دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سازمان مجاهدین خلق

No image
سازمان مجاهدین خلق

نهضت آزادي، مجاهدين خلق، جمهوري اسلامي، ماركسيست

نویسنده : سيد ابوالحسن توفيقيان

سازمان در سال 1344 توسط تعدادی از جوانان انقلابی مسلمان عضو نهضت آزادی، تشکیل شد. بنیانگذاران مجاهدین، سه تن از تحصیل کرده های دانشگاه تهران به نامهای محمد حنیف نژاد،[1]سعید محسن،[2] و علی اصغر بدیع زادگان[3]بودند و عضو گیریشان در میان جوانان تحصیل کرده مذهبی که سوابق فعالیت سیاسی داشتند، بود. سازمان ضمن قرار دادن اسلام به عنوان ایدئولوژی رسمی خود، از مساجد، هیئت‌های مذهبی، دانشگاه‌ها و مجالس مذهبی به عنوان کانونهای جذب، استفاده می‌کردند.

رهبران و اعضای سازمان در شرایط پیچیده‌ امنیتی به خانه‌های تیمی رو آورده و در یک طرح تشکیلاتی و در قالب شاخه‌های مختلف به تحقیق گسترده‌ای در موضوعات مختلف فلسفی و سیاسی مبادرت ورزیدند. این دوره به مدت 6 سال به طول انجامید و حاصل آن چهار رساله و جزوه‌ درون گروهی به نامهای «شناخت»، «راه انبیا و راه بشر»، «تکامل» و «اقتصاد به زبان ساده» بود.

مجاهدین در سال 1347 یعنی پس از سه سال از تاسیس، با بهره‌گیری از دستاوردها و تجربیات انقلابات جهانی وارد فاز نظامی شدند و در این مرحله از حمایت‌های مالی و معنوی نیروهای مبارز مذهبی و ملی همچون روحانیون، بازاریان و نهضت آزادی برخوردار شدند. در این میان برای یادگیری جنگ‌های چریکی، تعدادی از نیروهای خود را به اردوگاه های نظامی فلسطین و عمان اعزام کردند.

سازمان برای عملی ساختن مشی چریکی، اولین اقدام انقلابی خود را در سیاهکل انجام داد؛ همزمان با جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی و پس از آن، اقداماتی مسلحانه علیه رژیم، از جمله ترور برخی افراد مانند سرهنگ لویزها و «کنیز» معاون هیات مستشاری نظامی آمریکا را به انجام رساند؛ سر انجام برخی نیروهای کهنه کار حزب توده و سایر احزاب که به خدمت ساواک در آمده بودند، مجاهدین را لو دادند و در شهریور 1350 حدود 35 تن از رهبران سازمان دستگیر شدند؛ این اقدام موجب یک دوره فترت طولانی در فعالیت مجاهدین شد.

دستگیری رهبران سازمان، زمینه ظهور تردید در موفقیت ایدولوژی اسلام در هدایت جنبش های انقلابی را فراهم ‌ساخت و در این میان اوج گیری جنبش‌های مارکسیستی – لنینیستی و مائوئیستی در جهان زمینه را برای تغییرات ایدئولوژیکی اعضای سازمان فراهم نمود. روند تغییر ایدئولوژی این سازمان از سال 1352 با افزایش مطالعات کادر رهبری پیروامون انقلاب کوبا، چین و ویتنام سرعت بیشتری به خود گرفت؛ و در این فرایند آیه «فضّل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما» و تاریخ تاسیس (1344) از آرم آن حذف شد و نهایتا در مهر 1354 مجاهدین مارکسیست با انتشار بیانیه‌ای بر تغییر رسمی ایدولوژی سازمان تصریح کردند.

عمل عناصر مارکسیست شده سازمان، از سوی مارکسیست‌های توده‌ای به عنوان لطمه‌ای بزرگ بر جنبش کمونیستی ارزیابی می‌شد. مذهبی‌ها عملکرد آنان را به عنوان خیانت به مردم محکوم ساخته و طیف مذهبی این قشر، دیگر نتوانستند اعتبار سابق خود را نزد نیروهای مذهبی به دست آورند.

سازمان، با پیروزی انقلاب اسلامی کوشید تا جوانان را جذب کند. پس از اینکه اعضای سازمان نتوانستند، قدرت را به دست گیرند، وارد مرحله نظامی شدند و علیه نظام دست به جنگ مسلحانه زدند و اقداماتی نظیر انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت 72 تن از مسوولان جمهوری اسلامی، و انفجار دفتر نخست وزیری و به شهادت رساندن رجایی و باهنر -رئیس جمهور و نخست وزیر وقت را- از خود به جای گذاشتند. رجوی رهبر سازمان، پس از مدتی کوتاه که از جنگ مسلحانه گذشت و بی‌ثمر بودن آن را تجربه کرد، همراه ابوالحسن بنی صدر به خارج گریخت. از آن پس، سازمان فعالیت‌های ضد اسلامی خود را در قالب همکاری با رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی و به راه اندازی عملیات‌هایی نظیر عملیات فروغ جاویداون- که عملیات مقابل آن از سوی حکومت اسلامی عملیات مرصاد نامیده شد- پی گرفتند.

در زمان حمله آمریکا به عراق، سازمان در حمایت از رژیم بعث تا آخرین لحظه‌ها همداستان با نیروهای عراقی بود. چند روز قبل از حمله آمریکا به عراق، مریم رجوی به همراه 165 تن از اعضای کادر، راهی فرانسه شدند و سه هدف - حمله به سفارتخانه‌های ایران در کشورهای اروپایی، انتقال اطلاعات و اسناد سازمان به پاریس و انتقال مسعود رجوی به پاریس- را دنبال می‌کردند. البته در 17 ژوئن 2003 ایشان توسط دولت فرانسه دستگیر و نقشه‌هایشان خنثی گردید. دستگیری مریم رجوی این ابهام و سر درگمی را برای مسئولین سازمان بوجود آورد که شاید ایشان را به ایران مسترد کنند؛ ولی، در کمال تعجب در روز چهارشنبه 21 ژانویه 2004 سرلشگر جی. دی. میلر. معاون فرماندهی نیروهای آمریکایی طی یادداشتی اعلام کرد که نیروهای سازمان تحت الحمایه نیروهای آمریکایی هستند و مشمول کنوانسیون 4ژنو می‌باشند و کنترل و محدودیت‌های آنان برطرف می‌باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS