دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رازداری

خاموشی حکمت، سکوت [مایه] سلامت و رازداری گوشه ای از خوشبختی است.
رازداری
رازداری

رازداری

قال علیٌ (ع): «الصّمتُ حُکمٌ، والسُّکوتُ سَلامَهٌ، و الکِتمانُ طرَفٌ مِن السَّعادَهَ» (میزان الحکمه، ج10، حدیث)

در زندگی، گاهی ممکن است دیگران مطالبی را با انسان در میان بگذرند و یا اینکه انسان خود، به‌طور خواسته و یا ناخواسته پی به برخی از اسرار زندگی دیگران ببرد، آنچه در این میان اهمّیت دارد، این است که اسلام به هیچ کس چنین حقّی را نداده که اسرار زندگی کسی را برای دیگران بازگو کند. پیامبر اکرم(ع) می‌فرمایند:

«یا أباذر! المَجَالسُ بالأمانهِ و إفشَاؤُکَ سرِّ أخیکَ خیانهٌ»[1]

ای ابوذر! مجلس‌ها امانت است و بازگو کردن راز و حرف دل برادر مؤمنِ خود برای دیگران، خیانت است.

فاش کردن راز و اسرار دیگران، اعم از این است که انسان عیوب دیگران را اظهار کند و یا اینکه عیب نیست؛ ولی افشا و اظهار آن موجب اذیت و آزار دیگران می‌شود.

رازداری بر دو قسم است یکی نگه داشتن راز دیگران و دیگری فاش نساختن اسرار زندگی خود. اظهار کردن اسرار زندگی خود برای دیگران از ضعف نفس و سستی عقل است؛ به‌جهت اینکه اسرار زندگی انسان، از دو حال خارج نیست: یا از جمله اسراری است که حاکی از سعادت انسان است و یا حاکی از شقاوت او است؛ بنابه هر دو احتمال، انسان باید از فاش کردن آن خوداری کند؛ چراکه اگر از قبیل اوّل باشد، اظهار آن موجب دشمنی و حسادت دیگران واقع می‌شود و اگر از قبیل دوّم باشد، اظهار و فاش ساختن آن، باعث شماتت و سرزنش دشمنان و ناراحتی و سرشکستگی دوستان می‌شود. به‌همین دلیل، انسان از اینکه راز خود را با دوستان در میان بگذارد، منع شده است؛ به‌دلیل اینکه هر دوستی خود نیز دوستی دارد و هر گاه انسان خود نتواند راز دل خود را حفظ و نگهداری کند، چگونه می‌توان انتظار داشت که دیگری راز انسان را در دل نگه دارد.

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بخواست جام می و گفت راز پوشیدن[2]

حضرت علی(ع) می‌فرماید:

«مَن ضَعُفَ عَن حِفظِ سِرِّهِ لم یَقوِ لِسِرِّ غَیرِهِ»[3]

کسی که در نگه داشتن راز خود ناتوان است، قادر به نگه‌داری راز دیگران نیست.

امروزه افشای اسرار خانوادگی (به‌خصوص روابط بین همسران) سبب بسیاری از مشکلات خانواده‌ها است؛ که در برخی مواقع بنیان خانواده را برهم ریخته و حتی به طلاق منجر شده است. زن و شوهر نباید اسرار درون خانه خود را پیش دیگران ولو پدر و مادر و یا خواهر و برادر بازگو کنند؛ چراکه دیگران، گاهی از سر دلسوزی، گاهی از سر حسادت و در برخی اوقات از سر کینه، خواسته یا ناخواسته در مسائل خانواده‌ها دخالت کرده و مشکلات ولو کوچک را بزرگ‌تر و غیر قابل حل‌تر خواهند نمود. به هر حال آنچه در روایات مورد تأکید قرار گرفته و از جمله وظایف انسان شمرده شده، این است که انسان رازدار باشد و هر حرفی را به‌زبان نیاورد و برای دیگران بازگو نکند.

روزی شخصی نزد شیخ ابوسعید ابو الخیر آمد و گفت: ای شیخ! نزد تو آمده‌ام تا به من از اسرار حق چیزی بیاموزی. شیخ به او گفت: برگرد و فردا بیا تا راز حق به تو بیاموزم. او فردا نزد شیخ آمد، شیخ موشی را در درون حُقّه (قوطی یا ظرف کوچکی که در آن جواهر می‌گذارند) نهاده بود و سر حقّه را نیز محکم بسته بود، وقتی که آن شخص آمد، شیخ آن حُقّه را به او داد و گفت: حُقّه را ببر ولی بکوش که مبادا سر آن را باز کنی. آن مرد آن حُقّه را با خود برد ولی سر انجام آتش هوس او شعله ور شد که در میان این حُقّه چیست و چه رازی وجود دارد؟! وسوسه‌ی هوای نفس، او را وا داشت تا سرانجام سر آن را باز کرد، ناگاه موشی از آن بیرون جست و فرار کرد، او نزد شیخ آمد و گفت: من از تو سرّ خدا خواستم ، تو موشی به من دادی؟ شیخ گفت: ای درویش ما موشی در حُقّه به تو دادیم، تو نتوانستی آن‌را پنهان کنی؛ چگونه سرّ الهی را به تو دهیم که آن‌را نگاه داری؟.[4]

  • [1]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، 1409هق، ج12، ص307
  • [2]. نراقی، ملااحمد؛ معراج‌السعاده، تهران، یاسر و دهقان، 1366، ص416.
  • [3]. محمدی ری شهری، محمد؛ میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، (ویرایش دوم)، ج5، حدیث8593.
  • [4]. محمدی اشتهاردی، محمد؛ داستان دوستان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم، 1376، ج پنجم، ص282.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS