دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زهد حقیقی

واژه «زهد» از نظر معنی اصطلاحی در مقابل واژه «رغبت» قرار دارد. «زهد» به معنی رویگردانی و بی میلی، و «رغبت» عبارت است از میل و کشش. مقصود ما از زهد در اینجا، اصطلاح اخلاقی آن است. در اخلاق اسلامی، زهد از جمله فضایل و سجایای ارزشمند اخلاقی است که در آیات و روایات تأکید فراوانی در مورد آن شده است...
No image
زهد حقیقی
زهد حقیقی مفهوم حقیقی زهد چیست؟ و چه آثار و فوایدی در زندگی فردی و اجتماعی بر آن مترتب است؟ پاسخ: مفهوم زهد واژه «زهد» از نظر معنی اصطلاحی در مقابل واژه «رغبت» قرار دارد. «زهد» به معنی رویگردانی و بی میلی، و «رغبت» عبارت است از میل و کشش. مقصود ما از زهد در اینجا، اصطلاح اخلاقی آن است. در اخلاق اسلامی، زهد از جمله فضایل و سجایای ارزشمند اخلاقی است که در آیات و روایات تأکید فراوانی در مورد آن شده است. از این منظر، زاهد یعنی انسانی که نگاه و توجه قلبی خود را از زینت ها و لذت های مادی و دنیوی به عنوان نهایت خواسته ها و مطلوب ها به سوی حقایق و لذت های عمیق معنوی و الهی معطوف کند و دل از قید تعلق به هوس های دنیا بگسلد. حضرت علی(ع) در حکمت 439 نهج البلاغه، حقیقت زهد را این آیه شریفه معرفی می فرماید: «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم.»1 برای این که متأثر و متأسف نشوید برای آنچه که از مادیات دنیا از دست می دهید و سرمست نگردید بر آنچه خدا به شما اعطا می کند. آثار فردی و اجتماعی زهد زهد تنها یک امر قلبی و کیفیت روحی نیست، بلکه بر عمل و رفتار انسان نیز اثر می گذارد. زاهد به حداقل برخورداری از نعمت های دنیا اکتفا می کند و از لذت گرایی به شدت پرهیز می کند، اما هرگز از جامعه و مسئولیت های اجتماعی نمی گریزد و زندگی خود را در عبادت محض، خلاصه نمی کند. با این توصیف، تفاوت زهد با رهبانیت (که در اسلام 7 مورد مذمت قرار گرفته است) مشخص می گردد. اگر چه زاهد، ساده و بی تکلف و در کمال قناعت زندگی می کند؛ ولی عمیقاً معتقد است که طریق سعادت اخروی از متن حیات دنیوی می گذارد. برای زهد، آثار و شاخص هایی را ذکر کرده اند.2 یکی از آنها «ایثار» است؛ یعنی دیگران را بر خود مقدم داشتن و خود را برای آسایش و راحتی دیگران به مشقت و رنج افکندن. زاهد نمی تواند نسبت به دردمندی نیازمندان بی تفاوت باشد. ریشه دیگر زهد، «همدردی» و شرکت عملی در غم مستمندان و محرومان جامعه است. فلسفه دیگر زهد، «آزادی و آزادگی» قلبی و عملی از تعلقات و وابستگی هایی است که انسان را ضعیف و زبون می سازد. خوگیری های جسمی و روانی به شرایط و وسایل اضافی و غیر ضروری (که در ابتدا برای زیباتر کردن و رونق بخشیدن به زندگی و یا برای کسب قدرت و قوت بیشتر به وجود می آید و سپس به شکل یک عادت می گردد)، هر چند مورد علاقه قلبی نباشد، باز هم رشته ها و حصارهایی برای اسارت انسان به شمار می روند، مؤمن تلاش می کند تا به حداقل برداشت و تمتع از نعمت ها بسنده نماید و حیاتی سبکبال را برگزیند. با اندک به سربردن و عدم تعلق فکری و عملی به مادیات، در زبان روایات به «خفیف المؤونه» تعبیر شده است. در توصیف سیره زندگی پیامبر اکرم(ص) آمده است که: «کان خفیف المؤونه». از دیگر سرچشمه های عمیق و لطیف زهد، برخورداری از «مواهب روحی و معنوی» است. عشق و محبت به خداوند چون امری است که با دل و احساسات و علایق باطنی ارتباط دارد، رقیب نمی پذیرد. پس به هر میزان که انسان دل در گرو مادیات بسپارد، از توجه قلبی او به آن حقیقت مطلق کاسته می شود و از حصول کمالات معنوی و عالی باز می ماند. بدین ترتیب، در پرتو زهد حقیقی است که انسان شخصیت عالی انسانی خود را باز می یابد و از قفس تنگ اسارت در چنگال مادیات و لذت های پست آزاد می گردد و مجال پرواز در آسمان بندگی را می یابد. اما این آزادی هرگز در تقابل و تعارض با زندگی اجتماعی، فعالیت و تلاش در راستای تأمین معاش، مسئولیت و تکالیف اجتماعی و... قرار ندارد. آنچه که با زهد ناسازگار است، «دنیاپرستی» و «رفاه زدگی» است. پی نوشت ها: 1- حدید. .23 2- مرتضی مطهری، سیری در نهج البلاغه، نشر صدرا، چاپ بیست و هفتم، صص236-.255
روزنامه کیهان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS