دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شوق

و(نیز) هدف این بود که آگاهان بدانند این حقی است از سوی پروردگارت ، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند، ودلهایشان دربرابر آن خاضع گردد… (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
شوق
شوق

شوق

اراده بر اثر شدت یافتن به مرحله شوق می رسد. گروهی از سالکان مرید صرفند؛ یعنی، حرکتشان تند نیست تا اراده را به شوق بکشاند. اینها در حد اراده، متوقف و مرید دائمی صرف و سالک محض هستند؛ امّا آنها که سرعت می‌گیرند و سیرشان بیشتر و اراده‌شان تقویت می‌شود شوق پیدا می‌کنند و از این رو گفته شده: شوق همان اراده موکد است. این راهی است که محقق طوسی و همفکرانش طی کرده‌اند.

وقتی اراده شدید شود شوق ظهور می‌کند. شوق آن است که انسان هم محبت مطلوب و مراد را بچشد و هم از هجرانش رنج ببرد. از این رو شوق با درد همراه است و مشتاق، همیشه درد فراق دارد، ولی این درد فراق برای درک کمال مراد است؛ یعنی وقتی مراد و محبوب کمال باشد و مرید به او نرسد، این نرسیدن و هجران، درد آور است. از این رو در هر شوقی دردی نهفته است؛ اما این درد، لذید و تحمّل پذیر است و زمینه وصول را فراهم می‌کند.

درد و رنجی که بر اثر از دست دادن مطلوب و محبوب، پیدا می‌شود سودی ندارد؛ زیرا انسان هنگامی که گرفتار مصیبتی می‌شود اگر صبر و شکیبایی را از کف بدهد، دو عذاب می‌بیند: یکی عذاب از دست دادن آن محبوب و دیگری عذاب جزع و بی صبری، ولی انسان صابر تنها یک درد دارد و آن درد از دست دادن محبوب است و دردِ جزع او را گرفتار نمی‌کند.

جزع نسبت به گذشته، سودی ندارد و باید آن را با صبر برطرف کرد، ولی نسبت به آینده، این درد، محرّک است. یک دردمند؛ برای نیل به مطلوب و طرد درد، بیشتر می‌کوشد تا غیر دردمند. کسی که رنج هجران مطلوب را احساس می‌کند می‌کوشد برای رفع این رنج، در راه، سرعت و بر دیگران سبقت بگیرد و زودتر به مقصد برسد و از این رو یکی از منازل سیر و سلوک شوق است که بعد از اراده یا بر اثر شدت اراده پیدا می‌شود، و ظهور می‌کند.

در قرآن کریم واژه «شوق» نیامده است، ولی از بعضی از آیات با انضمام برخی مقدّمات مطوی می توان آن را استنباط کرد؛ مثلاً می‌فرماید: ﴿ ولیعلم الذین أوتوا العلم أنه الحق من ربک فیؤمنوا به فتخبت له قلوبهم ﴾[1]؛ آنها که می‌دانند این وحی، حق و این کلام، از خداست به آن ایمان می‌آورند و «اِخبات» دارند. «اِخبات» هم یکی از منازل سیر و سلوک است. گفته شده: اِخبات آن است که انسان در پیشگاه «مولا» هیچ حرکت نکند. در بعضی از پرندگان نیز این حالت هست که برای برطرف شدن درد خود چنان خضوع دارند که اگر پرندگان دیگری بر بالای سر آنها بنشینند و با منقار بر آن بکوبند تا آن موادّ دردزا را بیرون آورند، آنها اصلاً حرکت نمی‌کنند. بنابراین، حالت تام و خضوع محض در پیشگاه محبوب را می‌توان «اِخبات» نامید.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص323--324
    پی نوشت:
  • [1] . سوره حج، آیه 54.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS