دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جاذبه و دافعه رهبری

No image
جاذبه و دافعه رهبری

جاذبه و دافعه رهبري

علی پوریا

مهر و محبت، نشانه‌های رحمت الهی است. نوازش و عطوفت و رافت، ریشه در رحمت دارد و خاستگاه نیکی و خوشخویی و خوش رفتاری است.

از آموزه‌های قرآنی به دست می‌آید که مهم ترین عنصر جذب دلها نمایش رحمت در شفقت و رافت است. به این معنا که اگر انسانی بخواهد دل کسی را به دست آورد، می‌بایست همچون عسل برای دیگران شیرین باشد تا همگان بر سر سفره او نشینند. اگر کسی بخواهد از دیگران نیز بهره برد می‌بایست به عنصر رحمت توجه ویژه داشته باشد. گلها اگر بخواهند پراکنده شوند و امکان لقاح و پرورش را به دست آورند باید حشرات را به سوی خویش جلب و جذب کنند تا آنان از شهد گل بهره برند و گل نیز از لقاح سود برد.

جامعه انسانی در رسیدن به وحدت می‌بایست بر محور قطبی چون رهبری گرد آید و بر مدار آن بگردد تا همانند یک واحد بتواند عمل کرده و به اهداف خود برسد. اگر همه افراد جامعه برمحور قطب، حرکت نکنند، به تضاد و تقابل گرفتار می‌شوند و از هم می‌پاشند. این جاست که نقش رهبری در جامعه انسانی به خوبی نمایان می‌شود.

البته هر از گاهی، برخی از افراد به هر علت درونی و بیرونی، خطایی را مرتکب می‌شوند و اتحاد و وحدت جامعه را دچار اختلال و پریشانی می‌کنند و به سوی بحران می‌کشانند، این جاست که مهر و رحمت رهبری در سایه شفقت، هر خللی را پر می‌کند و هر فتقی را رتق می‌نماید. پس اگر شکافی است به مهر و شفقت پر می‌شود و اگر چالشی بروز کرد به محبت برداشته می‌شود و رهبری به جاذبه شفقت و رحمت، امت را از بحران به سلامت عبور می‌دهد.

مهر رهبر جامعه است که آرامش را به آن باز می‌گرداند و خانواده انسانی را در مسیر رشد و تعالی و کمال، همراه و همدل و هماهنگ می‌کند. (روم، آیه 21)

مهربانی و شفقت رهبری است که هر فساد را اصلاح و هر گمراهی را به راه می‌آورد (آل عمران، آیه 159 و یونس، آیات 84 و 85) چرا که اگر این گونه رفتار نشود، همه افراد جامعه همانند سیارات دور خورشید، چنان دفع می‌شوند که برای خورشید رهبری، امتی نمی ماند، چنان که برای امت نیز وجودی باقی نخواهد ماند.

عدل و شفقت، قوه جاذبه و دافعه رهبری

این که در فرمایش امام زمان(عج) بر عدل و شفقت به عنوان دو عنصر اصلی در رهبری تاکید شده، از آن روست که عدل و شفقت همانند قوه دافعه و جاذبه عمل می‌کند تا امت در مدار درست و دقیق و عادلانه بر گرداگرد خورشید رهبری بگردد؛ زیرا فقدان عدل موجب می‌شود تا جاذبه شفقت رهبری، همه را به سوی خود بکشاند و بسوزاند و فقدان شفقت نیز موجب می‌شود تا قوه دافعه عدالت رهبری، همه امت را همانند سیارات از خود دور سازد. بنابراین، عدل و شفقت همانند دو قوه دافعه و جاذبه عمل می‌کند.

گرایش امت به امام و رهبری، در گرو شفقت مشروط به عدالت است تا تعادل و اعتدال را در جامعه برقرار کند. از این رو در آموزه‌های قرآنی به عناصر دافعه و جاذبه یعنی عدل و شفقت توجه خاص شده است تا در جایی که شفقت و رحمت زیادی، امتی را گستاخ می‌کند، دافعه عدالت، آنان را به خط اعتدال بازگرداند و در جایی که عدالت، جایی برای خطاپوشی نگذاشته است، شفقت همانند قوه جاذبه ای، خطاپوشی کرده و امت را در مدار صحیح خود نگه دارد. (آل عمران، آیات 159 و توبه، آیه 128 و مریم، آیه 13 و نیز یوسف، آیات 91 و 92 و آیات بسیار دیگر)

البته همان اندازه که عناصری چون شفقت، مهربانی، رافت، محبت و رحمت، در کنار عدالت در رهبری لازم است تا امت در مدار درست و صحیح خود بگردد و به کمال دست یابد، همچنین لازم است تا امت از دو عنصر اساسی رفتار هنجاری (حسن سیرت و رفتار) و انصاف بهره برد و در رفتارهای اجتماعی از مدار هنجارها و انصاف بیرون نرود. در این صورت است که جامعه اسلامی تحقق خواهد یافت و انسان در یک بستر مناسب و سالم به خدایی و پروردگاری دست می‌یابد.

رهبری در زمان‌های دشوار و رفتارهای نادرست امت و بویژه کارگزاران نظام می‌بایست خوش خویی و مهربانی را چنان مراعات کند تا عضو گریخته از مدار به مدار بازگردد و اجازه داده نشود تا حتی یکی از اعضای امت به دلیل اشتباه و خطایی از مدار خارج شود. (آل عمران، آیه 159)

در جایی که کارگزاران و یا عضوی از اعضای امت اسلام، در اثر خطا و فتنه یا اشتباه خود یا دیگران، از مدار رهبری بیرون روند می‌بایست جاذبه ای قوی تر از شفقت و رحمت رحیمی اعمال شود تا عضو گریخته به مدار صحیح و جایگاه پیشین خود بازگردد و زمینه برای تباهی عضو و کارگزار فراهم نیاید که خسران آن دامنگیر رهبری و امت نیز خواهد شد. هر عضو و کارگزاری در امت سازی جایگاه و نقشی دارد که می‌بایست دانسته و برپایه آن رفتار شود. البته گاه لازم است تا عضوی قطع شود، ولی این زمانی است که دیگر همه راه‌های جذب و جلب از مغفرت و رحمت و شفقت رحیمی به بن بست برسد؛ چنان که حضرت موسی(ع)، سامری را به سبب گمراه سازی جامعه و تهدید رهبری و خطر انحراف و فتنه، از جامعه طرد کرد و پیامدها و درد و رنج این جراحی عظیم را پذیرفت.

به هر حال، مهربانی و شفقت از مهمترین ابزارهای رهبری و مهم ترین قدرت و قوت جاذبه خورشید رهبری است که می‌بایست برای همگان بویژه خطاکاران اعمال شود. بدین ترتیب جامعه به سلامت از هر گردنه فتنه و آزمون و توطئه ای می‌گذرد و به ساحل آرامش و امنیت می‌رسد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS