دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شناخت فرهنگ و هویت از خلال فلسفه

فلسفه در نظر اندیشمندان یونان معنایی بسیار کلی داشت و هر نوع فعالیت عقلانی را شامل می‌شد.
شناخت فرهنگ و هویت از خلال فلسفه
شناخت فرهنگ و هویت از خلال فلسفه

1- فلسفه در نظر اندیشمندان یونان معنایی بسیار کلی داشت و هر نوع فعالیت عقلانی را شامل می‌شد. در آن روزگار فلسفه همه زمینه‌های علم را دربر می‌گرفت و به مثابه پیشاهنگ تمام پیشرفت‌های علمی و عقلی، شکوه و عظمتی بسیار داشت.

به گفته ویل دورانت در آن روزگار تواناترین مردان برای جان سپاری در راه فلسفه آماده بودند؛ چنان که سقراط مرگ در راه فلسفه را بر گریز از برابر دشمنان آن تر جیح داد. افلاطون دو بار جان خود را به خطر انداخت تا دولتی مبتنی بر حکمت و فلسفه تشکیل دهد. مار کوس اور لیوس آن را از تاج و تخت خود بیشتر دوست داشت و برنو به خاطر وفاداری به فلسفه، زنده به آتش افکنده شد.

در آن روزگار فلسفه محترم بود و چیزی شریف تر از «عشق به حقیقت» نبود. با پیشرفت و توسعه دانش، فلسفه تحول بسیار یافت و هرچند دایره شمول آن محدود به متافیزیک شد، اما از اهمیت آن کاسته نشد.

در شرق مسلمانان با استفاده از میراث فلسفی یونان و بهره گیری از آموزه‌های دین اسلام، دستاورد گرانبهایی به نام فلسفه اسلامی پدید آوردند؛ با فزونی یافتن اندیشه فلسفی، این علم در غرب، شاخه هایی تخصصی یافت و فلسفه‌های ترکیبی و کاربردی مانند فلسفه‌های اخلاق، دین، هنر، علم و معرفت پدید آمد.

2- با وجود آنکه در قرون معاصر، دایره شمول فلسفه نسبت به معنای قدیم تنگ تر شده، همچنان جایگاه برتری در میان معارف بشری دارد و به گفته بسیاری از اندیشمندان، «ملکه علوم» نامیده می‌شود. امروزه نیز همچون گذشته فلسفه موضوعی حاشیه ای و مجرد نیست، بلکه نقشی حیاتی در تثبیت پایه‌های علم و فرهنگ هر جامعه داشته، در راس علوم قرار دارد. هر متفکری با توجه به رویکرد خاص خود تعریفی ممتاز برای فلسفه قائل است.

3- برتراند راسل فلسفه را پیش درآمدی ضروری برای علم می‌داند و در مقابل، بسیاری از پوزیتیویست‌های منطقی معتقدند کار اصلی فیلسوف بهره گیری از روش‌های رایج علم برای کشف بیشتر دلایل منطقی و دستیابی به عالی ترین وجوه آن است. اگزیستانسیالیست‌ها فلسفه را مبین وضعیت و جایگاه انسان می‌دانند؛ وظیفه فیلسوف تحقق نافذ وجود بشر و توصیف روش‌های اصیلی است که انسان‌ها از طریق آن با یکدیگر و جهان پیرامون ارتباط بر قرار می‌کنند. طرفداران فلسفه تحلیلی می‌گو یند فلسفه باید به تحلیل زبان محدود شود. جان دیو ئی یکی از بنیا نگذاران مکتب پراگماتیسم، وظیفه اصلی فیلسوف را تحلیل و ارزیابی جامعه برای پیشبرد و توسعه آن می‌داند و می‌گوید فلسفه باید ابزاری باشد برای ایجاد تغییرات سیاسی و اجتماعی. به هر حال هرکدام از مکاتب با توجه به سیاق فکری خود تعریفی از فلسفه دارند و آن را شاهراه ارتباط با مسائل و مو ضو عات فکری زمان خود می‌دانند.

4- اخیرا به همت انتشارات سمت کتاب «تاریخ فلسفه به زبان ساده» تالیف دکتر ملیحه صابری نجف آبادی منتشر شده است که مولف در این اثر مروری اجمالی بر سیر تفکر فلسفی دو هزار و پانصد ساله بشر دارد؛ نمایشی مجمل از پدید آورندگان فلسفه در طول تاریخ که اندیشه فلسفی بشری را تا زمان حاضر جان بخشیدند و برای حفظ حکمت و دانش به مبارزه با اصحاب جهل و نادانی برخاستند.

آگاهی از بلندای شکوه و عظمت دانش بشری و ارزیابی استدلال‌ها و داعیه‌های فلسفی دو هزار ساله گذشته نه تنها برای شناخت فرهنگ و هویت بشر اهمیت دارد، بلکه الهام بخش برای یافتن پاسخ بسیاری از مو ضوعات امروزین بشر خواهد بود.

مورخان، یونان را، مهد و گهواره فلسفه می‌دانند. هر چند یو نانیان اصول و مبانی فلسفه را از ملل متمدن با ستانی مشرق زمین یعنی ایران، هندوستان، مصر، سوریه و کلده در یافت نمو دند، اما توانستند با ذوق و سلیقه و متاثر از فضای اجتماعی خود آن را در قالب تحقیقات منطقی در آورند و نظم و سامان بخشند.

این کتاب مشتمل بر هشت فصل است که به ترتیب عبارت اند از: فیلسوفان پیش از سقراط؛ از سقراط تا فلوطین؛ فلسفه در قرون وسطی؛ فلسفه جدید؛ فلسفه معاصر؛ فلسفه اشراق؛ عرفان؛ حکمت متعالیه.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS