دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خطی بر سرنوشت انسان

اشاره: دوران نوجوانی و جوانی دوران حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده شخصیت فرد است.
خطی بر سرنوشت انسان
خطی بر سرنوشت انسان
نویسنده: مهدی یاراحمدی خراسانی

اشاره: دوران نوجوانی و جوانی دوران حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده شخصیت فرد است. در این دوران غرور، هیجان،احساس، شهوت و ناپختگی عقلی بر شخص سایه می‌افکند. چیزی که می‌تواند این احساسات را در مسیر سالم، هیجان و غرور را در طریق مثبت و شهوت را در مسیر مشروع هدایت نماید، قانون الهی یعنی قرآن و احادیث معصومین(ع) است. جوانی بهترین و حساس ترین دوره عمر انسان به حساب می‌آید. در همین دوره است که انسان می‌تواند سرنوشت خویش را رقم بزند و افق آینده خود را روشن و درخشان و یا آن را تیره و تار سازد. در واقع قالب وجودی انسان در این دوره شکل می‌گیرد و آینده او هم بر همین اساس رقم می‌خورد.

جوانی از نگاه قرآن واحادیث

از منظر قرآن مجموع فراز و نشیب زندگی انسان دارای سه مرحله می‌باشد؛ مرحله ضعف کودکی، دوران قوت و جوانی، مرحله ضعف پیری. قرآن کریم و روایات اسلامی به دوره حساس نوجوانی و جوانی عمر انسان اهمیت ویژه‌ای داده اند.چنان که امام صادق(ع) در این باره به یکی از اصحاب خویش می‌فرماید: چون جوان مسلمان قرآن بخواند،قرآن با گوشت و خونش آمیخته شود و خداوند متعال او را در زمره پیامبران والامقام نزد خود قرار می‌دهد و خداوند خود در قیامت مدافع وی باشد.

همچنین قرآن کریم با طرح الگوهایی از جوانان شایسته همانند اصحاب کهف و برخی از پیامبران جوان الهی و یادآوری برخی از داستان‌ها و نکات اخلاقی و تربیتی سیمای جوان شایسته را ترسیم می‌کند. در این راستا یک جوان شایسته از دیدگاه قرآن کسی است که تقوا و پرهیزکاری را پیشه می‌کند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: خداوند متعال به وجود جوان عبادت پیشه و باتقوا بر فرشتگان می‌نازد و می‌فرماید:این بنده من را بنگرید به خاطر من از هوای نفس خویش دست کشیده است.ویژگی‌های

جوان شایسته بر اساس آیات الهی‌

با مرور آیات شریف قرآن کریم می‌توان موارد زیر را به عنوان مهم ترین ویژگی‌های یک جوان شایسته عنوان نمود:‌

‌1- داشتن ایمان و دوری از شرک: قرآن کریم می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آوردید به خدا و پیامبرش و کتابی که بر او نازل کرده ایمان بیاورید.

2- عدالت طلبی و حمایت از مظلومان: از آنجا که جوان هنوز در نابرابری‌های محیط غرق نشده و به آن خو نگرفته و آلوده نشده است صفت عدالت طلبی و حمایت از مظلومان در او بیشتر تجلی دارد. قرآن کریم در این باره به جوانان عدالت طلب و حامی مظلوم حضرت موسی(ع) اشاره می‌کند.

3 - کوشش و تلاش: دوره جوانی زمان تلاش، کوشش و نشاط است. قرآن در این باره نیز حضرت موسی را یادآور می‌شود و او را سمبل و الگوی یک جوان فعال و تلاشگر و پرتحرک معرفی می‌کند که بدون سرمایه و ثروت برا ی حضرت شعیب کار کرد و بعد از انتخاب همسر و تشکیل خانواده با ثروت فراوان به شهر خود بازگشت.

4 - حق پذیری: جوانان زودتر به حقایق دل می‌بندد و در عمل نیز بی باک و جسور اند و اگر چیزی را حق ببیند در تثبیت آن مقاومت می‌کند .قرآن کریم برخی از جوانان اصحاب کهف را چنین می‌داند و می‌فرماید: ما داستان آنان را به حق برای تو بازگو می‌کنیم، آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما برهدایت شان افزودیم.‌

‌5- شهامت و شجاعت: از دیگر ویژگی‌های یک جوان شایسته از نگاه قرآن داشتن شهامت و شجاعت است .این دو از صفات کمال انسان است که بیشتر در جوانان نمود دارد.از جمله این جوانان می‌توان به حضرت داوود و حضرت ابراهیم اشاره کرد.

6- عفت و پاکدامنی: از دیگر ویژگی‌های یک جوان می‌توان به عفت و پاکدامنی اشاره کرد .قرآن کریم در جایی در باره حیا و عفت دختران شعیب می‌فرماید: ناگهان یکی از آن دو زن به سراغ او آمد در حالی که که با نهایت حیا گام بر می‌داشت.‌

‌7- پرهیز از افراط و تفریط: پرهیز از افراط و تفریط و رعایت اعتدال از دیگر ویژگی‌های یک جوان شایسته است .امام موسی کاظم(ع) در این باره می‌فرماید: بهترین کارها معتدل ترین و میانه ترین آن هاست.جوانان در این مقطع از سن باید احساسات و شور جوانی را در خویش کنترل و هدایت کنند و از افراط و تفریط در امور بپرهیزند.‌

‌8 - خوش اخلاقی و تواضع در برابر مردم:‌ لقمان حکیم به فرزند جوانش سفارش می‌کند: پسرم با بی اعتنایی از مردم روی بر مگردان و مغرورانه بر زمین راه نرو که خدادند هیچ متکبر و مغروری را دوست ندارد.‌

‌9- عبادت و امر به معروف و نهی از منکر: یک جوان شایسته باید در اقامه نماز بکوشد و مردم را از منکرات و زشتی‌ها نهی و به خوبی‌ها دعوت کند و در برابر سختی‌ها و مشکلات صبور باشد.‌

‌10- نیکی به پدر و مادر: از ویژگی‌های یک جوان شایسته، نیکی به پدر و مادر است. خداوند می‌فرماید: به پدر و مادر خود نیکی کنید همچنین به خویشاندان و یتیمان و مسکینان و همسایه نزدیک و...‌

‌11- یادآوری معاد و روز قیامت: یک جوان شایسته از نظر قرآن هیچ گاه یاد مرگ و روز قیامت و حساب و کتاب اعمال آخرت را فراموش نمی کند.لقمان به فرزند خویش می‌فرماید: « پسرم اگربه اندازه سنگینی دانه خردلی (عمل خوب یا بد) باشد و در دل سنگی یا در گوشه ای از آسمان‌ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را در قیامت برای حساب می‌آورد، خداوند دقیق و آگاه است.»‌

‌12 - اهتمام به ازدواج: ازدواج یکی از محبوب ترین نهادها نزد خداوند و از سنتهای پیامبر اسلام(ص) است که با آن می‌توان خود را تضمین کرد .جوان برای رشد خود نیازمند به آرامش روحی و فکری است و این آرامش می‌تواند در سایه ازدواج مهیا شود. علاوه بر این ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است و انسان را پخته و شخصیت او را اجتماعی و ثمراتی چون حفظ و تقویت ایمان، بهره مندی از نشاط جوانی، پاک ماندن از فساد و انحرافات جنسی ومحفوظ ماندن از بیماریهای عصبی و روانی را به ارمغان می‌آورد.‌

‌13- دوری از هوای نفس و شهوت: بالاترین غریزه انسان غریزه شهوت است که اوج آن در دوران جوانی است و بزرگترین مانع رشد یک جوان شهوت و هوای نفس اوست. حضرت علی(ع) در این باره می‌فرماید: هر کس از شهواتش پیروی کند به تحقیق در هلاکت به نفسش کمک کرده است.‌

‌14- طلب شخصیت و عزت شخص: جوانان در طلب شخصیت و کسب عزت نفس می‌باشند و مایلند هر چه زودتر شخصیتی ثابت و مستقل برای خود بسازد و موجبات رشد خود را فراهم نماید و صلاحیت‌های لازم را برای پذیرش در جامعه به دست آورد.

پیامبر(ص) در این باره می‌فرماید: فرزند در هفت سال اول به سبب ناتوانی جسم و نارسایی فکر مورد عطوفت و ترحم والدین است و والدین از روی رحمت به خواسته‌های او عمل می‌کنند، لذا کودک بر پدر و مادر آقایی می‌کند. در هفت سال دوم به سبب اینکه به اندازه‌ای نیرومند شده مانند گذشته مورد ترحم نیست و وظایف خود را در قالب دستور از پدر و مادر می‌گیرد .در هفت سال سوم که دوره بلوغ و جوانی است دوره‌ای دارای ارزش‌های والااست و پیامبر اکرم با دادن نسبت وزارت به جوانان در حقیقت چنین نکته‌ای را مورد اهمیت قرار می‌دهد: اول اینکه جوان دارای ارزش است و باید مورد احترام و تکریم قرار گیرد. دوم اینکه طلب شخصیت با کسب عزت یعنی ارزشیابی انسان در مورد خودش که با مفهوم هویت در ارتباط است ارتباط مستقیم دارد و ضعف و قوت خصوصیات شخصیتی هر فرد با میزان موفقیت وی در کسب عزت نفس در ارتباط است.‌

‌15- الگو یابی: یکی از مهمترین ویژگی‌های شخصت انسان در دوران جوانی الگو یابی است که در راستای رشد و شکل گیری هویت شکل می‌گیرد. قرآن کریم پیامبر اسلام را بهترین شایسته ترین الگو معرفی می‌نماید.‌

سخن پایانی

برخی از افراد به غلط جوانی را دوران جهالت و نادانی می‌دانند. و هرگونه اشتباهی را با دلیل جوانی توجیه پذیر می‌دانند این در حالی است که از نگاه اسلام -که جامع‌ترین مکتب آسمانی است- جوانی دوران تلاش و کوشش و تفکر است. از این رو اسلام فعالیت‌های خردمندانه در دوران جوانی را ارزشمندتر می‌پندارد. و عبادت و پرهیزکاری را بهترین همراه انسان در بهار زندگانی می‌شمارد: « در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است». دین مبین اسلام بیشترین توصیه‌ها را در هدایت و تربیت نسل جوان و رسیدگی و ساماندهی امور آنها دارد. فرصت زندگی اولین نعمتی است که خداوند متعال به انسان ارزانی داشته است که بهترین دوره آن جوانی است.

از این رو باید به گونه ای زندگی کرد که مدیون جوانی نشویم و به گونه ای جوانی کنیم که شرمنده زندگانی خود نباشیم. به قول مرحوم شهریار:‌

از زندگانی ام گله دارد جوانی ام

شرمنده جوانی از این زندگانی ام

مقاله

نویسنده مهدی یاراحمدی خراسانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب سیری در سیمای جوانان

کتاب سیری در سیمای جوانان

این کتاب آسیب شناسی دوره جوانی و راه كارهای نوین تربیتی با توجه به نقش مهم و سرنوشت ساز جوانان در جامعه را به بحث گذاشته شده است.
کتاب هویت دینی جوانان

کتاب هویت دینی جوانان

این کتاب به مسئله دین و دینداری جوانان و نوجوانان و آسیب شناسی تبلیغ دینی و دین داری در جامعه و تبلیغ دینی برای جوانان پرداخته است.

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS