دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ریا و خودنمایی

ریاکار دارای ظاهری زیبا و آراسته و باطنی علیل و خراب است.
ریا و خودنمایی
ریا و خودنمایی

ریا و خودنمایی

قال علی (ع): «المُرائی ظاهِرُهُ جَمِیلٌ و باطِنُهُ عَلِیلٌ» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث 7187)

یکی از صفات زشتی که در قرآن و روایات، مورد مذمّت و نکوهش قرار گرفته، صفت ریا و خودنمایی است. شخص ریاکار، اگرچه ظاهر عملش نیکو است، ولی در باطن، قصد نمایاندن خود و عملش به دیگران را دارد. چنین شخصی کارهای خود را نه برای خدا، بلکه برای جلب توجّه مردم و خوش‌آمد آنها انجام می‌دهد. او اگرچه نماز می‌خواند؛ ولی قصد او صرفا ریا و خودنمایی است.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«فَوَیلٌ لِلمُصَلِّینَ الذّینَ هُم فِی صَلاتِهِم ساهُونَ الذّینَ هُم یُراءُونَ»[1]

پس وای بر نمازگزاران، کسانی که در نمازشان از یاد خدا غافلند. کسانی که اگر عملی را به‌جا آورند، با قصد ریا و خودنمایی به‌جا می‌آورند.

فقهاء و بزرگان سیر و سلوک، هیچ چیزی را در تباهی و خسران، بدتر از ریا و تظاهر معرفی نکرده‌اند. ریا مانند خوره از درون، عمل را از بین می‌برد و آن را بی‌محتوا می‌سازد.[2] بنابراین انسان باید با نیّت خالص و قصد قربت اعمال عبادی خویش را انجام دهد.

امام صادق (ع) حدیث قدسی‌ای را روایت کرده است، که خداوند می‌فرماید:

«أنا خیرُ شریکٍ فَمَن عَمِلَ لی و لغیری فهُوَ لِمَن عَمِلَ لَهُ غَیرِی»[3]

من بهترین شریکم؛ چراکه از تمام سهم خودم، هرقدر هم زیاد باشد، صرف نظر می‌کنم و همه آن‌را به شریکم می‌دهم. یعنی هر عبادتی که برای جلب رضایت خداوند به‌جا آورده نشود، خداوند آن‌را قبول نمی‌کند و ریاکار و عبادتش را به مردم واگذار می‌کند.

انسان باید همواره مراقب اعمال خود باشد تا به این صفت زشت مبتلا نشود؛ چراکه در برخی مواقع ریا به‌صورت آشکار نمود ندارد. در ریای خفی انسان متوجه ریای خود نیست و حتی شاید آن‌را مخلصانه تلقّی کند.

برای اینکه انسان متوجه شود که نیت او خالص است یا نه راه‌های متعددی وجود دارد که یکی از آنها این است که انسان انگیزه و هدف غیر خدایی عمل را بسنجد.[4]

در حالات شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح‌الجنان آمده است که ایشان در مسجد گوهرشاد نماز جماعت ظهر می‌خواندند و بعد از نماز، مردم را موعظه می‌کردند و جمعیت زیادی هم شرکت می‌کردند. یک روز که او، همراه جمعیت به طرف مسجد می‌رفت، ناگهان از وسط راه برگشت و به مردم گفت: نماز را با فلان شخص اقامه کنید! وقتی علت را از او پرسیدند، جواب داد: وقتی سیل جمعیت را با این شور و شوق برای شرکت در نماز و سخنرانی خودم دیدم، با خود گفتم: به به عباس! این همه جمعیت به خاطر تو به مسجد می‌آیند. بی‌درنگ به خودم نهیب زدم؛ که چرا این فکر در تو راه یافت. این بود که ترجیح دادم که جلوی نفس خودم را بگیرم.[5] آری این است مبارزه مردان بزرگ در عرصه علم و عمل، با نفس خود، چراکه انسان اگر اندکی از خود غافل شود، اعمال خوب خود را با ریا و خودنمایی از بین می‌برد.

    پی نوشت:
  • [1]. ماعون/46.
  • [2]. مهدوی کنی، محمد رضا؛ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372، چاپ دوم، ص438.
  • [3]. علامه مجلسی، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404هق، ج 69، باب116، ص 288.
  • [4]. مصباح یزدی، محمدتقی؛ به‌سوی او، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1382، ص288.
  • [5]. مدرّسی، محمدتقی؛ معراج روح در مکتب اهل بیت، تهران، محبان‌الحسین، 1381، ص20.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS