دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسن ظن Optimistic

No image
حسن ظن Optimistic

كلمات كليدي : حسن ظن، خوش گماني، خوش بيني، مثبت انديشي، سوء ظن

نویسنده : محسن بدر الدين

حسن ظن در لغت به معنای "گمان نیک و خوش بینی"؛ در مقابل سوء ظن به معنای "بد گمانی و بد بینی" می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. در تعریف اصطلاحی "نیک انگاری درباره خداوند، فعل و انفعالات جهان و نیز پندار، گفتار و کردار انسانها[1]، خوش بینی، مثبت نگری یا به تعبیر روایات اسلامی حسن ظن نام دارد."[2]

اسلام با ایجاد نیروی ایمان در قلوب پیروان خود اصل خوش‌بینی و اعتماد را در میان آنها گسترش داده[3] و مسیر اجتماع را به محیط مطلوبی که مملو از اطمینان و آرامش است سوق می‌دهد. البته اسلام، خوش گمانیِ ساده انگارانه را نمی‌پذیرد و آن را فریب خوردن شخص می‌داند، ولی در جایی که هیچ دلیل آشکاری بر بدگمان شدن به دیگران وجود ندارد،[4] سفارش اسلام، خوش‌بینی و خوش‌گمانی است. تا بدین گونه، شخص از پیامدهای برآمده از بدگمانی همانند قضاوت‌های شتاب‌زده، بدگویی، درگیری و اختلاف در امان بماند و جامعه دچار تنش نشود.[5] در روایتی حضرت علی(ع)، یکی از ارکان مهم و روابط حسنه اجتماعی و امنیت کامل را در پرتو خوش‌بینی دانسته و می‌‌‌فرمایند:

"اعمال برادر دینی‌ات را بر نیکوترین وجهی تفسیر و توجیه کن، مگر این که دلیلی بر خلاف آن قائم شود و هرگز نسبت به سخنی که از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر تا هنگامی که می توانی برای آن توجیهی مناسب و راه صحیح داشته باشی."[6]

اهمیت و ارزش حسن ظن

از جمله مهمترین فضائلی که در رشد و تکامل انسان و نیز در وحدت و تکامل مادی و معنوی جامعه نقش بسزائی دارد، حسن ظن می باشد. ارزش این فضیلت وقتی معلوم می‌شود که بدانیم امید و نشاط در زندگی و جامعه در سایه آن حاصل می‌شود. پیشوایان دین این موضوع را در روایات خود تأکید کرده‌اند و بزرگان و فقها نیز بابی مستقل برای آن گشوده‌اند. در مقابل اسلام به طور صریح با مسئله بدبینی و بدگمانی مبارزه می‌کند و مسلمانان را از این بیماری خطرناک برحذر داشته و به حسن ظن رهنمون می‌سازد. قرآن کریم و احادیث معصومین(ع) کاملا روشنگر این مطلب می‌باشند که بدبینی و سوء ظن در میان مسلمانان امری مذموم و حسن ظن که نقطه مقابل آن است امری نیکو و مورد تایید و تاکید است.[7]

امام علی(ع) می فرمایند:

"خوش‌گمانی از برترین سجایای اخلاقی و بهترین عطایاست."[8]

و نیز فرمودند:

"برترین پارسایی خوش‌گمانی است."[9]

نتایج و ثمرات حسن ظن

نیک گمانی، افزون بر این که یکی از عوامل زمینه ساز ارتباط سالم با افراد جامعه است، به نوبه خود دارای ثمرات و رهاوردهایی است که در پی می‌آید:

1 . حسن نیت: نیت، جان عمل است، از این روی، درستی و سلامتی عمل در گرو پاکی و خلوص آن است و اگر نیت، نا خالص باشد عمل نیز به همان اندازه عیبناک و آفت زده خواهد شد، به همین دلیل، خلوص و پاکی نیت، پالایش و پاکی عمل را در پی خواهد داشت. حسن نیت با چنین نتایجی نیکو، یکی از رهاوردهای حسن ظن است، چنان که امام علی(ع) می فرماید:

"هرکس گمانش نیکو باشد، نیتش نیکوست."[10]

2 . آسان گیری: امام علی(ع) در این زمینه می فرمایند:

"هرکس نیک پندار باشد، آسان می‌گیرد."[11]

3 . رهایی از گناه: رهایی از گناه ساز و کارهایی دارد که هر یک به اندازه‌ای معین انسان را از گناه می‌رهاند؛ حسن ظن یکی از این راهکارهاست:

"پندار نیک انسان را از گرفتاری گناه می رهاند."[12]

4 . خو گرفتن به دیگران (جامعه گرایی): از آن جا که بد گمانی به دوری از دیگران[13]، به ویژه مظنونان می‌انجامد، نقطه مقابل آن، که حسن ظن است، ایجاد ارتباط دیگران را در پی دارد. چنان که در برخی روایات آمده است:

"هر کس پندار نیک را(در ذهن و عمل) به کار نگیرد از هر کسی هراسناک می‌شود."[14]

مفهوم مخالف این حدیث آن است که هرکس دارای حسن ظن باشد با دیگران، جز در مواردی استثنایی، انس می گیرد.

5 . سلامتی دین: یکی از عوامل سلامتی دین، گمان نیکوست، چنان که امام علی(ع) می‌فرماید:

"پندار نیک ... سلامتی دین است."[15]

مقصود آن حضرت این است که حسن ظن، سلامتی دین را در پی دارد. این نگرش به دو شیوه تبیین می‌شود: نخست آن که بدگمانی به مردم از نگاه شرع نکوهیده است. پس برای دین، زیان آور است. دوم کسی که به دیگران بدگمان است درباره مظنونانش، بدی کردن را روا می‌داند که این کار برای دین او زیان آور است. ولی اگر بدگمان نباشد، کمال دین او را به دنبال می‌آورد.

6 . آرامش دل: امیرالمومنین علی(ع)، گمان نیک را باعث آسایش و آرامش دل می‌‌ داند:

"نیک پنداری، مایه آسایش و آرامش دل است."[16]

7 . گره گشایی: یکی از رهاوردهای حسن ظن برای همه گروههای اجتماعی، گره گشایی از زندگی آنان[17] است. امام علی(ع) به مالک اشتر می‌فرماید:

"و بدان که ... رفتار تو چنان باید، که نیک گمانی به مردم برایت فراهم آید، زیرا نیک گمانی، رنجی دراز را از تو می زداید."[18]

8 . کامروایی: در سخنی از امام علی (ع) چنین آمده است:

"چه بسیارند مومنانی که شکیبایی و نیک گمانی، آنان را به پیروزی رسانده است."

بر پایه این سخن، دو راه برای کامیابی هست: شکیبایی و نیک گمانی، که البته مراد، نیک گمانی بجاست نه بی جا.

9 . کاهش اندوه: گرچه اندوهها، دل گرفتگیها، ناکامیها، شکستها و مانند آن از ویژگیهای زندگی دنیایی انسانهاست، راههایی نیز برای پیشگیری و کاهش آنها نیز هست که یکی از آنها حسن ظن و نیک گمانی است، چنان که در سخن امام علی(ع) این گونه بیان شده است:

"پندار نیک، اندوه را می کاهد."[19]

10 . جلب محبت: حضرت علی(ع) فرمودند:

"هر کس به مردم نیک گمان باشد، محبت و مهر آنان را به دست خواهد آورد."[20]

11 . بهشت: آخرین رهاورد و دستاورد گمان و پندار نیک، بسیار فرخنده است و آن دستیابی و بهره مندی از بهشت جاودان الهی است که برای انسانهای خداجو که دارای پندار نیک اند، فراهم آمده است؛ بهشتی که آرزوی هر انسانی است. امیرالمومنین(ع) در این زمینه فرمودند:

"هر کس گمانش نیکو باشد بر بهشت، دست می یابد.[21]"[22]

اقسام حسن ظن

1 . حسن ظن نسبت به خداوند: خداوند، ذاتی است که سرچشمه همه خیرها و کمال هاست. وجودی است که رحمتش ذاتی و غضب و انتقامش نسبی و مصلحتی است. خداوند حکیم و دانای علی الاطلاق است بنابراین سوء ظن به خدا نسبت دادن جهل است به او.

رسول خدا(ص) فرمود:

"سوگند به خدایی که جز او شایسته پرستش نیست، به هیچ مومنی هرگز خیر دنیا و آخرت داده نشده جز به سبب خوش‌بینی به خدا، و امیدواریش به او."[23]

و نیز فرمود:

"به خدایی که جز او شایسته پرستش نیست، گمان هیچ بنده‌ای نسبت به خدا نیکو نشود جز اینکه خدا همراه گمان بنده مومن خود باشد(هرگونه به او گمان ببرد خدا با او رفتار کند) زیرا خدا کریم است و همه خیرات به دست اوست، او حیا می‌کند از اینکه بنده مومنش به او گمان نیک برد و او خلاف گمان و امید بنده رفتار کند. پس به خدا خوش‌بین باشید و بسویش رغبت کنید."[24]

2 . حسن ظن نسبت به جهان: خوش بینان، نظام جهان را نظام احسن و همه هستی را در جای خویش و نیکو می بینند و نظام عالم خلقت را عبث و بیهوده ندانسته و به آن حسن ظن دارند و خوش بین هستند.

3 . حسن ظن نسبت به بندگان خدا: اگر در جامعه اسلامی بلکه در جامعه انسانی برنامه ها و دستورات اسلامی که از جمله آنان حسن ظن است، اجرا شود، بسیاری از نابسامانی ها، شایعه سازی ها، قضاوتهای عجولانه و بی مورد، اخبار مشکوک، دروغ و ... که همگی از گمان بد سرچشمه می گیرد، برچیده می شود. در غیر آن صورت که ذکر شد، جامعه در هرج و مرج به سر خواهد برد و هیچ کس از گمان بد دیگران در امان نخواهد ماند و به یکدیگر اطمینان نخواهد داشت. [25] آیات و روایات بسیاری در این زمینه ثبت و ضبط گردیده است که از جمله آنها می توان به آیات زیر اشاره نمود:

"ای مومنان از گمانهای بد بپرهیزید زیرا بعضی از گمانها گناه است و در امور مردم تجسس نکنید."[26]

"آنچه را که نمی دانی از او پیروی نکن، چرا که چشم و گوش و دلها همه مسوولند."[27]

"(کفار) در قضاوتهای خود تنها از ظن و گمان پیروی می‌کنند در حالی که ظن و گمان به هیچ وجه انسان را به حق و حقیقت نمی رساند."[28]

راههای دستیابی به حسن ظن

طبیعی است که به دست آوردن هر چیزی در گرو شرایطی است و برای دستیابی به آن باید از راههای ویژه‌اش وارد شد. در اینجا بعضی از راههای دستیابی به حسن ظن معرفی می‌شود:

الف) پرستش نیکو: خداوند را به خوبی پرستیدن، راهی برای به دست آوردن حسن ظن است که انسان نیکو پرست را دارای گمان و پندار نیک می گرداند. شاید با تاثیر حسن بندگی است که امام علی(ع) می فرماید:

" هر کس عبادتش نیکو باشد گمان و پندارش نیکو می شود."[29]

ب) ترتیب اثر ندادن به سوء ظن(بی اعتنایی): در حوزه اخلاق و معاشرت، اصل اولی بر حسن ظن است مگر آن که خلاف آن ثابت شود و راز این استثناء آن است که نهاد جامعه و نهادهای اجتماعی بدون پایبندی و کاربرد این اصل، استوار و پابرجا نمی باشند.

ج) پرهیز از پیش داوری: اگر انسان بتواند از پیش داوری پرهیز کند و منتظر بماند تا با گذر زمان به حقایق برسد، می تواند زمینه ایجاد حسن ظن را در خود به وجود آورد و به مرور زمان به آن دست یابد.[30]

د) توجه به حضور خدا در هستی(خداوند را حاضر و ناظر دیدن): قرآن کریم می فرماید:

"هر کجا باشید او با شماست."[31]؛ "پس به هر سو رو کنید، آنجا روی(به) خداست."[32]؛ "خدا از آنچه می کنید، غافل نیست."[33]

اگر انسانها از باورهای توحیدی و ارزشهای خدا محورانه آگاه باشند، در این صورت هنجار شکنی و بزهکاری به کمترین اندازه خود فرو می کاهد و انسان مزه شیرین حسن ظن را از محصول آن می چشد.

ه) نیک انگاری: امام علی(ع) می فرماید:

"گمان و انگاره ات از گفتار و کردار برادر مومنت، نیکوترین گونه آن باشد مگر آن که دریابی که وی از سر علم و آگاهی آن کار را انجام داده است."[34]

و) نیکوکاری: نیکوکاری، نتایج و ثمراتی گوناگونی دارد. یکی از آنها پندار نیک است. بر این اساس، هر کس در جامعه، تخم نیکوکاری و احسان بپاشد، ثمره‌ای به نام پندار نیک دیگران به خودش را، برداشت خواهد کرد. امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، خطاب به وی چنین نوشته است:

"بدان که هیچ چیزی بهتر از نیکوکاری فرمانروا به شهروندان، حسن ظن آنان را به او برنمی‌انگیزد.[35]"[36]

مقاله

نویسنده محسن بدر الدين
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS