دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دختران پیامبر (رقیه و ام کلثوم)

No image
دختران پیامبر (رقیه و ام کلثوم)

كلمات كليدي : تاريخ، حضرت محمد(ص)، خديجه، ام كلثوم، رقيه، عتبة، عتيبة، ابولهب، عثمان بن عفان

نویسنده : حبیب محمدزاده

رسول گرامی اسلام از همسر خویش "خدیجه بنت خویلد" دارای چهار دختر بودند. دختر بزرگ ایشان با "ابوالعاص بن ربیع" و دختر دیگرشان "حضرت فاطمه زهرا(س)" با "علی‌ بن ابی‌طالب(ع)" ازدواج کردند و دو دختر دیگر آن حضرت، "رقیه" و "ام‌کلثوم" می‌باشند.

رقیه:

"رقیه" دومین دختر رسول‌اکرم(ص) بود که مادرش خدیجه بنت خویلد است. پیش از اسلام با پسر عموی پدرش "عتبة بن ابولهب بن عبدالمطلب" ازدواج کرد. مادر عتبه "ام‌جمیل" دختر "حرب‌ ابن امیه" که بعد از نزول سوره‌ی مبارکه «مسد» به «حمّالة الحطب» معروف گردید. پس از نزول سوره مبارکه «مسد» در مزمت "ابولهب" و همسرش، آنان فرزند خود عتبه را مجبور کردند تا همسر خود رقیه را طلاق دهد و به او گفتند: دختر محمد را رها کن. بطوری که ابولهب گفت: اگر همسرت را طلاق ندهی، با تو قطع رابطه می‌کنم.[1]

البته پیامبراکرم(ص) قبلاً طلاق رقیه را از عتبة خواسته بود و خود رقیه نیز خواستار طلاق بود. لکن نزول سوره «مسد» و به دلیل مسلمان شدن رقیه، عتبة او را طلاق داد.[2]

ازدواج رقیه با عثمان بن عفان

رقیه پس از جدایی از عتبة با "عثمان بن عفان" ازدواج کرد.[3] البته بنابر قولی ازدواج رقیه با "عثمان" در زمان جاهلیت صورت گرفت.[4] او برای عثمان پسری به نام "عبدالله" به دنیا آورد که در کودکی از دنیا رفت و فرزند دیگری را نیز سقط نمود.[5]

البته بنابر قول دیگر؛ عبدالله در سال 4 هجری و بعد از مادرش رقیه از دنیا رفت.[6] رقیه در هر دو هجرت با عثمان به حبشه رفت و در هجرت اولی کودکی را سقط کرد. رقیه پس از هجرت عثمان به مدینه که همزمان با هجرت رسول‌اکرم(ص) بود، به مدینه هجرت کرد؛[7] البته آنها زودتر از سایر مسلمانان از حبشه به مکه بازگشته بودند و قبل از رسول‌اکرم(ص) به مدینه هجرت کردند.[8]

وفات رقیه:

رفتار عثمان با رقیه خوب نبود بطوری که یک بار او را به شدت کتک زد و رقیه در اثر آن به سختی بیمار شد و در اثر همان بیماری از دنیا رفت.[9] وفات او در ماه رمضان سال دوم هجری و در روز پیروزی جنگ «بدر» صورت گرفت.[10]

هنگامی که رقیه دختر رسول‌اکرم(ص) از دنیا رفت، زنان بر او گریستند. "عمر بن خطاب" با تازیانه پیش آمد و شروع به زدن آنها کرد. پیامبر‌اکرم(ص) فرمود: «ای عمر رهایشان کن تا گریه کنند» و سپس چنین فرمود:

«بگریید؛ ولی از نعره زدن شیطانی بپرهیزید. اندوه و اشک تا آنجا که از دل سرچشمه می‌گیرد، از الطاف الهی است و چون به ضربه زدن با دست و هیاهوی زبانی برسد، از شیطان است.» حضرت فاطمه زهرا(س) کنار قبر او نشسته بود و گریه می‌کرد و رسول‌اکرم(ص) با گوشه لباس خویش اشک‌های او را پاک می‌کرد.

پیامبر‌اکرم(ص) در مرگ او فرمود: «ملحق شو به سَلف‌مان، عثمان ‌بن مظعون.»[11]

عثمان‌ بن مظعون که بود؟

"عثمان" از مسلمانان اولیه بود، بطوری که بعد از سیزده نفر مسلمان شد. در اولین هجرت همراه پسرش به حبشه رفت و سپس به مدینه هجرت کرد. در جنگ بدر حضور داشت. وی مرد عابدی بود و روزها روزه می‌گرفت و شبها به عبادت طی می‌کرد. او اولین مهاجری بود که در مدینه از دنیا رفت و در بقیع مدفون شد.[12]

ام‌کلثوم

"ام‌کلثوم" سومین دختر پیامبر(ص) بود. او در زمان جاهلیت با "عتیبة ابن ابولهب" ازدواج کرد. زمانی که سوره مبارکه «مسد» در مذمت ابولهب و همسرش نازل شد، بزرگان قریش و پدر و مادر عتیبه از او خواستند که دختر محمد(ص) را رها کند و در مقابل او دختر "سعید بن عاص"‌ را تزویج کند. او نیز ام‌کلثوم را طلاق داد و با دختر سعیدبن عاص ازدواج کرد.[13]

عاقبت کار عتیبة

او پس از طلاق دادن "ام‌کلثوم"، پیش پیامبراکرم(ص) آمد و در کمال بی‌ادبی گفت من به دین تو کافرم، دخترت را هم طلاق دادم. نه مرا دوست داشته باش و نه ترا دوست دارم و به پیامبراکرم(ص) حمله کرده و پیراهن آن حضرت را پاره کرد.

پیامبر(ص) فرمود: از خدا می‌خواهم تا سگی از سگ‌های خود را بر او چیره کند. عتیبه همراه گروهی به قصد تجارت به شام رفت و چون به در منزلی آمدند، در شب شیری به سوی ایشان آمد. شیر از میان آن گروه به او حمله کرد و سرش را در دهان گرفت و از تن جدا کرد.[14]

ازدواج عثمان با ام‌کلثوم

او همراه پدر بزرگوار خویش به مدینه هجرت کرد. زمانی که رقیه دختر بزرگ‌تر آن حضرت از دنیا رفت، ام ‌کلثوم با عثمان ازدواج کرد. ازدواج آنها در ربیع‌الاول سال سوم هجرت صورت گرفت و در ماه شعبان سال 9 هجری از دنیا رفت. پیامبراکرم(ص) بر جنازه او نماز خواند. "اسماء بنت عمیس" و "صفیه" دختر عبدالمطلب او را غسل دادند و "علی(ع)" و "فضل" و "سامة ‌بن زید" او را در قبر نهادند.[15]

اما آنچه برخی قائلند ام‌کلثوم قبل از رقیه با عثمان ازدواج کرده است، نظریه غیر مشهوری می‌باشد. مرحوم "شیخ عباس قمی" در «منتهی‌الامال» این نظریه را از «قرب‌الاسناد» "حمیری" نقل نموده که ام‌کلثوم قبل از رقیه با عثمان ازدواج کرد؛ ولی سپس می‌گوید:

مشهور تزویج رقیه به عثمان قبل از ام‌کلثوم می‌باشد.[16] عثمان را به دلیل ازدواج با دو دختر پیامبر(ص) «ذوالنورین» نیز می‌گویند.[17]

آیا رقیه و ام‌کلثوم دختران حضرت رسول‌اکرم(ص) بودند؟

آن رقیه که پیامبراکرم(ص) به عثمان تزویج نمود، دختر خودش نبوده؛ بلکه او «ربیبه» پیامبر(ص) و دختر "هاله" همسر خدیجه بوده است و "رقیه" دختر خود پیامبر(ص) بعد از بعثت به دنیا آمده است. همچنین ام‌کلثوم نیز دختر پیامبر(ص) نبوده بلکه ربیبه ایشان بوده است و ام‌کلثوم دختر پیامبر(ص) بعد از بعثت متولد شده است.[18]

مقاله

نویسنده حبیب محمدزاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب فرهنگنامه تاريخ زندگی پيامبر اعظم(ص)

کتاب فرهنگنامه تاريخ زندگی پيامبر اعظم(ص)

کتاب فرهنگ‎ نامه جامع تاریخی زندگی و سیره ی آخرین فرستاده‎ی الهی در قالبی جدید راستای آشنایی عموم افراد جامعه با مباحث تاریخی توسط بخش تاریخ فرهنگ نامه علوم انسانی و اسلامی پژوهه تهیه شده است.
سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS