دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توصیف نظام والن Definition of Wallon’s system

No image
توصیف نظام والن Definition of Wallon’s system

كلمات كليدي : مرحله، دوره، عدم پيوستگي، وحدت شخص، پويايي تحول، جهت رشد، روان شناسي رشد

نویسنده : مهدي عبادي

هنری والن[1]، از روان‌شناسانی است که مراحل تحول انسان را از تولد تا مرگ، به صورت یک نظام ارائه کرده است. در نظام تحول روانی والن، تداخل و درهم‌آمیختگی‌های پیچیده‌ای مشاهده می‌شود. هر مرحله از مراحل رشد، ریشه در مرحله قبلی داشته و نامربوط با مراحل بعدی نیز نیست. مبانی فکری پژوهش در نظام والن گسترده بوده و مانند نظام پیاژه[2] مقید به مرزهای مشخصی نیست. همچنین رشد داخلی و تاثیر محیط، ناپیوسته بوده و با جهش‌های پیش‌بینی شده همراه است.[3]

نظام‌ها، توصیف‌کننده جریانی از گام‌های متوالی تحول روانی در دوره‌های مختلف زندگی هستند. یک نظام سراسری، در زمره نظریه‌های کلان روان‌شناختی بررسی می‌شود و ارائه‌کننده چرخه بزرگ تحول روانی از آغاز تا مرگ است. حتی نظریه‌پردازان کلان، در گسترده‌ترین سطح یافته‌های خود نیز نتوانسته‌اند یک نظام سراسری تبیین کنند و نظام‌های موجود، تنها کوششی در پوشش دادن به این مفهوم هستند، کوششی که بوهلر[4] از سال 1933 آغاز کرد و به فراگیرترین نظام عصر، یعنی نظام پیاژه منجر گشت.[5]

والن، اولین پوشش چرخه بزرگ تحول روانی را با نام "زندگی روانی" ارائه کرد. وی از پزشکی به روان‌شناسی روی آورد، بنابراین نظام وی ابتدا بر مایه‌های عصب‌شناسی و نشو و نمای عصبی مبتنی بوده است. یعنی تحول روانی را با سبکی نزدیک به سبک عصب‌شناختی و فیزیولوژیک تبیین می‌کرد.

اصول اولیه والن به جنبه‌های کنشی فعالیت انسان اشاره داشت. در این مرحله، وی با توجه به اصول سه‌گانه اولیه خود، مراحل نخستین زندگی را به برانگیختگی، هیجان‌پذیری و حسی – حرکتی تقسیم کرد. پس از آن و با دگرگونی مفاهیم روان‌شناختی و نزدیک‌تر شدن والن به عوامل اجتماعی، اصول نظام والن از بازداری‌های کنشی فاصله گرفت و ابعاد مورد توجه وی به آگاهی، منش، تفکر، رفتار و هیجان تغییر کرد و والن نظام خود را به اصول پنج‌گانه مبدل کرد.

اصول نظام والن

اصل عدم پیوستگی: دستگاه روانی تحول پیوسته ندارد، بلکه نظام‌های مختلف مرتبا جانشین یکدیگر می‌شوند. بنابراین پشت سر هم قرار گرفتن سال‌های زندگی از نظر اهمیت جنبه ثانوی دارد؛ چرا که ممکن است دستگاه روانی چندین سال در یک چارچوب کششی و بدون تغییر قرار گرفته یا ظرف یک سال دچار تحولاتی شود.

اصل وحدت شخص: وحدت شخص، مقدم بر تغییرات اوست. یعنی در طول زندگی، حالات روانی فرد مرتبا دچار تحول می‌شود و آنچه در تمام مراحل و دوره‌ها ثابت می‌ماند، شخص است؛ به این معنی که شخص به عنوان یک کل، همیشه و در تمام مراحل رشد به صورت تام باقی می‌ماند.

اصل پویایی تحول: تغییرات، روی هم انباشته نمی‌شوند بلکه هر تغییر در سازمان روانی با برقرار شدن نظام جدیدی همراه است و یک گذار از موقعیت قبلی به موقعیت جدید ایجاد می‌شود.

اصل جهت رشد: در تمام زمینه‌های تحول(حرکتی، هیجانی و عقلی)، همواره جریان تحول از کل‌نامتفاوت به تفاوت‌یافتن طی می‌شود. برای مثال، هیجان که یک حالت کلی است به طرق مختلف در رفتار فرد ظاهر می‌شود.

اصل نقش نمو و محیط: برای نمو دستگاه روانی که نمایان‌گر تحول است، محیط باید موقعیت‌های تغییر و تکامل را به وجود آورد وگرنه فرد با ثبوت در یک مرحله مواجه خواهد شد و سیر تکاملی، ناقص یا فاقد هدف مورد انتظار خواهد بود.[6]

موضع‌گیری والن درباره مفهوم مرحله از سایر روان‌شناسان متمایز است. مراحل تحول روانی والن، ناپیوسته، متداخل و مطابق با اصول تعریف‌شده اوست. وی بر این اساس زندگی فرد را به 6 مرحله تقسیم می‌کند.

مراحل تحول روانی

برانگیختگی حرکتی(از تولد تا 3 ماهگی)

وابستگی زیستی کودک به مادر در مرحله درون‌رحمی، جای خود را به حرکاتی(تنفس، مکیدن، بلعیدن و...) می‌دهد که کودک را متوجه جهان بیرونی می‌سازد. این بار کودک به محیط و مادر جدا از کودک نیازمند است.

هیجان‌پذیری(از 3 تا 6 ماهگی)

همزیستی بدنی جای خود را به همزیستی عاطفی می‌دهد. صداها و حرکاتی که برون‌ریز هیجانات و نیازهای کودک هستند ظاهر می‌شوند. در این مرحله کودک به جهان درونی خویش واقف می‌گردد.

فعالیت حسی – حرکتی(6 ماهگی تا 3 سالگی)

فعالیت‌های هیجانی که در مرحله قبل به ایجاد دنیای درونی منجر شده بود، جای خود را به جستجوگری در جهان بیرونی می‌دهد؛ فضایی که کشف و بهتر شناختن اشیای جدید را به دنبال دارد.

شخصیت‌گرایی(3 تا 6 سالگی)

کودک دوباره با هدفی‌ جدید(ساختن من) به درون باز می‌گردد. برای این کار، ابتدا کودک انحصارطلب، حسود، دورو و پنهان‌کار شده سپس تغییر رفتار می‌دهد و با خودنمایی و دلربایی در صدد جلب توجه برمی‌آید. آخرین رفتار کودک در این مرحله تقلید است. تقلید الگو با تکرار نقش‌های اطرافیان که امکان درک درونی محیط پیرامون را برای وی به وجود می‌آورد.

فکر مقوله‌ای(6 تا 11 سالگی)

شخصیت‌گرایی مرحله قبل با چندشخصیتی جایگزین می‌شود. رفتارهای کودک هر بار منطبق با شرایط محیط‌های جدیدی است که در آن قرار می‌گیرد و این تطبیق نیازمند تفکر است.

نوجوانی

در مرحله قبل زیرساخت‌های عقلی لازم برای استقرار شخصیت به وجود آمده و "من" مورد نظر شناخته شده است. بنابراین پس از گذار از کودکی به بلوغ و نوجوانی، شخصیت چندظرفیتی فرد شکل گرفته و وی را پس از بحران‌های بلوغ نسبت به خود هشیار می‌کند. بدین‌ترتیب تدریجا به برقرار کردن شبکه‌ای از روابط با دنیای بیرونی می‌رسد و شخصیت هشیارتر و مستقل‌تر خود را در این شبکه قرار می‌دهد. گرچه در این مرحله شخصیت کاملا شکل نگرفته ولی فرد به سطحی رسیده که در آن، تحول شخصیت براساس انتخاب‌ها و هدف‌های معینی جهت می‌یابند.[7]

نظام والن، در اصول و مراحل خلاصه می‌شود. گرایش‌ها به‌طور متناوب جانشین یکدیگر می‌شوند بی‌آنکه این امر پیوستگی یا وحدت شخصیت را خلل‌پذیر کند.

مقاله

نویسنده مهدي عبادي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS