دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روش معرفت شناسی استقراگرایی

راه‌های رسیدن به معرفت گوناگون است. در روند حرکت تاریخ علم هر دانشمندی دست به دامان روشی شده است که آن را معتبر می‌پنداشته است.
روش معرفت شناسی استقراگرایی
روش معرفت شناسی استقراگرایی
نویسنده: محمد مهدی صدرفراتی

راه‌های رسیدن به معرفت گوناگون است. در روند حرکت تاریخ علم هر دانشمندی دست به دامان روشی شده است که آن را معتبر می‌پنداشته است. یکی از مسائلی نیز که همواره در بین آنان مطرح بوده طریق کسب معرفت است. اینکه چه نظریه ای یقینی است و اینکه آیا می‌توان به آن اعتماد کرد، بستگی مستقیم به روشی دارد که شخص برای کسب آن به کار برده است. بی شک یکی از مهم ترین و موثرترین عوامل در سیر پیشرفت علوم، تجربه است. آنچه از تجربه حاصل می‌شود چنان تاثیرغیر قابل انکاری دارد که برخی تجربه را یگانه بنیان وثیق در کسب معرفت می‌دانند. تجربه در این کاربرد تمامی یافته‌هایی را در بر می‌گیرد که از راه حواس برای انسان پدید می‌آیند. حواس بشر بخصوص حس بینایی راهنمای همیشگی او در امور مختلف زندگی می‌باشند. اگر حواس پنج گانه فرد کارایی خود را از دست دهند می‌توان یقین داشت از آن پس انسان متفاوتی نسبت به قبل شکل می‌گیرد که تفکرات و دغدغه‌های دیگری دارد. شاید اهمیت حس و تجربه برای تک تک افراد بدیهی به نظر برسد اما شدت توجه به آن در بین اشخاص مختلف تفاوت دارد.

گروهی همچون پوزیتیویست ها تنها راه موجود برای حرکت کاروان علم را روشی مبتنی بر تجربه می‌دانند. از نظر ایشان تکرار یک پدیده در شرایط خاص می‌تواند اطلاعاتی در اختیار مشاهده گر قرار دهد که قابل اعتماد است. از این روش به روش استقرایی یاد می‌شود. این نوع استدلال را می‌توان به صورت خلاصه و سطحی این گونه بیان کرد: « اگر تعداد زیادی الف تحت شرایط بسیار متنوعی مشاهده شوند و اگر بدون استثنا تمام الف‌های مشاهده شده خاصیت ب را داشته باشند، آن گاه تمام الف ها مشخصه ب را دارند.» به عنوان مثال اگر فردی بارها و در شرایط گوناگون دمای جوش آب خالص را اندازه گیری کرده و هر بار به دمای صد درجه رسیده است پس طبق نظر استقراگرایان می‌توان این طور نتیجه گرفت که دمای جوش آب خالص صد درجه است.

البته بر این نظریه همچون اکثر نظریات دیگر انتقاداتی وارد است. اولین نقد بر تعداد دفعات تکرار مشاهده است. اینکه چه تعداد مشاهده کافی است تا بتوان آن را حتمی پنداشت. تجربه‌های مختلف از قانون ثابتی پیروی نمی‌کنند. برای مثال گاهی نیاز به انجام آزمایش به دفعات بیشتر است. اگر اثر یک دارو در بهبود بیماری خاصی بر روی پنج نفر رضایت بخش باشد، مسلما هیچ پزشکی نتیجه را قطعی نمی‌داند و باز هم آن را آزمایش می‌کند و سپس نسبت به تجویز آن اقدام می‌کند. از طرف دیگر آزمایش‌های زیادی لازم نیست که به سوزانندگی آتش منتج شود. شاید گاهی اوقات حتی دست زدن به آتش در رسیدن به نتیجه آن برای یک بار هم زیاد باشد. پس چه طور می‌توان این تعداد را مشخص کرد. در این صورت همواره مشاهده گر در شک باقی می‌ماند و هرگز به یک جواب قطعی نخواهد رسید.

انتقاد دیگری که به استقراگرایی به عنوان یک روش کسب معرفت وارد است، مربوط می‌شود به شرایطی که آن مشاهده در آن شکل گرفته است. عواملی که در یک مشاهده دخالت دارند به چه صورت تعیین می‌شوند. گاهی این شرایط را نمی توان محدود به تعداد مشخصی کرد. مثلادر نمونه ذکر شده در مورد نقطه جوش آب، اگر آزمایشگر بخواهد دقت لازم را به عمل آورد و سپس به نتیجه برسد با سیل تقریبا پایان ناپذیری از عوامل روبه رو خواهد شد. دمای اولیه آب، دمای آزمایشگاه، جنس ظرف آزمایش، فشار محیط و حتی ساعتی از شبانه روز که آزمایش در حال انجام است از این دسته عوامل هستند. حتی گاهی تعیین و در نظر گرفتن تمامی این شرایط ممکن نیست.

نکته دیگری که استقراگرایان به آن تاکید دارند این است که اگر تنها یک نمونه مشاهده شد که خلاف نتایج حاصل شده از استقرا بود، می‌توان به کلی آن را نادیده گرفت. پس مشاهدات تا زمانی که توسط مشاهده متناقض دیگری رد نشده باشند، معتبر هستند. در این قسمت هم استقراگرایان با انتقاد دیگری مواجه می‌شوند. نتیجه ای که از مشاهدات آنان حاصل شده اند به زمان گذشته و حال مربوط می‌شوند، حال آنکه تضمینی وجود ندارد که در آینده پدیده ای آن را نقض نکند. یعنی اعتبار آن منوط به زمان است. برای مثال فردی محیط اطراف سکونت خود را بررسی می‌کند و مشاهده می‌کند که تمامی افراد آن منطقه سیاه پوست هستند. در این حال او این گونه می‌پندارد که رنگ پوست انسان ها سیاه است. در حالی که کافی است در آینده به مناطق دیگری سفر کند و تفکرات خود را که تنها بر اساس مشاهده بوده است، نقش بر آب ببیند. هر چه این مشاهدات دقیق تر باشند نیاز به بررسی بیشتری دارند. پس پیشرفت علوم با گذشت زمان می‌تواند به کلی آنها را انکار کند. البته استقراگرایان با در نظر گرفتن این انتقادات سعی در رفع و توجیه آن کرده‌اند اما چندان موفق نبوده‌اند و در کنار آنان روش‌های دیگری در کسب معرفت علمی ارائه شده‌اند که خود نیازمند بررسی مجزا و مفصلی هستند.

مقاله

نویسنده محمد مهدی صدرفراتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS