دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهادات

No image
شهادات

كلمات كليدي : شهادت، شاهد، خبر، بينه، حاكم، تحمل شهادت

نویسنده : محمدحسين بيگدلو

شهادت در لغت به معنی خبر قطعی، گواهی دادن، سوگند، شهادت در راه خدا، دنیایی که مشاهده می‌شود در قبال عالم غیب که مشاهده نمی‌شود، است.[1] و در اصطلاح فقهی خبر دادن به حق است از آن چه که دیده به لفظ شهادت در مجلس قضاوت به نفع دیگری و بر ضرر کسی.[2]

معنای لغوی شهادت اعمّ است زیرا شامل هر خبردادنی می‌شود چه راست باشد چه دروغ، شخص فقط خبر می‌دهد فرقی نمی‌کند به ضرر کسی باشد یا به نفع کسی، ولی معنای اصطلاحی اخص است زیرا فقط شامل شهادتی می‌شود که به حق باشد شخص آن چه را که فقط دیده شهادت می‌دهد به نفع کسی و به ضرر کسی است، زیرا با شهادت شهادت دهنده قطعاً کسی است که از شهادت او متضرر می‌شود.

شهادت در باب قضاء کاربرد دارد و یکی از قاعده‌های مشهور در بین جمیع علمای اسلام قاعده البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر است. و این قاعده تنهاترین اصل در قضای اسلامی قبل از هر چیز [قسم و اقرار] است. قاعده‌ای که مورد استناد رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (علیهم‌السلام) بود و قضات اسلامی در کلیه زمانها و عصرها به این قاعده عمل می‌کردند.

مدرک قاعده

عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال:

«قال رسول الله (ص) البینه علی المدعی والیمین علی من انکر»[3]

رسول خدا (ص) فرموده‌اند: «کسی که مدعی است بینه باید بیاورد و کسی که انکار می‌کند باید قسم بخورد.»

کاربرد قاعده

این قاعده در جمیع ابواب منازعات به کار می‌رود هر کس در هر بابی مثل رهن، اجاره و قرض با هم منازعه داشته باشند از این قاعده استفاده می‌کنند.[4]

بینه که همان شاهد آوردن و شهادت شهود است وقتی مورد استناد حاکم است و دعوی را فیصله می‌دهد که شاهدها شرایط زیر را داشته باشند.

1- بلوغ: شهادت بچه‌ پذیرفته نمی‌شود اگر چه خوب و بد را بفهمد

2-عقل: شهادت مجنون پذیرفته نیست. اما اگر دیوانه ادواری باشد و حاکم بداند در هنگام تحمل شهادت قوه درکش کامل بوده از او پذیرفته می‌شود.

3- ایمان: شهادت غیر مؤمن اگر چه مسلمان هم باشد پذیرفته نمی‌شود نه بر علیه مؤمن و نه بر علیه غیر مؤمن و شهادت کافر هم بر علیه مسلمان و کافر دیگر پذیرفته نمی‌شود.

4- عدالت: شهادت آدم فاسق قبول نیست.

5-مروت: کسی که مرتکب چیزهایی می‌شود که از نظر شرعی مباح بوده ولی از نظر عرفی لایق شأن و مقام او نیست شهادتش قبول نیست. مثلاً اگر عالمی در بازار چیزی می‌خورد این عملش خلاف مروت است و شهادتش قبول نیست.[5]

6-پاکی ولد [ولد الزنا نبودن]: شهادت ولد زنا قبول نیست به شرطی که از نظر شرعی ثابت شده باشد که ولد زنا است.

7- انتفاء تهمت: [شاهد متهم نباشد]: که بواسطه شهادت نفعی به خودش برساند یا ضرری را از خود دفع کند. بنابراین شهادت شریک به نفع شریکش در مالی که بینشان مشترک است مسموع نیست یا شهادت طلبکاران به این که فلان مال از آن مفلس است تا بدین طریق مال مفلس زیاد شود و طلبکاران استیفای زیادی ببرند مسموع نیست.[6]

ضابطه در شهادت دادن

1) شروطی که در شاهد معتبر است باید در وقت اداء شهادت باشد نه در وقت تحمل شهادت، مراد از تحمل شهادت این است که شاهد حادثه و واقعه را نظاره می‌کند. مراد از اداء شهادت همان وقتی است که شهادت می‌دهد. بنابراین اگر کسی در وقت تحمل شهادت مجنون بود ولی در وقت اداء شهادت عقل خود را باز یافت می‌تواند شهادت می‌دهد و از او مسموع است.

2) شاهد علم قطعی و جزمی به مشهودبه دانسته باشد در اموری که دیدن در آن کفایت می‌کند آن را دیده باشد مثل [قتل- زناء- شیر دادن- لواط] و اموری را که علاوه بر دیدن به شنیدن نیز احتیاج دارد آن را بشنود. مثل قذف که شاهد ببیند و بشنود که طرف به انسان دیگر نسبت زنا دارد.[7]

حکم تکلیفی شهادت

شهادت در هیچ یک از عقود و ایقاعات شرط نیست مگر در طلاق و ظهار و در نکاح، بیع و قرض دادن مستحب است. در طلاق شرط است یعنی طلاق فقط به وسیله شهادت دو مرد عادل واقع می‌شود و حکم به جدائی می‌شود و با قسم و اقرار طلاق واقع نمی‌شود.[8]

کسی که اهلیت شهادات دارد تحمل شهادت به نحو واجب کفایی بر او واجب است. و اگر غیر او کسی نباشد بر او واجب عینی است. و اداء شهادت هم واجب است (واجب کفایی) اگر کسی شهادت بدهد از بقیه ساقط می‌شود اگر همگی امتناع کنند گناه کرده‌اند ولی اگر شهادت شاهد ضرری غیر مستحق به خودش یا به خانواده‌اش یا بر بعضی مؤمنین وارد کند ادایش واجب نیست.[9]

حکم وضعی شهادت (رجوع شاهد)

اگر شاهدان پیش از صدور حکم رجوع کنند شهادت از درجه اعتبار ساقط است و بر حاکم جایز نیست حکم نماید زیرا حکم وی تابع شهادت است. و اگر بعد از حکم حاکم رجوع کند و مورد شهادت مال باشد در این صورت حکم حاکم نقض نمی‌شود. و مال به مشهود له تحویل می‌شود و شاهدان غرامت و خسارت مالی که به مشهود علیه وارد شده را می‌پردازند. اگر شاهدان رجوع کند و مورد شهادت هم قتل و جرح باشد قبل از اجرای کیفر رجوع کنند کیفر بر محکوم جاری نمی‌شود بعد از اجرای کیفر رجوع کنند و مشهود علیه هم بواسطه اجرای کیفر بمیرد در این صورت ولی مشهود علیه می‌تواند همه شهود را قصاص کند البته باید دیه هر کدام را بدهد و یا می‌تواند بعضی را قصاص و از بعضی دیه بگیرد. و اگر برای خود حاکم به طور یقین ثابت شود که شهود عمداً به نفع مدعی شهادت دروغ داده‌اند علاوه بر اینکه حکم نقض می‌شود و مال یس گرفته می‌شود شهود نیز تعزیر می‌شوند و حاکم وظیفه دارد آنان را در اطراف شهر خودشان بگرداند و به مردم معرفی کند تا مردم فریب آنان را نخورند و شهادت آنان را نپذیرند.[10]

مقاله

نویسنده محمدحسين بيگدلو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS