دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خمر (شراب)

No image
خمر (شراب)

كلمات كليدي : خمر، حرمت، قرآن، آثار

نویسنده : زهرا كرماني

خمر در لغت، به معنای پوشاندن چیزی می‌باشد[1]و در اصطلاح معانی مختلفی دارد که به مهمترین آنها اشاره می‌گردد:

1-هر چیز مست کننده و بالاخص شراب[2]

2-پوشش زنان[3]

خمر در قرآن

این لفظ در قرآن هفت بار تکرار شده و در سه معنا به کار رفته است:

1-مطلق مست کننده:

«یَسْئَلُونَکَ عَنِ الخَمرِ وَالمَیسرِ قُل فیهما اِثمٌ کَبیر...»[4]

«دربارۀ شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است »

خمر در اصطلاح شرع، به معنی شراب انگور نیست بلکه به معنی هر مایع مست کننده است، خواه از انگور گرفته شده باشد، یا از کشمش، یا خرما و یا هر چیز دیگر، هر چند در لغت برای هر یک از انواع مشروبات الکلی، اسمی قرار داده‌اند و به طور کلی هر شراب مست کننده‌ای که موجب فساد عقل و پوشاندن آن گردد را گویند.[5]

2- پوشش زنان:

«ولْیَضْرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ...»[6]

«و اطراف روسری‌های خود را بر سینۀ خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)»

"خُمُر" به معنای مقنعه‌ها و جمع "خمار" است و خمار در اصطلاح عرب به آن چیزی گفته می‌شود که زن به واسطۀ آن سرش را پوشانده و روی سینه‌اش را هم می‌پوشاند.[7]

3- نوشیدنی لذیذ:

«مَثَلُ الْجَنَّةِ التی وُعِدَ المُتَّقون... وَاَنهارٌ مِن خَمرٍ لَذَّةٍ للشاربین... »[8]

«توصیف بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده...و نهرهایی از شراب (طهور) که مایه لذت نوشندگان است »

یکی از نعمات بهشتی، شراب بهشتی است که از لحاظ کیفیت با شراب دنیایی کاملاً متفاوت است، زیرا صاحب خود را به لذت ‌رسانده و عواقب سوء شراب‌های دنیایی چون مستی و بی عقلی را هم در پی ندارد.[9]

مراحل تحریم شرب خمر در قرآن (اسلام):

عرب جاهلیّت به علّت اینکه علاقۀ شدید به می‌گساری داشت قابلیّت آن را نداشت که اسلام به یکباره حرمت آن را اعلان نماید اگر هم اسلام در ابتدای امر حکم به حرمت شرب خمر می‌داد مسلماً با مخالفتهای زیادی روبرو می‌شد و قطعاً این حکم الهی نقض می‌گردید، به همین علّت،خداوند حکیم، حکم خمر را در چهار مرحله و به تدریج بیان فرمود:

مرحلۀ اول:

خداوند، مطلق کارهایی که عنوان گناه بر آن صدق می‌کرد را حرام نمود

ولی اسمی از شراب و نوشیدن آن به عنوان نمونه‌ای بر اثم ذکر نکرد.

«قُل إنّما حُرّم رَبّی الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنها و ما بَطَنَ والإثم والبغی بغیر الحقَّ...»[10]

«بگو خداوند: تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است و (هم چنین) گناه و ستم به ناحق را »

مرحلۀ دوم:

از نوشیدن هر مست کننده‌ای در هنگام نماز نهی فرمود؛ یعنی وقتی

بنده‌ای در بهترین حالات یعنی در نماز است نباید مست باشد.

«یا أیّها الّذینَ آمَنُوا لا تَقرَبوا الصّلوة وأَنْتُم سُکاری...»[11]

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید »

مرحلۀ سوم:

خداوند حیکم در این آیه نوشیدن هر نوع مسکر را از گناهان کبـیـره

برشمرده ولی باز هم حرمت آن را بصورت مستقیم بیان نکرده؛

«یَسْئَلُونَکَ عَنِ الخَمْرِ وَالمَیْسرِ قُل فیهما إثم کَبیر وَمَنافِعُ للنّاس...»[12]

«در مورد شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بردارد »

مرحلۀ‌چهارم:

در این مرحله خداوند حکم نهایی و کامل را در مورد شرب خمر بیان فرموده می‌فرماید:

«یا أیّها الّذینَ آمَنُوا إنّمَا الخَمرُ والمَیسِرِ والأنصاب والأزلامْ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُم تُفْلِحُون..»[13]

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بتها و ازلام پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.»

آثار خمر:

با توجه به آیه:

«إنّما یُریدُ الشَّیطانُ اَنْ یوقِعَ بَیْنَکُم القَداوَةَ وَالبَغضاءَ فِی الخَمْرِ وَالمَیسَرِ وَیَصُدَّکُم عَن ذِکِرِ اللهِ وَعَنْ الصَلاةِ...»[14]

«شیطان می‌خواهد بوسیلۀ شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد»

می‌توان آثار خمر را به سه دسته مهم تقسیم کرد:

1-ایجاد کننده دشمنی و عداوت بین مؤمنان «اَن یُوقِعَ بَیْنَکُمْ العَداوَة»

2- مولّد کینه «وَالبَغضاء فی الخَمْر والمَیسَر»

3- بازداشتن مؤمنان از یاد خدا و نماز «وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکرِ الله وَعَن الصّلاة».

مقاله

نویسنده زهرا كرماني
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - احکام و فقه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS