دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راههای شناخت صفات خدا

No image
راههای شناخت صفات خدا

كلمات كليدي : شناخت صفات خدا، عقل، صفات ثبوتيه، صفات سلبيه، واجب الوجود، فطرت، جهان طبيعت، شهود باطني

نویسنده : مهدي جدي

دانشمندان اسلامی راههائی را جهت شناخت خدای متعال بیان کرده‌اند:

الف) عقل:

عقل می‌تواند وجود موجودی را که غنی بالذات است، اثبات کند. هنگامی که بدین امر دست یافت برای اثبات بسیاری از صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند نیز توانایی می‌یابد؛ زیرا هر صفتی که موجب نقص ذات غنی بالذات شود، باید از او سلب گردد. در کتاب تجریدالاعتقاد، از همین روش برای اثبات بسیاری از صفات سلبی و ثبوتی بهره جسته است، که به برخی از آنها اشاره می‌شود.

کلام خواجه نصیرالدین طوسی

واجب الوجود بودن خداوند دلالت می‌کند بر این‌که:

1) خداوند متعال همواره بوده و باقی است زیرا واجب الوجود آن است که وجود برای او ضروری بوده و عدم بر او روا نباشد.

2) خداوند شریک ندارد؛ زیرا اگر او شریک داشته باشد آن شریک هم واجب الوجود است. پس در واجب الوجود بودن مانند یکدیگرند. البته هر یک خصوصیتی دارد که دیگری ندارد. بنابراین هر دو مرکب می‌شوند و ترکیب نشانه ضعف و فقر می‌باشد. بنابراین خدا شریک ندارد.

ب) فطرت:

فطرت راهی است که با گذر از آن می‌توان به شناخت پاره‌ای از صفات الهی مانند یگانگی دست یافت فطرت انسان خداوند را یگانه و یکتا می‌داند و شریک و چند خدایی را برنمی‌تابد.

ج) مطالعۀ جهان طبیعت:

برای مثال از مطالعه و بررسی نظم در جهان هستی، حیوانات و گیاهان و حتی خود انسان آشکار می‌گردد که ناظم و خالق هستی بر اساس سنخیت بین علت و معلول باید از صفت علم و حکمت و قدرت برخوردار باشد. و هم‌چنین از انسجام و وحدت حاکم بر جهان هستی می‌توان به وحدت و توحید خالق و ناظم هستی پی برد.

البته چنین استنباطی براساس قاعدۀ عقلی صورت می‌گیرد ولی تفاوتی که با راه نخست دارد این است که در راه عقل تمام مقدمات آن عقلی است ولی در این راه برخی از مقدمات از مشاهدۀ جهان هستی اخذ می‌شود و نتیجه می‌گیریم که جهان منظم است. قرآن و روایات نیز بر این راه تأکید می‌کنند. قرآن می‌فرماید:

« إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ » (آل‌عمران/190)

مسلماً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌هایی برای خردمندان است.

د) کشف و شهود باطنی:

انسان بر اثر تکامل روحی و معنوی و کسب فضایل و تقوا به جایی می‌رسد که می‌تواند بسیاری از حقایق از جمله، صفات جمال و جلال الهی را از طریق مشاهدۀ قلبی درک کند. چنان‌چه آیات زیر بر آن گواهی می‌دهد:

« یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً » (انفال/29)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر از خدا پروا داشته باشید برای شما وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرار می‌دهد.»

« وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا » (عنکبوت/69)

«آنانکه در راه ما (با خلوص نیّت) تلاش کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد.»

ه) مراجعه به آیات و روایات:

منبع همیشه جوشان قرآن و سنّت، حقایق بسیار ژرف و معارف گسترده‌ای را در زمینه خداشناسی و شناخت اوصاف الهی در اختیار بشر قرار می‌دهد. معارفی که عقل آدمی به تنهایی از شناخت آن ناتوان است و یا آن‌که با دشواری فراوان به درک آن نایل می‌‌شود.

بهره‌گیری از قرآن و روایات برای شناخت اوصاف الهی بر پذیرش مقدماتی استوار است؛ از جمله اثبات وجود خدا، اثبات رسالت پیامبر گرامی اسلام (ص) و اثبات برخی از صفات الهی مانند صدق که اعتبار قرآن در گرو آن است.برای نمونه، می‌توان به آیات زیر اشاره کرد:

« هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ » (حشر/23-24)

«او خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزّه است، به کسی ستم نمی‌کند، امنیّت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکست‌ناپذیر که با ارادۀ نافذخود هر امری را اصلاح می‌کند و شایستۀ‌ عظمت است خداوند منزه است از آن چه شریک برای او قرار می‌دهند. او خداوندی است خالق، آفریننده‌ای بی‌سابقه، و صورت‌گری (بی‌نظیر) برای او نام‌های نیک است آنچه در آسمان‌ها و زمین است تسبیح او می‌گویند و او عزیز و حکیم است.»

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS