دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توکل در سیره و حدیث نبوی

No image
توکل در سیره و حدیث نبوی

كلمات كليدي : عبوديت، توكل، بهترين عبادت، هجرت و توكل، نردبان يقين

نویسنده : محسن محمدزاده

خداوند در قرآن کریم درباره پیامبر(ص) می‌فرماید: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».

برای شما در رسول‌خدا نمونه و سرمشق نیکویی برای پیروی است برای آن کسی که به خدا و آخرت امیدوار است و بسیار خدا را یاد می‌کند. [1]

پیامبر(ص) در طول تاریخ بزرگترین سرمشق بشریت بوده است؛ زیرا پیش از این که با گفتار خود مربی و راهنمای مردم باشد، با رفتار شخصی خویش بهترین تربیت کننده و راهبر بود.

شخصیت پیامبر(ص)، نمونه‌ای برای یک روزگار، یک نسل، یک ملت، یک مذهب و یک مکان خاص نمی‌باشد، بلکه یک سمبل جهانی و همیشگی برای تمام مردم در همه زمانهاست.

معنای توکل

معنای توکل در حدیث اینگون بیان شده است که: التوکل التبری من الحول والقوه وانتظار ما یاتی به القدر؛ توکل، دوری جستن و چشم پوشیدن از حول و قوه غیر خدا و انتظار کشیدن برای پیش آمدهای مقرراست.[2]

از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرموده‌اند، جبرئیل نزد او آمد و گفت: یا رسول‌اللَّه، خداوند مرا با هدیه‌اى به سوى تو فرستاده که چنین هدیه‌اى را پیش از شما به هیچ کس عطا نکرده است. رسول‌خدا فرمود: آن هدیه چیست؟ گفت: صبر، و نیکوتر از صبر.

فرمود: آن چیست؟ گفت: رضا، و نیکوتر از آن. فرمود: آن چیست؟ گفت: زهد، و بهتر از آن. فرمود: آن چیست؟ گفت: اخلاص، و بهتر از آن. فرمود: آن چیست؟

گفت: یقین، و بهتر از آن. فرمود: گفتم: آن چیست، اى جبرئیل؟ گفت: نردبان آن توکل بر خداست. گفتم: توکل بر خدا چیست؟ گفت: دانستن آنکه مخلوق [بدون خواست خدا] نه زیانى تواند زد و نه سودى تواند رساند. نه مى‌تواند عطا کند و نه منع نماید. و نیز نومید بودن از مخلوق. هر گاه بنده چنین باشد دیگر براى هیچ کس جز خدا عملى انجام نمى‌دهد و جز خدا به کسى امید نمى‌بندد و از کسى نمى‌ترسد و به هیچ کس جز خدا چشم طمع نمى‌دوزد؛ این است توکل.[3]

توکل

در باب توکل در سیره رسول خدا(ص) نقل شده است که مرد اعرابی به حضور رسول‌خدا(ص) شرفیاب شد، عرض کرد: یا رسول‌الله! شترم را رها و آزاد بگذارم و به خدا توکل کنم یا آنکه پایش را ببندم و توکل کنم؟ پیامبر: زانوی شتر را ببند و توکل کن (در کارها عزم خویش را جزم کرده و با توکل به خدا اقدام کن).[4]

وقتی رسول‌خدا(ص) از غزوه‌ای باز می‌گشت، در هر بلندی سه بار تکبیر می‌گفت، آن گاه می‌گفت: «لا‌اله‌الا‌الله وحده لا شریک له، له الملک و له ‌الحمد و هو علی کل شی‌ء قدیر، آیبون عائدون ساجدون لربنا حامدون صدق الله وعده ونصر عبده و هزم الاحزاب وحده» یعنی: «نیست خدائی، مگر الله یگانه است، شریکی ندارد، ویژه‌ی اوست، ملک و ستایش و او بر هر چیزی توانا است، روندگان، بازگشتگان، سجده‌کنندگان، برای پروردگار ما ستایش‌کنندگان، خداوند وعده‌اش راست شد و بنده‌ی خود را یاری داد و احزاب را به تنهائی فراری نمود».[5]

به ابوذر فرمود: آیا تو را به گنجی گزین از خزاین فردوس برین راهنمایی نکنم؟ گفت: پدر و مادرم به فدایت باد عنایت فرما: فرمود: پیوسته بگو «لا حول و لا قوة الا بالله» «هیچ حرکت و نیرویی در عالم جز به نیروی الله نیست».[6] به عبدالله بن مسعود فرمود: آیا تو را به معانی این کلمات «لا حول و لا قوة الا بالله» واقف نگردانم؟ گفت: پدر و مادرم به فدایت باد. عنایت فرما. فرمود هیچ نیرویی بر ترک گناهان نیست جز به یاری خواستن از خود او، و هیچ قوتی بر طاعتش نیست جز به یاری خواستن از خود او.[7]

توکل در گفتار رسول‌خدا(ص)

درباره موضوع توکل در احادیث نبوی به روایت متعددی بر می‌خوریم ؛ از آن جمله می‌توان به حدیثی از پیامبر(ص) اشاره کرد که فرموده‌اند: اگر به شایستگی بر خدای تعالی توکل نمایید، خداوند روزی شما را می‌رساند، چنانچه مرغان را روزی می‌دهد؛ که صبح گرسنه‌اند و شب سیر.[8]

همچنین فرمود‌ه‌اند: هر که از همه چیز بریده و به خدا بپیوندد، خداوند تمام مخارج او را تامین می‌نماید و از جایی که گمان نمی‌برد، روزی‌اش می‌دهد و هر که (از خدا بریده و) به دنیا بپیوندد، خداوند او را به دنیا واگذار می‌کند.[9]

و پیامبر(ص) می‌فرماییند: اگر به شایستگی بر خدای تعالی توکل نمایید، خداوند روزی شما را می‌رساند چنانچه مرغان را روزی می‌دهد؛ که صبح گرسنه‌اند و شب سیر.[10]

روزی از او پرسیدند خوبان کیستند؟ پاسخ فرمود: خوبان شما خردمندان شمایند. پرسیدند خردمندان ما کیستند؟ فرمود: خوشخویان، اندیشمندان، نیکوکاران در حق خویشاوندان و اهل مهر و رحمت بر پدر و مادر و خیررسانان به همسایگان، فقیران و یتیمان؛ آنان که نیازمندان را اطعام می‌کنند و به اشاعه‌ی صلح و سلام در جهان می‌کوشند و آن گاه که تمامی مردم شبانگاهان در خوابند بیدارند و به نماز شبانه قیام می‌کنند...[11]

رسول‌خدا(ص) در شب معراج، از در گاه خداوند پرسید: بهترین اعمال چیست؟ خداوند متعال فرمود: لیس شیء عندی افضل من التوکل علی و الرضا بما قسمت؛ هیچ چیز در نزد من بهتر از توکل بر من و خشنودی به آنچه قسمت کرده‌ام نیست.

چنانکه در این روایت تدبر می‌کنیم، در می‌یابیم که توکل به خدا، توام با کار و تلاش است، چرا که می‌فرماید: «بهترین کار ها»، نه تنبلی و دست روی دست بگذارد و در ذهن خود به خدا توکل نماید.[12]

«ای ابوذر!...

اگر دوست می‌داری که نیرومندترین مردم باشی، بر خدا توکّل کن!

اگر می‌خواهی گرامی‌ترین فرد باشی، از خدا بترس!

و اگر می‌خواهی غنی‌ترین و بی‌نیازترین انسانها باشی، به آنچه نزد خداست، امیدوارتر باش از آنچه در دست داری!

ای ابوذر!...

اگر همه مردم این آیه را به کار گیرند، برایشان بس است، آنجا که خداوند می‌فرماید:

هر کس از خدا پروا کند، خداوند برایش گشایش و روزی بی‌حساب می‌بخشد، و هر کس بر خدا توکل کند، خداوند، او را بس است. آری... تقوا و توکّل، هر دو روی آوردن به سوی خداست. در یکی، زمینه‌سازی برای ترک گناه است، در دیگری، استمداد از پشتوانه عظیم الهی.

آنکه این دو عامل را دارد، نه در دام گناه و وسوسه‌های ابلیس می‌افتد، و نه در شداید و مشکلات و مواجهه با دشمن، احساس ضعف و بی‌پناهی می‌کند.[13]

توکل عامل مهم در هجرت پیامبر خدا(ص)

هجرت رسول‌الله(ص) یکی از مهمترین وقایع تاریخ مسلمانان است که مبدا تحولات بزرگی در جهان اسلام شده که تا کنون ادامه دارد. این واقعه مهم از جهات زیادی قابل بررسی است از جمله آن، بعد اخلاقی این واقعه است.

زمانی که دشمنان دین خدا با خشونت تمام به سوی رسول‌خدا حمله‌ور شدند و در این راه از هیچ جنایتی صرف نظر نکردند، حتی بعضی از یاران رسول‌خدا را به جرم مسلمانی زیر شکنجه به شهادت رساندند و کار را به جایی رساندند که کمر به قتل رسول‌خدا بستند. در چنین شرایط حساس که رهبر یک جامعه با تعداد کم یاران و تعداد انبوه دشمنان مواجه است به جای صلح و کوتاه آمدند راه مبارزه را در پیش مگیرد و به آن شخصی که همراهش بود که از ترس ممکن بود جای رسول‌خدا را لو دهد رسول‌خدا با کمال آرامش به او می‌گوید: لاتحزن ان الله معنا که این اوج توکل و اعتماد به خدا است که مصداق بارز و من یتوکل علی‌الله فهو حسبه است که خداوند متعال به نحو معجزه آسایی آنها را نجات داد.[14]

خداوند در قرآن از این توطئه پرده بر می‌دارد: ای رسول! بیاد آر آن زمانی که دشمنان توطئه نمودند تو را از طرح اهداف باز دارند و یا تو را بکشند و یا از وطن خود آواره نمایند، تلاش و ترفند‌های دشمنان کار ساز نشد و خدای سبحان رسولش و یاران وفادارش را از مکر آنها مصون داشت...[15]

مقاله

نویسنده محسن محمدزاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS