دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهید محراب آیت‌الله دستغیب

مرگ عالم مصیبتی جبران ناپذیر و رخنه ای بسته ناشدنی است. او ستاره ای است که غروب می کند. مرگ یک قبیله آسان تر از مرگ یک عالم است.(میزان الحکمه، ج8 ، حدیث13851)
شهید محراب آیت‌الله دستغیب
شهید محراب آیت‌الله دستغیب

شهید محراب آیت‌الله دستغیب

قال رسولُ الله(ص): «مَوتُ العالِمِ مُصیبَهٌ لاتُجبَرُ و ثُلمَةٌ لاتُسَدُّ و هُوَ نَجمٌ طـمِسَ، و مَوتُ قَبیلَةٍ أیسَرُ مِن مَوتِ عالِمٍ»

در روایات، وارد شده که ارزش مرکّب علما از خون شهدا بالاتر است:

«یُوزنُ یَومَ القیَامهِ مِدَادُ العُلَمَاءِ و دمُ الشُّهداءِ فیرجّحُ مدَادُ العُلمَاءِ عَلى دمِ الشّهداءِ»[1]

روز قیامت مرکب علما و خون شهدا وزن می‌شود و مرکب علما بر خون شهدا ترجیح پیدا می‌کند.

امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«فَوْقَ کُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى یُقْتَلَ الرَّجُلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَزَّ و جلّ فَلَیْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ»[2]

بالاتر از هر خوبی، خوبی دیگری است؛ تا اینکه مرد در راه خداوند کشته شود پس زمانی که در راه خداوند کشته شد پس بالاتر از آن خوبی دیگری نیست. در روایت دیگری از پیامبر (ص) نقل شده که می‌فرمایند:

«مَا مِن أَحَدٍ یَدخُلُ الْجَنَّهَ فَیَتَمَنَّى أَن یَخرُجَ مِنهَا إِلاّ الشَّهِیدُ فَإِنَّهُ یَتَمَنَّى أَن یَرجِعَ فَیُقْتَلَ عَشرَ مَرَّاتٍ مِمَّا یَرَى مِن کَرَامَةِ اللَّهِ»[3]

هیچ کسی نیست که وارد بهشت شود و آرزو داشته باشد که از آن خارج شود مگر شهید که آرزو می‌کند که دوباره به دنیا باز گردد و ده بار [یعنی بارها] کشته شود تا کرامت خداوند را مشاهده کند.

در طول تاریخ، عالمانی بوده‌اند که مجاهدت علمی و عملی خود را با خون خود ثبت کرده‌اند؛ مردانی که در عرصه حقّ و حقیقت همواره سد راه دشمنان و خاری در چشم آنها بوده‌اند. از همین رو دشمنان به ترور و حذف فیزیکی آنها روی آوردند. شهید آیت‌الله دستغیب یکی از این عالمان است که منافقین در سال 1360 طرح ترور او را تهیه کرده، مدّتها برای جمع‌آوری اطلاعات تلاش کردند. تشکیلات منافقین زمان ترور را روز جمعه 13 ‌آبان تصویب کرد و برای این کار دختری به‌نام گوهر ادب‌آواز انتخاب شد. او به‌موجب مشکلات خانوادگی از کانون خانواده فرار کرده و در شیراز جذب تشکیلات منافقین شده بود. برنامه ترور روز 13 ‌آبان به‌طور غیر منتظره‌ای به‌هم خورد و بخشی از تلاش گروه هدر رفت. اما آنان در پی فرصتی دیگر بر آمده، نقشه یک ترور انتحاری را شکل دادند که ضارب باید خود، طعمه هوس تشکیلات می‌شد.

حالات شهید دستغیب به او خبر از یک واقعه بزرگ می‌داد. گاهی که به او می‌گفتند: بیشتر مراقب خودتان باشید، می‌گفت: شهادت افتخار است؛ مگر شما حسودیتان می‌شود که من به مقامی برسم، افتخاری نصیبم شود! شهید دستغیب شب‌ها معمولاً در ساعت معیّنی از خواب برمی‌خاستند ولی شب جمعه پس از ساعتی استراحت ناگهان از خواب بیدار شدند. سرشان را در دستانشان می‌گیرند و مرتب ‌«لاحول ولاقوه الا بالله» می‌گویند. همسرش می‌گوید: آقا آب می‌خواهید؟ ناراحتی دارید؟ جوابی نمی‌شنود. اصرار می‌کند و آقا می‌گوید: دیگر جز به اشاره سخن نمی‌گویم! مشهدی حیدر خادم می‌گوید: صبح‌ها که می‌رفتم ایشان همیشه پشت میز نشسته بود؛ ولی آن روز جمعه در اتاق قدم می‌زد و «لاحول ولاقوه إلا بالله» می‌گفت. همه این حالات حکایت از این داشت که بار سنگین معرفتی در جانش ریخته‌اند و او در تحمل آن از زلال یاد حق استمداد می‌کند. همسرش می‌گوید: وقتی خواست برای نماز جمعه خارج شود دو اشاره کرد که من بعدها فهمیدم یعنی چه. آن دو اشاره، یکی به خود و دیگری به‌سوی آسمان بود! یعنی که روز پرواز من به آسمان فرا رسیده است. شهید دستغیب به طرف نماز جمعه حرکت کرد. ناگهان در مسیر خانمی از در خانه‌ای به طرف او آمد. چون معمولاً افراد در راه به او نامه می‌دادند و او سخت پروا داشت که پاسداران مانع شوند، آن خانم خیلی سریع خود را به شهید دستغیب رساند و در ساعت 25/11‌دقیقه بود که در یک لحظه زمین و زمان، کوچه پس کوچه‌های اطراف خانه آتش شد! انفجاری مهیب رخ داد و پس از لحظه‌ای، آیت نیک‌کردار حق، دستغیب، صد پاره به‌سوی دوست عروج کرد.

وقتی کفن آقا را آوردند، کیسه‌ی کوچکی همراه آن بود که معلوم نشد چیست؛ یک هفته پس از خاکسپاری چند نفر خواب دیده بودند که شهید دستغیب گفته بود تکّه گوشت‌های بدن من لا به لای دیوارها و اطراف است، آنها را به من ملحق کنید! هنگامی که آنها را جمع کردند متوجّه شدند آن کیسه برای این مقدار از بدن او بوده و این خود شاهدی دیگر بر آن بار معرفت قبل از عروج بود.[4]

    پی نوشت:
  • [1]. پاینده، ابوالقاسم؛ نهج الفصاحه، تهران، دنیای دانش، 1382، چاپ چهارم، حدیث 3222، ص803.
  • [2]. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، موسسةالوفاء، 1404هق، ج71، ص69.
  • [3]. نوری، میرزا حسین؛ مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت، 1408هق، چاپ اول، ج11، ص13.
  • [4]. جمعی از پژوهشگران حوزه؛ گلشن ابرار، قم، معروف، 1385، چاپ سوم، ج2، ص883.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS