دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رعایت حقوق یکدیگر

No image
رعایت حقوق یکدیگر

رعایت حقوق یکدیگر

رعایت حقوق دیگر افراد به نفع همه می‌باشد و اگر رعایت نمی‌شود یا به دلیل جهل و بی‌خبری افراد است یا به خاطر خودخواهی و توجه به منافع شخصی و اگر افراد نسبت به وظایفی كه به هم دارند آگاه باشند و به آن پایبند باشند اختلاف و دعواها پیش نمی‌آید و اگر هم پیش آید، به راحتی قابل حل است. همه ما می‌دانیم که افراد نسبت به یكدیگر حقوقی دارند و در نتیجه نسبت به هم وظایفی دارند. این حقوق به صورت دو جانبه است نه یكطرفه. اگر افراد این حقوق را بشناسند و به آن عمل كنند و متقابلاً هم باشد مسلماً بسیاری از نزاع‌ها برچیده می‌شود و جامعه ای با روابط سالم و خوب به وجود می‌آید. قشرهایی كه نسبت به هم حقوق متقابل دارند فراوان هستند مانند والدین و فرزندان، همسایگان، شریكان، زن و شوهرها، رئیس اداره و كارمندان، معلم و شاگرد، موجر و مستأجر، كارگر و صاحب كار، خویشاوندان نسبت به هم، برادران دینی نسبت به یكدیگر. رعایت حقوق یکدیگر به نفع همه افراد در خانواده و جامعه می‌باشد و اگر رعایت نمی‌شود یا به دلیل جهل و بی‌خبری افراد است یا به خاطر خودخواهی و توجه به منافع شخصی، مثلاً اگر در زندگی خانوادگی، زن و شوهر به وظایفی كه نسبت به هم دارند آگاه باشند و به آن پایبند باشند اختلاف خانوادگی پیش نمی‌آید و اگر هم پیش آید، به راحتی قابل حل است. با توجه به مشکلاتی که افراد جامعه ما از لحاظ رعایت حقوق یکدیگر دارند بد نیست به برخی از حقوق افراد در قبال هم اشاره کنیم که می‌تواند در رفتار اجتماعی ما و شرایط فرهنگی جامعه مؤثر باشد.

اول اینکه افراد جامعه ما به عنوان یک مسلمان باید در برابر برادر دینی خود متواضع باشند و از تكبر بپرهیزند، چرا که خیلی از دعواها و کدورت‌ها به دلیل خودپسندی و تکبر افراد در قبال یکدیگر به وجود می‌آید.

افراد باید با چهره باز و گشاده با هم برخورد كنند، که اگر این امر اتفاق بیفتد انرژی مثبتی در روابط افراد به وجود می‌آید.

افراد باید به عهد خود وفا كنند و به قول و قرارها پایبند باشند؛ خیلی از مشکلات به خاطر بدقولی‌ها و وفادار نبودن به تعهدات به ویژه در امور مالی به خصوص چک رخ می‌دهد.

ما به عنوان یک مسلمان باید در برخورد با یكدیگر منصف باشیم و از حد و حدود عادلانه خارج نشویم.

افراد باید اگر کسی نیازمند بود در حد توان به او كمك كنند و اگر قرض خواست بدهند و اگر یاری طلبید به یاریش بشتابند.

افراد باید رعایت حریم خصوصی یکدیگر را بکنند و بی اجازه و سرزده وارد خانه دیگری نشوند یا به وسایل او دست نزنند، نامه اش را نخوانند و به حریم شخصی او وارد نشوند.

افراد باید در برخورد‌ها با هم سلام و مصافحه و محبت و مهروزی داشته باشند و بر محور محبت حرکت کنند.

افراد باید آنچه برای خود می‌خواهند برای دیگری هم بخواهند و آنچه بر خود نمی‌پسندند، بر دیگری هم نپسندند. اصل حقوق این است كه آنچه برای خودت دوست داری برای دیگری هم دوست بداری و آنچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگری هم نپسندی.

همچنین افراد نباید همدیگر را آزار دهند و باید از دست و زبان هم آسوده باشند. پیامبر خدا(ص) فرمود: مسلمان كسی است كه مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند.

رعايت حقوق ديگران؛ مهم‌ترين مؤلفه حقوق شهروندی‌‌

بهناز ليليان

يكي از مهم‌ترين مؤلفه‌هاي حقوق شهروندي رعايت احترام به حقوق ديگران در روابط اجتماعي است، «اَحْبِبْ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِك؛ آن‌چه را براي مردم مي‌خواهي، براي خود نيز بخواه». همان‌طور كه آدمي دوست دارد ديگران به حق او تجاوز نكنند و احساس‌اش را ناديده نگيرند، خود نيز به حكم وجدان و انسان بودن، وظيفه دارد تا حقوق همه انسان‌ها را محترم شمارد. انسان موجودى قابل احترم كه كرامت و شرافتى ستودنى دارد؛ تا جايي كه فرشتگان به كرنش و خضوع در برابر او مأمور و به امر خدا در برابرش سجده كرده‌اند اين عظمت و بزرگى به اندازه‌‌اى است كه جبرئيل امين در شب معراج، هنگام نماز به نبى ‌اكرم (ص) اقتدا مي‌كند و او را برخود مقدم مي‌دارد؛ «إِنّا لانَتَقَدَّمُ اْلأدَمِيّينَ مُنْذُ أُمِرْنا بِالسُّجُودِ لِأدَمَ عليه السلام؛ ما از هنگامى كه مأمور شديم بر آدم سجده كنيم، بر آدميان پيشى نمي‌گيريم». (بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۴۰۴) احترام گذاشتن به ديگران نشانه اين است كه شما نيز قابل احتراميد احترام به معني احساس ارزش براي كسي قايل بودن است و خود فرد آن را به دست مي‌آورد اگر به ديگران احترام نگذاريد ديگران شما را به چشم انسان بي‌محبت نگاه مي‌كنند. در اين‌ خصوص در احاديث نكات جالبي اشاره شده كه براي مثال مي‌توان به اين موارد توجه نمود كه پيامبر اكرم (ص) هيچ‌گاه كسي را با انگشت خود اشاره نمي‌كردند و يا هرگاه يكي از اصحابش خدمت آن حضرت وارد مي‌شد به احترام او برمي‌خاست و عبايشان را براي آن شخص پهن مي‌كردند. با اين وصف گاهي اوقات در طول روز چندين بار بي‌احترامي به حقوق ديگران مي‌كنيم و خيلي راحت از كنارشان مي‌گذريم و حتی شب نيز سري آسوده بر بالش گذاشته و به خواب مي‌رويم اين را بدانيم كه بايد به حقوق يكديگر احترام بگذاريم و به‌ شناخت حقوق ديگران بپردازيم و هرگز راضي به ناديده گرفتن حق در زندگي خود نباشيم امري كه در قرآن و احاديث به آن بارها اشاره شده اما متأسفانه در جامعه كنوني ما مصاديقي را مي‌بينيم كه موجباب اجحاف و ناديده گرفتن حقوق ديگران به عينه قابل مشاهده و به طريقي امري عادي محسوب مي‌شود؟

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS