دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سخاوت‌مندی

رسول اکرم اسلام فرمودند:سخاوتمند نزدیک به خدا، نزدیک به مردم و نزدیک به بهشت است. (بحارالانوار، ج71، ص252)
سخاوت‌مندی
سخاوت‌مندی

سخاوت‌مندی

قال رسول الله‌(ص): «السَّخِیُّ قَریبٌ مِنَ اللَّهِ، قَریبٌ مِنَ الْجَنَّۀ، قَریبٌ مِنَ النَّاسِ ...»

یکی از خصلت‌هایی که فطرت پاک آدمی را زنده نگه می‌دارد و مانند مشعلی در تاریکی،‌ هادی و راهنما خواهد بود، صفت جود و سخا است. این صفت، جوانِ آلوده به گناه را نزد خدا محبوب‌تر از پیرمرد عابد بخیل می‌نماید. سخاوت سبب امدادهای الهی می‌شود و سرانجام آن جوان‌آلوده را نجات می‌دهد، ولی آن پیر عابد بخیل به‌خاطر بخلش در گناه فرو خواهد رفت.[1]

   فـریـدون فـرّخ فـرشـتــه نـبـود      ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت آن نیکویی      تو داد و دهش کن فریدون تویی[2]

 البته باید برای پاسداشت این خوی پسندیده‌، مانند هر خلق دیگری حد اعتدال را سرلوحه کار قرار داد و از تفریط که منجر به بخل و افراط که اسراف را برای آدمی به‌بار می‌آورد، دوری نمود. بخل نتیجه محبت دنیا و ثمره آن است.[3] قرآن کریم در چند آیه، زشتی این طبیعت و تبعات آن‌را بیان می‌فرماید. در سوره آل‌عمران می‌خوانیم:

وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ[4]

کسانى که بخل مى‌ورزند، و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده انفاق نمى‌کنند، گمان نکنند این کار به‌سود آنها است؛ بلکه براى آنها شر است، به‌زودى در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقى به گردنشان مى‌افکنند.

در عرف و شریعت اسلام تنها گشاده‌دستی مصداق سخاوت نیست؛ بلکه موجه بودن این بخشش نیز بسیار مورد تأکید قرار گرفته است، لذا اگر توانگری، اموال خویش را به غیرمستمند ببخشد، نه تنها مسیر جود را طی ننموده، بلکه وارد بی‌راهة اسراف شده است. نکته بسیار دقیق دیگر که شاید اندکی مورد غفلت قرار گیرد، بخشش به مستحق حتی بدون کوچک‌ترین درخواست از سوی اوست؛ به‌عبارت دیگر، سخاوت با چنین مضمونی زیبا و دلنشین است. اگر استحقاق فرد را مشاهده نمودی و منتظر درخواست وی نماندی، اینجاست که آدمیت را در حد اعلی معنا نموده‌ای. دلیل این همه توصیه را باید در احوالی که در حین درخواست و بیان حاجت به فرد مستحق دست می‌دهد، سراغ گرفت؛ شرم‌ساری و چهره برفروخته که حاصل کوچک شدن روح بزرگ آدمی و دراز شدن دست نیاز او به مخلوق خدا است و ... همه اینها فلسفه‌ی بخشش قبل از درخواست مستحق را معنا می‌کند و اینجاست که به کنه این عبارت پی ‌می‌بریم که درخواست از خدا، اگر فراهم شود، رحمت است و گرنه حکمت؛ اما التماس به مخلوق خدا اگر فراهم شود، منت و گرنه ذلت است. امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرماید:

«السَّخاءُ ما کانَ ابْتِداءً فَامَّا ما کانَ مِنْ مَسْأَلَةٍ فَحَیاءٌ وَ تَذَمُّمٌ»[5]

سخاوت آن است که پیش از درخواست انجام گیرد، امّا آنچه پس از درخواست انجام مى‌گیرد، شرم و رودربایستى است.

سخاوت در آینه اجتماع

خداوندى که تمام هستى را آفریده، فرموده وام دادن به دیگران، وام دادن به خداوند است؛ این به خاطر رشد انسان و دل کندن او از دنیا و رسیدگى به فقرا و خدمت به مردم و گره‌گشایى از آنان و شکستن بت دل‌بستگى به مادیات و پرواز به‌سوى خدا و شکوفایى روح سخاوت‌ و عاطفه است.[6] خصیصه زیبای سخاوت هرچند یک نکته اخلاقی است و فرد متخلق را به ثواب اخروی نزدیک می‌نماید، اما در دل خود، آثار فردی و اجتماعی فراوان دارد؛ که اگر در مسیر درست خویش هدایت شود، دیگر در جامعه اسلامی، بوی فقر و تهیدستی به‌مشام نخواهد رسید و به‌تبع آن، معضلات حاصل از فقر از جامعه رخت برمی‌بندد. همچنین سخاوت، صمیمیت و پیوند دل‌ها را به ارمغان آورده و کینه‌توزی‌ها را به دوستی مبدل می‌نماید.

حضرت امیر(ع) در یک عبارت نورانی می‌فرماید:

«کَثْرَةُ السَّخاءِ تُکْثِرُ الْاوْلِیاءَ وَ تَسْتَصْلِحُ الْاعْداءَ»[7]

سخاوت زیاد، دوستان را فراوان و دشمنان را به سازش مى‌کشاند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS