دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دنیا هیچ وقت بر وفق مرادم نیست!

No image
دنیا هیچ وقت بر وفق مرادم نیست!

یکی از آرزوهای بشری رسیدن به یک زندگی آرام و بدون دغدغه است و این در حالی است که این خواست و آرزو با هدف و فلسفه آفرینش دنیای خاکی ناسازگار است چرا که این دنیا، دنیای سوختن و ساختن است؛ سوختن زشتی ها و به پا داشتن نیکی ها.قرآن کریم می‌فرماید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی كَبَدٍ «همانا انسان را در رنج و سختی آفریدیم» كلمه كبد به معناى رنج و خستگى است. این رنج و سختی همیشه ناپسند نیست، روزگار دشمن آدمی نیست که با روی آوری مشکلاتش دهان به مذمتش باز کنیم. در کلام حضرت علی علیه السلام به یکی از حکمت های آن اشاره شده که در ادامه بدان می پردازیم.

  آرامش و عیب های پنهان

حضرت علی علیه السلام در حکمت51 نهج البلاغه چنین می فرمایند: عیب تو آنگاه که روزگار با تو هماهنگ باشد پنهان است.هیچ یک از ما نمی تواند ادعا کند که انسانی کامل و بدون کوچکترین عیب و نقصی است. هر یک از انسان ها از کم و کاستی‌هایی رنج می برند که یا از آن آگاه بوده یا هیچ گونه اطلاعی از آن ندارند، در این حال فراز و فرودهای زندگی می تواند کمک شایانی در شناخت انسان نسبت به توانایی‌ها یا کاستی هایش داشته باشد. از همین روست که حضرت می فرمایند تا زمانی که روزگار با تو هماهنگ باشد عیب تو پنهان است. چرا که تا زمانی که در شرایط سخت قرار نگرفته ای نمی توانی ادعا کنی چند مرده حلاجی. برای مثال شاید تصور شما از خودتان این باشد که انسان بسیار صبور و بردباری هستید و این باور تا زمانی که روزگار به کام است ذهنیت و عقیده شماست اما زمانی که خدای ناکرده مشکلات یکی پس از دیگری به شما روی آورد اینجاست که می توانید ادعا کنید صبور هستید یا خیر، اگر به خدا گله و شکایت کردی یا دلتنگ و افسرده و ناامید شدی بدان صبر در تو معنایی ندارد.

 فلسفه ابتلا

امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از نامه های خود که به عثمان بن حنیف فرماندار خویش در بصره نوشته اند این قانون بیولوژیک را گوشزد می‌کنند که: در ناز و نعمت زیستن و از سختی‌ها دوری گزیدن، موجب ضعف و ناتوانی می گردد و برعکس زندگی کردن در شرایط دشوار و سخت آدمی را چابک و نیرومند می سازد و جوهر هستی او را آبدیده و توانا می‌گرداند. شرایط ناهموار و تغذیه ساده از نیروی انسان نمی کاهد. درختان بیابانی که از مراقبت و رسیدگی مرتب باغبان محروم می باشند چوب های محکمتر و با دوام بیشتری دارند و برعکس درختان باغستان که دائما مراقبت شده اند و باغبان به آنها رسیدگی کرده است نازک پوست تر و بی دوام ترند.(نهج البلاغه/ نامه 45) بر اساس فرموده حضرت علی علیه‌السلام یکی از حکمت های بلا، تربیت و پرورش انسان است. این خصوصیت مربوط به موجودات زنده بالاخص انسان است که سختی ها و گرفتاری‌ها مقدمه کمال و پیشرفت های اوست. این یک قانون کلی و سنت دائمی پروردگار است که برای شکوفا کردن استعدادهای نهفته و به فعلیت رساندن آنها و در نتیجه پرورش بندگان، آنان را می آزماید یعنی همان گونه که فولاد را برای استحکام بیشتر در کوره می گدازند تا آبدیده گردد، آدمی را نیز در کوره حوادث سخت، پرورش می‌دهند تا مقاوم شود و آبدیده گردد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده: مؤمن چون زرع تازه و لطیف است كه بادهاى چنین و چنان او را پرورش دهند و همچنین مؤمن را دردها و بیماری‌ها پرورش دهند، و نمونه منافق چون عصاى آهنینِ راستى است كه آسیبى بدان نرسد تا مرگش فرا رسد و آن را یك باره خُرد كند. (أصول الكافی / ترجمه كمره‌اى/ ج‌5 /93)

 دنیا جز ابتلا نیست

این نظام، نظام ابتلا است، عالم دنیا عالم ابتلاست. هم آنجایی که خدای متعال به انسان عطا می کند و به حسب ظاهر، انسان نعمت های فراوانی دارد در دنیا، و هم آنجایی که نعمت از انسان گرفته می ‌شود و در تنگنای نعمت‌های ظاهری قرار می گیرد در عالم دنیا هر دو به ابتلا گرفتار هستند، آنجایی که ثروت فراوان به انسان می دهند یک ابتلا است. آنجایی که می گیرند هم ابتلا است، به انسان سلامتی می دهند ابتلا است، آنجایی که سلامتی می گیرند ابتلا و امتحان است ابتلائی است که بستر رشد انسان است، این عالم عالم حرکت است و ما در این عالم سیر به طرف خدا داریم و همه‌ قواعد عالم قواعد حرکت دادن ماست که ما را به سمت خدا هدایت کنند، همه چیز دنیا ابتلا است و نگاهتان باید به دنیا نگاه ابتلاء باشد. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، كه على بن الحسین(علیه السلام) مى‌فرمود: به راستى بد دارم براى مرد كه در دنیا به عافیت گذراند و هیچ مصیبت نبیند. (اصول الكافی/ترجمه كمره‌اى/ج‌5/ 89) .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

امام(ع) در توصيف پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «… و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة»3 كه اشاره است به آيه شريفه: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، 16/125). با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن»
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʂ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(2)

علي (علیه السلام) در نامه يي به يكي از عمّالش مي نويسد: «فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالمَحَلِّ الَّذي ينُارِي الظّالِمُ فيهِ بِالحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ؛ (نامة 41) به آن ماند كه تو به آخرت رسيده يي و زير خاك پنهان گشته يي و كردارت به تو نمايانده شده است در جايي كه ستمگر به صداي بلند، دريغ مي گويد و تبهكار آرزوي برگشت به دنيا مي كند.»
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS