دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرایط امربه معروف و نهی ازمنکر

در کتب فقهی برای اقامه امربه معروف و نهی از منکر، شرایط مختلفی ذکر شده است.
شرایط امربه معروف و نهی ازمنکر
شرایط امربه معروف و نهی ازمنکر
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

در کتب فقهی برای اقامه امربه معروف و نهی از منکر، شرایط مختلفی ذکر شده است. تلاش خواهد شد تا از میان این شرایط، برخی از آنها که امروزه اهمیت بیشتری دارد، در اینجا بررسی شود تا زمینه‌های لازم برای عمل دقیق و صحیح به این فریضه در جامعه فراهم آید.

عدم خوف از ضرر

در امربه معروف لازم است که انسان خوف از ضرر نداشته باشد؛ بنابراین باید در مرحله اجرای آن در پی شیوه ای بود که یا هیچ ضرری نداشته باشد و یا کمترین ضرر را متوجه افراد سازد. برای نمونه، اگر در خانواده ای مرد دچار لغزشی شد، زن حق ندارد به اسم امربه معروف و نهی از منکر، در کوچه فریاد بزند و آبروی او را بر باد دهد. مرد هم حق ندارد در صورت ارتکاب یک اشتباه از سوی همسر خود، به منظور امربه معروف و نهی ازمنکر، مسئله را همگانی و مهارناپذیر سازد؛ بلکه باید با حداقل ضرر، جلوی یک آسیب را در جامعه گرفت.

در کلمات و فتاوای فقها آمده است که اگر انجام امر به معروف و نهی از منکر سبب خطر جانی شود، این تکلیف ساقط است. وجوب امربه معروف و نهی از منکر تا آنجایی است که به خطر جانی برای انسان نینجامد. اما آیا استثنایی هم در این زمینه وجود دارد یا خیر؟ در زمینه امربه معروف و نهی از منکر، بین فقها کمابیش اختلافاتی به چشم می‌خورد. در بین فقهای زمان ما کسی که صریحاً نمونه استثنا را ذکر فرموده و در این زمینه اعلامیه داده است، امام خمینی(ره) است. ایشان در جمله تاریخی خود با صراحت در مقابله با رژیم پهلوی بیان می‌دارند که «اصول اسلام در معرض خطر است. قرآن و مذهب در مخاطره است. با این احتمال تقیه حرام است، و اظهار حقایق واجب؛ ولو بلغ ما بلغ»1. از نگاه ایشان، در شرایطی که رژیم محمدرضا شاه، به احکام اسلامی حمله می‌کند و می‌خواهد بر خلاف احکام اسلام عمل، و قانون وضع کند، تقیه حرام است؛ هر چند هزینه جانی دربر داشته باشد.

پس آنجا که مسئله حفظ دین مطرح است و بناست احکام اسلام فراموش و نسخ شود، تقیه کردن نه تنها واجب نیست، بلکه حرام است. حتی اگر افزون بر جان و مال، ناموس او هم به خطر افتد، تکلیف از او ساقط نمی‌شود. چنین بینشی در بین مراجع کم نظیر بوده است. در مقامات پایین تر از مرجعیت نیز کسانی براساس چنین برداشتی اقدامات عملی انجام می‌دادند. برای نمونه، شهید نواب صفوی به قدری در این اعتقاد خود راسخ بود که هیچ نظر دیگری در مقابل این ایده، در او اثر نمی‌گذاشت. برای او این مسئله یقینی بود و جای تقلید هم نداشت که از دیگری تکلیف خود را در این زمینه سوال کند. این برداشت، صفای روح، شجاعت نفسانی و غیرتی عالی می‌طلبد.

گفتنی است که امام خمینی(ره) به این مسئله توجه کرده‌اند که تقیه در امور بسیار مهم، جایی ندارد و امربه معروف و نهی ازمنکر، حتی اگر ضرر جانی‌ای هم دربر داشته باشد، باید به این فریضه عمل کرد. ایشان در این زمینه مثال‌هایی نیز آورده‌اند؛ از جمله اینکه اگر دشمن قصد داشته باشد که کعبه را ویران کند، نمی‌توان به بهانه امکان خطر، نهی از منکر نکرد، بلکه به هر بهایی باید به این تکلیف عمل کرد و مانع ویرانی خانه خدا شد؛ هرچند بهای آن، جان انسان باشد. همچنین اگر جان پیامبر یا امامی در خطر باشد، نمی‌توان به دلیل زخم یا سیلی خوردن یا خوف ضرر، کنار ایستاد؛ بلکه باید پیامبر و امام معصوم را نجات داد؛ اگرچه هزاران تن کشته شوند. امام خمینی(ره) با بیان مثال‌های دیگر، به گونه کلی به این مطلب اشاره دارند که در نمونه هایی که اصل و کیان اسلام در خطر باشد، تقیه جایز نیست و باید به این فریضه عمل کرد.

البته لازم است امروزه این نمونه‌ها، با توجه به مسائل اجتماعی روز بررسی شود. در روزگار حاضر، پیامبر و امام معصوم را نمیکشند؛ زیرا آنان را نمی‌یابند؛ ولی قصد دارند پیامبری پیامبر و ولایت امام را نابود سازند. از این روی به زبان هم می‌آورند که بعد از ارتحال پیامبر(ص)، دیگر ولایتی در کار نیست. وحی را نیز امری شخصی می‌پندارند و بر آنند که واقعاً نمی توان پیامبری کسی را اثبات کرد. از دید آنان، پیامبر نیز همچون دیگران است و دچار خطا و اشتباه می‌شود. این عمل از کشتن پیامبر بدتر است؛ زیرا با شهادت پیامبر هدف او از میان نمی رود؛ چنان که خون امام حسین(ع) هدف او را حفظ کرد؛ ولی اگر پیامبری و امامت خدشه دار شد، چیزی از هدف پیامبران و امامان(ع) باقی نمی‌ماند.

در این سال‌ها، به کیان اسلام حمله‌های بسیار شده، روز به روز دین در جامعه تضعیف می‌شود؛ به گونه‌ای که مسلمانان خارج از کشور نیز این خطر را دریافته اند و از ضعف معنویت در کشور ما بسیار نگران شده اند. درباره این تنزل معنوی و دینی، به دو دسته عامل می‌توان اشاره کرد: اول، مطبوعات و نشریات و کتاب‌های گمراه کننده، که وزارت ارشاد در این‌باره مسئول است؛ و دیگری، اقداماتی که در کشور صورت می‌گیرد تا زشتی گناه از بین برود، و به بهانه ارج نهادن به مقام جوانان، مردم به گناه کردن تشویق شوند. البته در این زمینه نقش تلویزیون‌های خارجی در ارائه فیلم‌های مبتذل در مناطق مرزی، یا استفاده‌های غیرقانونی از ماهواره انکارناپذیر است. در این زمینه، دیگر وزارتخانه‌ها نیز نقش دارند، ولی سهم وزارت ارشاد بیش از همه آنهاست.

مقاله

نویسنده آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS