دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جایگاه عقل در شناخت مصالح و مفاسد

No image
جایگاه عقل در شناخت مصالح و مفاسد

عقل، مصالح، مفاسد

پرسش: آیا عقل انسان که در روایات از آن به حجت باطنی تعبیر شده است می‌تواند به نحو مستقل مصالح و مفاسد را تشخیص دهد؟ لطفاً به نحو اختصار پاسخ دهید.

پاسخ: بررسی رابطه عقل و دین از دیر باز از مسایل مهم و کلیدی در قلمرو دین پژوهی بوده است و در تاریخ تفکر اسلامی سابقه ای به قدمت فرهنگ و تمدن اسلامی دارد. استاد شهید مرتضی مطهری از جمله متفکرین است که نسبت به این موضوع اهتمام ویژه‌ای داشته و بحث‌های گسترده و ارزنده‌ای را در این باره عرضه کرده است. که در روزگار ما می‌تواند راه گشای اندیشه ورزان و متفکرین جامعه باشد. استاد مطهری در این‌باره چنین نوشته است: «این که فقه اسلامی عقل را به عنوان یک مبدا برای استنباط می‌شناسد، ریشه اش این است که می‌گویند: احکام اسلامی، احکامی است زمینی، یعنی مربوط به مصالح بشریت (است). تعبیر فقها این است که احکام، تابع مصالح و مفاسد واقعی است، یعنی واجب‌ها تابع مصلحت‌های ملزمه برای بشر است و حرام‌ها تابع مفسده‌های ملزمه، اگر اسلام چیزی را گفته واجب است، به این دلیل است که یک مصلحت ملزمه‌ای در کار بوده و اگر چیزی را گفته حرام است، به دلیل مفسده بسیار مهمی است. فقها می‌گویند آن مصلحت‌ها و مفسده‌ها به منزله علل احکام اند. (اسلام و مقتضیات زمان، ج2، ص37)

لذا قرآن کریم به مصالح و مفاسد پاره ای از احکام اشاره کرده است و در روایات در کتاب «علل الشرایع شیخ صدوق(ره) نیز آمده است... بنابراین براساس نظرات شهید مطهری(ره) عقل بشر می‌تواند در برخی از موارد مصالح و مفاسد واقعی را درک کند. عقل، عاملی است که مناطات احکام را- البته نه در همه جا، بلکه در مواردی- کشف می‌کند، در مواردی به ملاکات احکام پی می‌برد و علل احکام را کشف می‌کند.

... به عبارتی مصالح و مفاسد احکام غالباً دردسترس ادراک عقل بشر است» (همان، ص38) نکته در خور توجه این است که عقل در نگاه استاد مطهری(ره) به عقل تجریدی (فلسفی و کلامی) اختصاص ندارد، بلکه عقل تجربی را نیز شامل است. چنان که گفته است: علمی که (واقعیت را) کشف می‌کند عقل است. هر چه علم کشف می‌کند، برای عقل انسان هم روشن می‌شود...

عقل که می‌گویند، مقصود نه عقلی است که مستقل از علم باشد، بلکه یعنی آن چه که برای عقل انسان یقین آور باشد. (همان، ص 28)

بنابراین عقل با علم یقینی است که به مصالح و مفاسد می‌رسد و ادراکات ظنی، وهمی و اعتباری جایگاهی ندارد و نمی تواند کاشف از حکم شرعی باشد. اگر در جایی به طور قاطع ملاکی کشف شود، شرع هم با آن طبق قانون ملازمه، هماهنگی دارد. از این رو شهید مطهری می‌فرماید: «عقل که حجت است، قانون دارد و نمی شود به نام عقل هر اظهارنظری را حجت دانست. یکی از قوانین عقل این است که باید پیرو یقین بود «ولاتقف ما لیس لک به علم» (اسراء- 36) تا یقین پیدا نکرده ای دنبال چیزی نرو. همچنین می‌فرماید: اگر دنبال اکثر مردم بروی، تو را از راه خدا منحرف می‌کنند، زیرا تابع ظن اند. (انعام- 116) (همان، ص59)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS