دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زبان و سکوت

هیچ کس از گناهان در امان نمی ماند مگر آن که زبانش را در کام کشد.
زبان و سکوت
زبان و سکوت

زبان و سکوت

قال رسولُ الله(ص): «لا یَسلَمُ أحَدٌ مِن الذُّنوبِ حتّی یَخزُنَ لِسانَهُ» (میزان الحکمه، حدیث18287، ص252)

خیلی از رذایل اخلاقی اعم از غیبت، بهتان، دروغ و غیره از مفاسدی است که از زبان نشأت می‌گیرد، ضرر و آفت زبان از سایر اعضای انسان بیشتر است؛ چراکه هریک از مفاسد زبان خود، منجر به اخلاق و صفت بسیار زشتی می‌شود و کسی‌که به‌دنبال ارزش‌های اخلاقی است؛ باید از نفس و اعضای خودش مراقبت کند و در این میان، زبان از جایگاه والایی برخوردار است؛ چراکه زبان مهمترین وسیله‌ای است که شیطان در گمراه کردن انسان‌ها از آن کمک می‌گیرد. در میان اعضای انسان، زبان عضوی است که عرصه جولان او بی‌نهایت است و به‌کار بستن و سرکشی او نیز از سایر اعضای بدن بیشتر است. انسان اگر زبان خودش را آزاد بگذارد و هر چیزی را به‌زبان آورد، شیطان او را به وادی ضلالت و گمراهی خواهد کشید.

زبان، بسیار سر بر باد داد است زبان، سر را عدوّی خانه زاد است[1]

اگر انسان زبان خود را حفظ کند از بسیاری از صفات زشت، خود را حفظ کرده است. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: چون آدمی صبح خود را آغاز می‌کند، اندام‌ها همه در برابر زبان [با خواهش و التماس] کرنش می‌کنند و می‌گویند: درباره ما از خدا بترس؛ زیرا ما به تو وابسته‌ایم (سرنوشت ما به تو وابسته است)، اگر راست باشی، راست هستیم و اگر کج شوی، ما نیز کج می‌شویم.[2] بنابراین برای اینکه انسان از بسیاری از آفات زبان رهایی یابد باید زبان خود را کنترل کند، چرا که کلید همه خوبی‌ها و بدی‌ها زبان است. امام باقر(ع) می‌فرمایند:

«إنّ هذا اللِّسانَ مِفتاحُ کلِّ خَیرٍ و شَرٍّ، فیَنبَغی للمؤمنِ أن یَختِمَ علی لِسانِهِ کَما یَختِمُ علی ذَهَبِهِ و فِضَّتِهِ».[3]

به‌درستی‌که زبان، کلید هر خوبی و بدی است؛ پس سزاوار است که مؤمن، بر زبان خود مهر بزند همان‌طوری که بر [کیسه] طلا و نقره خود مهر می‌زند.

انسان برای رهایی از آفت زبان، نباید هر حرفی را به‌زبان بیاورد؛ بلکه باید با سکوت، خود را از لغزش‌های زبان مصون بدارد.

در روایتی از امام صادق وارد شده که می‌فرمایند: لقمان به فرزندش فرمود: فرزندم اگر فکر می‌کنی که ارزش کلام از نقره است، پس به‌درستی‌که ارزش سکوت از طلا است.

قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ یَا بُنَیَّ إِنْ کُنْتَ زَعَمْتَ أَنَّ الْکَلَامَ مِنْ فِضَّةٍ فَإِنَّ السُّکُوتَ مِنْ ذَهَبٍ[4]

سکوت و حفظ زبان موقعی ارزشمند است که انسان را از لغویّات و اموری که مورد رضایت خداوند نیست، بازدارد. چه ظلم‌ها و جنایاتی که انسان اگر یک لحظه سکوت می‌کرد و کلامی را به‌زبان نمی‌آورد، واقع نمی‌شد. قطعاً چنین سکوتی، کاری ارزشمند و از جمله فضایل و کمالات انسانی شمرده می‌شود وگرنه به خودی خود، کلام از کمالات انسانی است که به‌واسطه آن، انسان از سایر حیوانات متمایز می‌گردد. خداوند در قرآن کریم تعلیم انسان به بیان را از ویژگی‌های انسان برشمرده است. اگر کلام و سکوت را بذاته و بدون در نظر گرفتن هیچ خصوصیتی در نظر بگیریم، محال است که سکوت به‌عنوان یک فضیلت شمرده شود.[5]

حضرت امام خمینی در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل به‌بیان همین نکته ظریف اشاره کرده و می‌گوید: کلام با آنکه از کمالات وجود و تکلّم منشأ کمالات بسیاری است که بدون آن، باب معارف مسدود می‌شد و خدای تعالی در قرآن کریم مدح بسیاری از آن کرده و در سوره الرحمان می‌فرماید: «الرحمان ... خلق الإنسان علّمه البیان»[6] قران کریم، تعلیم بیان را در این آیه مقدّم بر تمام نعمت‌ها داشته در مقام امتنان بر نوع انسانی برآمده است؛ با این حال چون نمی‌شود از سلامت آفات آن اطمینان پیدا کرد و تحت اختیار آوردن زبان از مشکل‌ترین امور است، سکوت بر آن ترجیح دارد.[7]

بنابراین انسان نباید هر حرفی را به‌زبان بیاورد و با سخن خود موجب رنجش و آزار دیگران را فراهم سازد و خداوند را از خود ناراضی و ناخشنود سازد.

    پی نوشت:
  • [1]. نراقی، ملا احمد؛ معراج‌السعاده، تهران، یاسر و دهقان، 1366، ص448.
  • [2]. محمدی ری‌شهری، محمد؛ میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، (ویرایش دوم)، ج10، حدیث18278، ص250.
  • [3]. حرانی، ابن‌شعبه؛ تحف‌العقول، احمد جنتی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1387، ص662
  • [4]. کلینی، محمدبن‌یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1365، ج2، ص114، باب الصمت.
  • [5]. ابن ابی الحدید، ابو حامد؛ شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، دار احیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، 1967م، ج18، ص196.
  • [6]. رحمان/4-1.
  • [7]. خمینی، (امام) سید روح‌الله؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم، 1378، ص386.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS