دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شیوه های آموزش و پرورش کودکان تیزهوش

No image
شیوه های آموزش و پرورش کودکان تیزهوش

كلمات كليدي : تسريع سازي، غني سازي، جهش تحصيلي، نوآوري، پيشرفت پيوسته، كودكان استثنايي

نویسنده : مرضيه جوزي

طرح و برنامه آموزشی کودکان تیزهوش، باید مستقیما براساس نیازها، علایق، توانایی‌ها، درجه تحصیل و قدرت آفرینندگی آنان انجام پذیرد. شاگردان تیزهوش، به محیطی احتیاج دارند که در آن بتوانند کارهای مورد علاقه خود را دنبال کنند، مطالعه نمایند و کتاب‌هایی را که در سطح آنان است، آزادانه انتخاب کنند.

علایق، دانش و توانایی تیزهوشان، بسیار گسترده‌تر و بالاتر از دیگر دانش‌آموزان است. بنابراین برنامه‌های آموزشی برای آنان باید براساس شناخت توانایی‌ها، ذوق‌ها، علایق و احتیاجات فکری، روانی و عاطفی این قبیل افراد که بسیار نامتجانس و پیشرفته‌اند، قرار داده شود. طرح آموزشی برای این دانش‌آموزان باید محیطی فراهم آورد تا بتوانند توانایی‌های خود را به‌کار گیرند و از آن لذت ببرند. برنامه مناسب برای تیزهوشان باید از اعمال مقررات یکنواخت برای همه، فشار انتخاب حرفه‌ای که اقتصادی است، فشار محدود کردن خواسته‌ها و نیازها و فشار همرنگ شدن با دیگران عاری باشد. در جوامع مختلف با توجه به امکانات، روش‌های خاصی اتخاذ و تجربه گردیده است که در زیر به آنها اشاره‌ای می‌شود:

یک. تسریع در برنامه‌های آموزشی

روش تسریع، یعنی مجاز دانستن دانش‌آموزان سرآمد به گذراندن دوره‌های تحصیلی با سرعت بیشتر که یک هدف آموزشی برای کودکان سرآمد به حساب می‌آید. تسریع، خود به چند روش فرعی تقسیم می‌شود:[1]

الف: شروع پیش از موقع مدرسه یا پیش‌افتادگی تحصیلی: پذیرفتن دانش‌آموزان تیزهوش برای آمادگی یا کلاس اول براساس سن عقلی و نه سن تقویمی آنان.[2] البته به غیر از انجام آزمایش‌های هوشی، بررسی بدنی و عاطفی و بلوغ اجتماعی لازم برای پذیرش زودرس کودک در کلاس اول دبستان کاملا ضروری می‌باشد.[3]

ب: جهش تحصیلی: قدیمی‌ترین روش در آموزش و پرورش دانش‌آموزان تیزهوش است.[4] در این روش، دانش‌آموز برخی از پایه‌های تحصیلی را صرفا با گذراندن امتحانات آن پایه و با کسب نمرات قابل قبول می‌گذراند.

ج: پیشرفت پیوسته و مستمر فردی: بدین معنی که در یک سال محتوای دروس دو کلاس و یا بیشتر را بخواند.[5] این روش در واقع یک نوع جهش تحصیلی است که با ایجاد تغییرات و اصلاحاتی در این روش و برای اجتناب از بعضی نتایج احتمالی نامطلوب آن ارائه شده است. در این روش، دانش‌آموز تیزهوش توسط معلم راهنمایی و تشویق می‌گردد که مطابق توانایی ذهنی و استعداد خودش بدون در نظر گرفتن سطح درسی عمومی کلاس پیشرفت نماید.[6]

د: جایگزینی پیشرفته: در این روش، دانش‌آموز واحدهای دانشگاهی را هنگامی که در دبیرستان درس می‌خواند، می‌گذراند و به این ترتیب برنامه دانشکده را زودتر تمام می‌کند.

تمام این روش‌ها برای کوتاه کردن زمانی است که دانش‌آموز تیزهوش باید در مدرسه بگذراند. همچنین هم‌گروه شدن کلاسی با دانش‌آموزانی که از لحاظ سن عقلی با تیزهوش مساوی‌اند و در آن، کودک سرآمد همواره نفر اول نیست، کودک را با "مفهوم از خود"ی واقع‌گرایانه آشنا کرده و به آنها تحمل کسانی را که توانایی‌هایشان از آنان بسیار برتر نیست را می‌آموزد. بنابراین، شواهد آشکارا از تسریع‌سازی، به‌خصوص در مورد دانش‌آموزان بسیار سرآمد حمایت می‌نماید.[7] در عین حال، تسریع بیش از حد علاوه بر ایجاد مشکلات عاطفی و عدم توافق فکری به خاطر اختلاف سن اشتغال، این گروه را نیز پس از فراغت از تحصیل با مشکل مواجه می‌سازد.[8]

دو. غنی کردن برنامه‌های آموزشی

غنی کردن برنامه یعنی، افزودن فعالیت‌هایی که باعث رشد مهارت‌های ذهنی با خلاقیت ویژه‌ای در دانش‌آموز تیزهوش می‌شود. این بدین معنی است که برنامه جاری انعطاف بیشتری می‌یابد و طرح درس براساس نیازها، توانایی‌ها و خواسته‌های دانش‌آموز بنا می‌شود. این روش در صورتی که به تیزهوش اجازه طی کردن سریع کلاس‌ها داده نشود، اجرا می‌شود و به‌خصوص برای تیزهوشانی که در کلاس‌های ابتدایی هستند، بسیار مطلوب و عادلانه است. شاید بیشترین روشی که برای دانش‌آموزان تیزهوش در سطح جهان به‌کار گرفته شده است، همانا به صورت غنی‌سازی برنامه‌های عادی مدارس باشد. غنی‌تر کردن برنامه از راه‌های گوناگون ممکن است صورت گیرد:

· ارائه دادن مطالب اضافی و مفید در باب موضوع به‌خصوصی که مورد علاقه دانش‌آموزان است.

· گروه‌بندی دانش‌آموزان در کلاس، به طوری که معدودی از دانش‌آموزان تیزهوش با هم قرار گیرند و بتوانند متناسب با توانایی‌ها و علایق خود، مسائلی برای حل کردن، پژوهش یا فکر کردن انتخاب نمایند.

· به‌وجود آوردن امکان یادگیری‌های اضافی مانند یادگیری یک یا چند زبان دیگر.

· فراهم کردن امکانات و فرصت کافی برای تجربه کردن و کسب مهارت و دانش در قلمرو تئاتر، عکاسی، کارهای ابتکاری و آفرینندگی.

· به‌کار گرفتن رسانه‌های مختلف به عنوان ابزار آموزشی.[9]

سه. برنامه آموزشی ویژه برای گروه دانش‌آموزان تیزهوش(آموزش جداگانه)

· برنامه نیمه‌وقت یا آموزش خاص در مدرسه

· کلاس‌‌های خاص در مدارس عادی

· مدارس ویژه دانش‌آموزان تیزهوش.[10]

بسیاری از متخصصین آموزش و پرورش عقیده دارند، آموزش ویژه و متمرکز تیزهوشانی که دارای توانایی‌های مشابه هستند نسبت به سایر روش‌ها، مناسب‌تر و مقرون به صرفه‌تر است. در عین حال، شرط موفقیت آن سود جستن از برنامه‌ای غنی و مناسب و همچنین بهره‌گیری از معلمان ورزیده می‌باشد.[11]

پیچیده‌سازی محتوایی

پیچیده‌سازی محتوایی، دانش‌آموزان سرآمد را برمی‌انگیزاند تا سطوح بالاتری از تفکر را که دانش‌آموزان معمولی و همسن، فهم آن را مشکل و یا غیرممکن می‌یابند، درک کنند. هدف اصلی این است که دانش‌آموزان را تشویق کنیم تا مطالب انتزاعی مهم، قوانین علمی و یا اصول کلی را که در موقعیت‌های زیادی کاربرد دارند، دریابند.

نوآوری محتوایی

منظور از نوآوری محتوایی، ارائه مطالبی است که معمولا به علت محدودیت‌های زمانی و یا ماهیت انتزاعی دروس در برنامه‌های کلی مدارس عمومی جایی ندارند. هدف این است که به دانش‌آموزان سرآمد کمک شود تا بر ایده‌های مهم تسلط یابند. دانش‌آموزان سرآمد قادرند ارتباطات موجود در بین حیطه‌های درسی را کشف کنند. این به معنای آن است که معلم می‌تواند یک یا دو مثال از نوع ماهیت انتزاعی را ارائه دهد و سپس دانش‌آموز را وادارد تا چیزهای دیگری بر آن اساس پیشنهاد کند.[12]

مقاله

نویسنده مرضيه جوزي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS