دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سد بین خون و مغز Blood Brain Barrier

No image
سد بین خون و مغز Blood Brain Barrier

كلمات كليدي : مويرگ هاي مغزي، آستروگلياها، نوروگليا، روان شناسي فيزيولوژيك

نویسنده : كوثر يوسفي

منظور از سد بین خون و مغز، همان دیواره مویرگ‌های مغز است که از ورود بسیاری از مواد موجود در خون به درون بافت عصبی جلوگیری می‌کند.

در اوایل قرن حاضر، بافت شناسان کشف کردند که تزریق یک ماده رنگی یا حاجب به خون حیوان زنده همه بافت‌های بدن آن را به استثنای مغز و نخاع رنگی می‌کند و بالعکس، اگر این ماده رنگی به درون حفره‌های مغز تزریق شود، فقط مغز و نخاع رنگ می‌گیرند. این تجربه نشان داد که بین خون و مغز مانعی وجود دارد که از ورود ماده رنگی جلوگیری می‌کند.

سلول‌های دیواره مویرگ‌های مغز با اتصالات محکمی(Tight junction) کاملا به یکدیگر چسبیده‌اند و بر خلاف مویرگ‌های دیگر بافت‌ها، بین آن‌ها روزنه و مجاری ریز وجود ندارد. علاوه بر آن آستروگلیاها(Astroglias) که گروهی از سلول‌های بافت‌همبند‌عصبی یا نوروگلیا(Neuroglia) هستند، با انشعابات سیتوپلاسمی خود دیواره دیگری به دور مویرگ‌های مغز می‌سازند که نفوذ‌پذیری آن‌ها را کاهش می‌دهد.[1]

سد بین خون و مغز نسبت به آب، اکسیژن، دی‌اکسیدکربن، قسمت اعظم مواد محلول در چربی مثل الکل و مواد بیهوش کننده، نفوذ‌پذیری زیاد داشته و نسبت به الکترولیت هایی مثل سدیم، کلر، پتاسیم، گلوکز، اوره و برخی مواد نفوذپذیری اندکی دارد ولی نسبت به پروتئین‌های پلاسما و مولکول‌های عالی درشت غیر محلول در چربی، غیر قابل نفوذ است.

سد بین خون و مغز در تمام مناطق مغز، به استثنای بعضی مناطق هیپوتالاموس و غده پینه‌آل وجود دارد، که از این قسمت‌ها مواد به آسانی به فضاهای بافتی مغز انتشار پیدا می‌کند. این سهولت انتشار بسیار مهم است، زیرا که این نواحی حس‌گرهایی دارند که به تغییرات ویژه در مایعات بدن از قبیل تغییر در غلظت خون و گلوکز، حساس بوده و پاسخ مناسب را می‌دهند. این پاسخ ها، پیام‌هایی را برای تنظیم فیدبکی یا بازخوردی هورمونی و عصبی می‌دهند.

سد بین خون و مغز هم چنین عبور عوامل درمانی از قبیل آنتی‌بیوتیک‌های پروتئینی و داروهای غیر محلول در چربی را به بافت مغز غیر ممکن می‌سازد.[2]

مقاله

نویسنده كوثر يوسفي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS