دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راز خلوت

خداوند فرشته ای دارد که همه روز بانگ می زند: بزایید برای مرگ و گرد آورید برای فنا و بنا کنید برای ویران شدن. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
راز خلوت
راز خلوت

راز خلوت

خلوت از نظر قرآن کریم، ممدوح است؛ اما چرا خلوت، ممدوح است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت: چند «ندا» هست که به طرق گوناگون به بشر ابلاغ می‌شود.

اوّل: ندای خدا؛ خدا مستقیماً ندا دارد و این ندا گاهی « یا أیها الناس »، گاهی « یا أیها الذین آمنوا » و گاهی « یا بنی آدم » است. البته ندای الهی نظیر ندای منادیان عادی نیست که لحظه‌ای حاصل و بعد تمام شده باشد؛ بلکه دائماً این صدا به گوش می‌رسد:

موسی ای نیست که تا صوت « أنا الحق » شنود ٭٭٭٭ ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست .

این نداها نیز در یک سطح نیست؛ زیرا برخی خیلی عام است، مانند: « یا أیها الناس » و « یا بنی آدم » و بعضی مخصوص اهل کتاب است مانند: « یا أهل الکتاب » و برخی ویژه مؤمنان است مانند: « یا أیها الذین آمنوا » و بعضی از نداها هم از نداهای گذشته محدودتر است مانند تذکره و تبصره هایی که متوجه، « أولی الألباب » و « أولی الأبصار » است و بالاخره آخرین ندا که از همه نداها و خطابها محدودتر است همان ندای به انبیاست مانند: « یا أیها الرسل ».

دوم: ندای فرشتگان؛ در بعضی از نصوص آمده است که خداوند فرشتگانی را مأمور کرده است تا هر روز به بنی آدم بگویند: زاد و ولد داشته باشید ولی بدانید که پایان زندگی، مرگ است و مال بیندوزید ولی بدانید که پایانش فناست و ساختمانها بسازید ولی آگاه باشید که نهایتش ویرانی است بنابراین، شما چیزی بسازید که ویران شدنی نباشد: « إنّ لِلّه مَلَکاً ینادی فی کلّ یوم: لدوا للموت واجمعوا للنفاء وابنوا للخراب »[1]. این ندای فرشته‌هاست. بسیاری از نداها در روایات به فرشته‌ها نسبت داده شده است.

سوم: ندای انبیا و اولیاست؛ خداوند به پیغمبر اکرم ‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) می‌فرماید «به مردم بگو»: ﴿تعالوا أتْلُ ما حرّم ربّکم علیکم﴾[2]؛ مانند این که، به ابراهیم خلیل می‌فرماید: ﴿ وأذّن فی الناس بالحج یأتوک رجالاً ﴾[3]؛ یا می‌فرماید: ﴿ وأذان من الله ورسوله إلی الناس یوم الحج الأکبر أنَّ الله بری‌ءٌ من المشرکین ورسوله ﴾[4].

این نداها و همچنین ندای فطرت از یک سو و ندای عقل از سوی دیگر، نداهایی است که به طور مستقیم و غیر مستقیم به «الله» ارتباط دارد و همواره هست؛ امّا گوشی که بخواهد مستمع این نداها باشد باید در جای آرامی قرار گیرد که در آن جا هیاهو نباشد؛ زیرا هنگام ازدحام و پیدایش امواج و اصوات گوناگون، شنیدن ندای حق دشوار است، مگر برای کسانی که صدای آشنا را خوب بفهمند و چون در روز، صداها زیاد است، شنیدن این نداها دشوار است و از این رو گفته‌اند آرام بگیرید و خلوت کنید تا این نداها را بشنوید. بنابراین، معنای خلوت کردن برطرف کردن مزاحمتهاست و اگر این مزاحمتها برطرف شود، فیض خدا یقیناً ظهور و حضور دارد.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 264-265
    پی نوشت:
  • نهج‌اللبلاغه، حکمت 132.[1]
  • سوره انعام، آیه 151.[2]
  • سوره حج، آیه 27.[3]
  • سوره توبه، آیه 3.[4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
Powered by TayaCMS