دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سیاست به چه معناست؟

No image
سیاست به چه معناست؟

معناي سياست

رضا نصیری

سیاست از جمله مفاهیمی است که بسیاری از مردم روزانه در باب آن سخن گفته و حتی در زندگی خویش نیز به کار می‌برند. اما سیاست در رابطه با حکومت و قانون معنای خاصی دارد. سیاست در معنای وسیع کلمه؛ عملی است که مردم از طریق آن برای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند قانونگذاری می‌کنند، قوانین شان را حفظ یا اصلاح می‌نمایند. از این رو سیاست به صورتی ناگزیر با پدیده‌های تضاد و تعاون پیوند دارد.

مفهوم سیاست، به عنوان «علم سیاست» یا شعبه‌ای از علوم انسانی که در آن، فرایندهای سیاسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد نیز به کار برده می‌شود. موضوع مورد مطالعه این علم، رفتار سیاسی افراد، گروه‌ها و جوامع است. در گذشته، عالمان سیاست، بیش‌تر با تاریخ، حقوق و حقوق الهی سروکار داشته‌اند، اما امروزه آنها برای تشریح و تحلیل رفتارهای سیاسی افراد، به علومی چون اقتصاد، جامعه شناسی، روان شناسی اجتماعی و آمار نیز مراجعه می‌کنند.

ریشه مفهوم سیاست را می‌توان در واژه یونانی police، به معنای دولت شهر جستجو کرد. آتن در زمان افلاطون و ارسطو یک دولت شهر بود. نزد ارسطو، مهم‌ترین رابطه میان افراد، پیوند است که در دولت شهر برقرار می‌گردد. ارسطو کتاب سیاست خود را با این جمله آغاز می‌کند که انسان «حیوانی سیاسی» است. نتیجه‌ای که ارسطو از برداشت خود از سیاست به دست می‌آورد این است که افزایش توانایی‌های افراد و رسیدن به مرحله بالاتر از زندگی اجتماعی، تنها از طریق برقراری رابطه سیاسی با دیگر افراد است. این رابطه سیاسی در چارچوبی ایجاد می‌شود که هدفش، حل و فصل اختلافات اجتماعی و رسیدن به یک هدف اجتماعی است. چنین تشکیلاتی دولت نام دارد.

نظریه پردازان و عالمان علم سیاست، رویکردهای قابل توجهی در زمینه سیاست دارند، سیاست برای برخی از نظریه پردازان، به معنای اعمال قدرت، اعمال آمریت، تصمیم گیری جمعی، توزیع منابع کمیاب و از این قبیل امور تعریف شده است. آنها این مفهوم را اغلب به عنوان نهادی اجتماعی به کار می‌برند که قدرت را در جامعه توزیع می‌کند و در مورد مسائل و برنامه‌های اجتماعی تصمیم می‌گیرد. به همین دلیل، سیاست فرایندی به شمار می‌آید که مردم از طریق آن، قدرت را به دست می‌آورند.سموئل جانسون، در سال 1775، سیاست را ابزاری برای جهش‌های این جهانی می‌داند. هنری آدامز، تاریخ نگار قرن نوزدهم آمریکا، آن را «تشکیلات سیستماتیک تنفرها» تعریف می‌کند.

پیتر مرکل، سیاست را در چارچوبی اخلاقی چنین تعریف می‌کند: «سیاست، در بهترین حالت، جستجوی اصیل و باشکوهی است برای برقراری نظم و عدالتی شایسته و تمام و کمال و در بدترین حالت، دزدی خودخواهانه قدرت، افتخار و ثروت است.»

کوئینسی رایت در کتاب کلاسیک خود با نام «مطالعه روابط بین‌الملل»، سیاست بین‌الملل را چنین تعریف می‌کند: «سیاست بین الملل، هنر تاثیر گذاری، به انحصار درآوردن و کنترل گروه‌های اصلی جهان و استفاده از مقاصد گروه‌های موافق علیه گروه‌های مخالف است.»

ورنون فون دایک، در کتاب خود با نام «علم سیاست: یک تجزیه و تحلیل فلسفی» سیاست را «تلاش مدعیان در تعقیب خواسته‌های متضاد در موضوعات عمومی» تعریف می‌کند. ایستون سیاست را «توزیع آمرانه ارزش‌ها» تعریف می‌کند.

مالفورد کویکر سیبلی، سیاست را اصطلاحی می‌داند «برای نشان دادن تلاش و کوشش سنجیده انسان در جهت هدایت، کنترل، به نظم درآوردن کارهای جمعی، طرح ریزی برای جامعه و ارزیابی و اجرای طرح‌ها.»

با دقت نظر در تعاریف می‌توان مشاهده نمود که هر کدام به صورت ناقص به جرئی از سیاست پرداخته‌اند. در تعریف فون دایک، پیامدها و نتیجه جنگ و تلاش مدعیان مشخص نیست. او سیاست را محدود به قلمرو عمومی می‌کند. او تنها به فرایندی اشاره می‌کند که مردم از طریق آن به دنبال برآورده کردن خواسته‌های متخاصم و متفاوت خود هستند، اما به ما نمی گوید که این فرایند به کجا خواهد انجامید. برخلاف تعریف فون دایک، تعریفی که ایستون از مفهوم سیاست عرضه می‌کند، نتیجه کار، یعنی همان «توزیع آمرانه ارزش‌ها» را به ما نشان می‌دهد؛ اما هیچ اشاره‌ای به آن رقابت، جنگ و تلاشی نمی کند که منجر به چنین نتیجه‌ای می‌شود.

به هر حال سیاست حداقل دارای دو ویژگی است؛ اول اینکه در سیاست، تصمیم گیری گروهی وجود دارد و دوم اینکه سیاست، عاملی است برای اعمال قدرت.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
Powered by TayaCMS