این حال با کنکاش در آموزه‌های دین مبین اسلام به خوبی متوجه می‌شویم که اسلام اصلی‌ترین راه رسیدن به کمال را از طریق همین زندگی مادی عنوان کرده است. آنچه که امروز ما در غرب شاهد آن هستیم توسعه مبتنی بر لذت محوری است که در نهایت با شکت روبه روشده است. اما بی شک آنچه که در دین اسلام به نام توسعه و پیشرفت آمده است مفهومی متفاوت با پیشرفت به سبک غربی است. در دین مبین اسلام اصالت بر رابطه میان انسان و خدا قرار دارد و همه چیز در راستای بازگشت انسان به بارگاه الهی معنا می‌شود. لذا می‌توان گفت که توسعه و پیشرفت در اسلام شاید ظواهر یکسان با توسعه غربی دارد اما ماهیتا تفاوت دارند. با این حال می‌توان گفت آرمانشهر مهدوی می‌تواند چراغ راهنمایی در تبیین الگوی پیشرفت و توسعه اسلامی باشد.

ما برای دستیابی به پیشرفت و توسعه نیازمند علوم و دانشی هستیم که نیازمند قوه‌ای ورای عقل بشری است که بتواند کلید‌های درهای متعدد پیش روی انسان را در اختیار داشته باشد .عقل بدون معنویت جز در سیاهی و تاریکی قدم نخواهد گذاشت و نتیجه عقل بدون معنویت نیز هم اکنون در غرب مشخص شده است! امروز بشر تمام علوم حتی علوم انسانی و اجتماعی را به کاربسته است تا از آن برای کسب مقاصد و مطامع دنیوی بیشتر استفاده کند.

در حالی که در حقیقت این علوم باید در راستای بستر سازی برای تحقق یک حکومت جهانی و مبتنی بر عدالت باشند چرا که اساسا حکومت جهانی حضرت صاحب الامر(عج) نیازمند بسترسازی است. به عناون مثال در علوم سیاسی دانشمندان ما باید به این سئوال پاسخ دهند که چگونه می‌توان حکومتی جهانی داشت و گردش قدرت در این حکومت چگونه است؟ دانشمندان حوزه علوم اجتماعی باید به این سئوال پاسخ دهند که چگونه در جامعه مهدوی جرم و جنایتی رخ نمی‌دهد؟ چگونه است که امنیت به سطح عالی خویش می‌رسد؟ در روانشناسی غرب تمام تلاش بر آن است که سرگشتگی‌های درونی افراد با مخدرهای دنیوی تسکین یابد؟ آیا این مفهوم جایی در علوم انسانی اسلامی و نحوه دستیابی به توسعه‌ای مهدوی دارد؟ آیا ما قائل به این نیستیم که انسان فطرتی خداجو و خداگرا دارد و اگر این فطرت از منبع خود قطع شود دچار سرگردانی خواهد شد؟ از این روست که ضرورت می‌یابد که تغییر و تحولات بنیادینی در نحوه نگرش اندیشمندان و صاحب نظران به حوزه توسعه پدید آید. بی‌شک جامعه مهدوی می‌تواند یک الگوی کار و همچون چراغی دورنما افق‌ها را ترسیم کند و راه را به ما نشان دهد. مهدویت حلقه مفقوده توسعه در کشور ماست. امروز و در مقطعی که الگوی توسعه‌ای غرب به بن بست رسیده است تلاش برای تبیین ویژگی‌ها و اساسا نحوه دستیابی به یک جامعه ایده ال اسلامی می‌تواند بهترین راهکار برای تبیین الگوی پیشرفت باشد. در حقیقت چنین فرضی به خودی خود راه را برای تبیین سایر بخش‌های توسعه‌ای نیز هموار می‌سازد و به الگوی توسعه هدف روشنی می‌بخشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS