دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خدای واحد؛ خدايان متعدد

No image
خدای واحد؛ خدايان متعدد

اگر جهان را غير از خدايي که آفريدگار آن است، کسي ديگر پروردگاري کند و يا شرکايي براي خداوند در ربوبيت عالم باشد و خداوند رب العالمين، همراه رب هاي ديگري جهان را اداره کند، چه اتفاقي مي افتد؟

خداوند در آياتي از قرآن با نقد نظريه تعدد خدايان در ربوبيت به آثار آن چون جنگ قدرت و تباهي و فساد جهان اشاره مي کند و مي فرمايد: لَوْ کَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ؛ اگر در آنها زمين و آسمان جز خدا، خداياني ديگر وجود داشت، قطعاً زمين و آسمان تباه مي شد. پس منزّه است خدا، پروردگار عرش، از آنچه وصف مي کنند. (انبياء، آيه 22)

امام حسين(ع) در دعاي عرفه به شرح اين جمله مي پردازد و مي فرمايد: لَوْ کانَ فيهِما الِهَةٌ اِلا الله لَفَسَدَتا وَتَفَطَّرَتا سُبْحانَ الله الْواحِدِ الاَحَدِ الصَّمَدِ الَّذي لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ؛ اگر در آسمان و زمين معبودهايي جز خدا بود، هر آينه هر دو تباه مي شدند و متلاشي مي گشتند و شکاف در آنها مي افتاد. منزّه است خداي يگانه يکتا و بي نياز، که نزاده و زاده نشده و احدي همتايش نبوده است.

بنابراين هر گونه مشارکت در حوزه الوهيت و ربوبيت به معناي فساد و تباهي در نظام هستي خواهد بود. حالا اين مشارکت به شکل همسر و فرزند باشد که خدا آن را نفي می‌کند (انعام، آيه 101؛ جن، آيه 3) يا از طريق فرزندخواندگي باشد که در آيه 22 سوره انبياء نفي شده است، چنانکه خداوند مي فرمايد: خدا فرزندي اختيار نکرده و با او معبودي ديگر نيست و اگر جز اين بود، قطعاً هر خدايي آنچه را آفريده بود با خود مي برد و حتماً بعضي از آنان بر بعضي ديگر تفوّق مي جستند. منزه است خدا از آنچه وصف مي کنند.

خداوند در اين آيه اين مطلب را نيز توضيح داده که وجود هر گونه الوهيت و ربوبيت ديگري به معناي تضاد منافع ميان خدايان است و اگر تعددي وجود داشت آثاري بر آن مترتب مي شد که جنگ قدرت از نتايج اوليه آن بود و اين جنگ به طوري طبيعي موجب فساد و تباهي جهان می‌شد. عدم وقوع فساد و تباهي در جهان خود دليل بر اين است که نظام هستي را يک خدا و رب همان طوري که ايجاد کرده مديريت مي کند.

نکته اي جالب و پندآموز در بت شکني حضرت ابراهيم(ع) وجود دارد. آن حضرت(ع) همه بتان را مي شکند و تنها بزرگ بتان را نگه مي دارد و تبر را بر دوش او مي گذارد و مي گويد: قَالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْاَلُوهُمْ إِن کَانُوا يَنطِقُونَ؛ گفت: «بلکه آن را اين بزرگترشان کرده است، اگر سخن مي گويند از آنها بپرسيد.» (انبياء، آيه 63)

در اين آيه بيان مي شود که اگر خداياني متعدد باشد، جنگ قدرتي نيز خواهد بود و به طور طبيعي خداي بزرگ نمي گذارد تا خدايي ديگر باشد و همه آنها را نابود مي کند. آن حضرت(ع) اين بت بزرگ را نمادي از خداي بزرگ قرار داده و گفته است: به طور طبيعي خداي بزرگ خداي ديگري را نمي پذيرد و آنها را نابود مي کند.

پس دو حالت بيشتر نخواهد بود: 1. خداياني ديگر نيست و تنها يک خداي بزرگ آفريدگار و پروردگار هستي است. از همين رو، نظام احسن هستي بدون فساد برقرار و باقي است؛ 2. اگر خداي ديگري باشد، جنگ قدرتي پيش خواهد آمد و هر کسي مي کوشد تا قلمرو خودش را افزايش دهد و اين گونه است که خدايان ديگر نابود شده و سرزمين و قلمرو آنان از ميان می‌رود.

البته خداوند در آيات ديگر توضيح مي دهد که ميان خدايان، صلح و صفا معنا ندارد؛ زيرا اگر خداوند همه هستي را پر کرده و صمد است، جايي براي خداي ديگر نمي ماند؛ زيرا بايد آن خدا مخلوق و قلمرو ديگر داشته باشد که دليلي بر آن نيست.

   روزنامه كيهان، شماره 21674 به تاريخ 27/4/96، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS