دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شیوه همسرداری پیامبر (ص)

No image
شیوه همسرداری پیامبر (ص)

كلمات كليدي : تاريخ، همسرداري، پيامبر(ص)، ازدواج پيامبر(ص)، ويژگي¬هاي رفتاري پيامبر(ص) با همسران

نویسنده : فاطمه عادلي

ازدواج پیامبر و علل تعدد زوجات ایشان

برای آشنایی با شیوه صحیح همسرداری باید الگوی مناسبی داشت. از این جهت شیوه همسرداری پیامبر(ص) الگوی مناسبی برای این امر می‌باشد. در همین زمینه گروهی از اصحاب پیامبر(ص) گفتند: «چه خوب است کسی پیش پیامبر بفرستیم و از چگونگی رفتار ایشان در خانه سؤال کنیم و از او پیروی کنیم. از همین جهت پیش همه همسران ایشان فرستادند و فرستاده از همه آنان یک پاسخ آورد؛ اخلاق ایشان اخلاق قرآنی بود. شبها نمازشب می‌خواند و روزها روزه می‌گرفت و افطار می‌کرد و با زنان خود گرد می‌آمد.»[1]

قبل از پرداختن به ویژگی‌های رفتاری پیامبر(ص) با همسران خود ابتدا به ازدواج‌های متعدد ایشان و علت آن پرداخته تا پاسخی به شبهات مطرح شده در این زمینه داده شود.

ازدواجهای پیامبر(ص) به خاطر مسائل جنسی نبود زیرا:

1- آن حضرت در اوج جوانی در سن بیست و پنج سالگی با حضرت "خدیجه" که چهل ساله بود، ازدواج کرد و تا سن پنجاه و سه سالگی به مدت بیست و هشت سال تا زمانی که حضرت خدیجه در قید حیات بود، ایشان ازدواج دیگری نداشت و ازدواج‌های مکرر ایشان بعد از رحلت همسرش در ده سال آخر عمر ایشان بود.

2- ازدواج پیامبر(ص) با زنان بیوه، دارای فرزند، مطلقه و یا سالمند بود و از میان ایشان تنها "عایشه" دختر بود.

3- رسم قبیله‌ها در آن زمان حمایت از دامادها بود و پیامبر(ص) با برقراری روابط خانوادگی به دنبال پیشبرد اهداف والای خود بود.

4- بعضی از ازدواجها برای شکستن سنت جاهلی بود؛ از جمله ممنوع بودن ازدواج با همسر فرزند خوانده و پیامبر(ص) به فرمان خدا پس از طلاق زید از همسرش زینب را به عقد خود در آورد، تا سنت جاهلیت را بشکند.[2]

5- در برخی موارد پیامبر(ص) برای اینکه برای زنی همسری پیدا نمی‌شد، او را به همسری خود در آورد، همچون "حفصه" دختر عمر که پس از مرگ شوهرش، "عمر" ابتدا از "ابوبکر" و بعد از "عثمان" خواست، او را به همسری خود در آورند؛ ولی آن دو نپذیرفتند؛ ولی پیامبر(ص) پذیرفت.[3]

ویژگیهای رفتاری پیامبر(ص)

الف)عدالت

عدالت پیامبر(ص) در زمینه‌های مختلفی چون مهریه، نفقه، همنشینی، اعطای هدایا به همسران مطرح می‌شود. حضرت مهریه هر کدام از همسران خود را یکسان در نظر می‌گرفت. هر چند در برخی موارد استثناء داشت که آن هم به دلایل مختلف بود.

1- عدالت در مهریه

مهریه هر یک از همسران "جویریه"، "صفیه" و "ام‌حبیه" چهارصد درهم.[4] مهریه صفیه، آزادی‌اش از اسارت بوده آزادی جویریه هم با پرداخت«مال‌الکتابه» توسط پیامبر (ص) به عنوان مهریه وی بود.[5] مهریه ام‌حبیبه هم چهارصد دینار بود که نجاشی آن را تعیین و پرداخت کرده بود.[6]

2 - عدالت در پرداخت نفقه

از دیگر موارد عدالت پرداخت نفقه و هزینه زندگی بود. به عنوان نمونه پس از فتح خیبر به هر کدام از زنان صدوسق (هیجده تن) خرما و جو پرداخت[7] و یا زمانی که برای ایشان یک طبق خرما هدیه آوردند. آن حضرت ابتدا مشتی از خرما را برای هر یک از همسران فرستاد و بعد خود نیز مشتی از آن خورد.[8]

3- عدالت در همنشینی

در همنشینی با همسران رعایت عدالت می‌کرد. هر شب در اتاق یکی از همسران بود.[9] حتی در مواقع بیماری نیز این تقسیم را رعایت می‌کرد.[10] ایشان در سفرهای خود رعایت تساوی می‌نمود. قرعه می‌انداخت و یکی از همسران را با خود همراه می‌کرد.[11] "ام‌سلمه" می‌گوید: «در سفر حجة‌الوداع رسول‌خدا همسرانش را با خود همراه می‌کرد و در هر شبانه روز پیش یکی از آنان بود و به این وسیله می‌خواست که میان آنان عدالت برقرار نماید.»[12]

در این زمینه گاهی پیامبر(ص) به سختی می‌افتاد، به همین جهت آیه تخییر نازل شد:

«ترجی من تشاء منهن و توؤی الیک من تشاء و من ابتغیت ممن عزلت فلا جناح علیک . . . .»[13]

« هر یک از همسرانت را بخواهی می‌توانی به تأخیراندازی و هر کدام را بخواهی نزد خود جای دهی و هر گاه بعضی آنها را که برکنار ساخته‌ای بخواهی نزد خود جای دهی گناهی بر تو نیست . . . »

خداوند نیز پیامبر(ص) را از این قید آزاد کرد؛ ولی با این حال پیامبر(ص) همچنان عدالت را در این زمینه رعایت کرد.

4- عدالت در اعطای هدایا به همسران

پیامبر(ص) در زمینه اعطای هدایا به همسران خود نیز مساوات را رعایت می‌کرد. به عنوان نمونه ایشان برای پادشاه «حبشه» هدایایی فرستاد؛ اما با رسیدن خبر مرگ "نجاشی"، پیامبر(ص) هدایا را به طور مساوی بین همسران تقسیم کرد. [14]

ب) صبر در برابر ناسازگاری برخی همسران

اگر پیامبر(ص) از یکی از همسران خود ناسازگاری می‌دید، سریع خشم نمی‌گرفت. بلکه از راه‌های مختلف همچون ترک مراوده و صحبت نکردن موقت و... سعی می‌کرد، او را متوجه اشتباه خود کند.[15]

1- مخالفت با تنبیه بدنی

ایشان با تنبیه بدنی همسران بسیار مخالف بود. زمانی بانویی نزد ایشان آمد، از همسرش به جهت تنبیه او شکوه کرد، پیامبر(ص) سخت بر آشفت و فرمود: «شگفتا کسی از شما همسران خود را چون بردگان می‌زند و سپس بدون دلجویی با او مراوده می‌کند.»[16]

2- صبر در برار حسادت برخی همسران

حس حسادت در برخی همسران پیامبر(ص) برخی ناسازگاریها را فراهم آورد. از آن جمله است، عایشه به پیامبر(ص) که گفت: «دهانت بوی مغافیر می‌دهد، آیا مغافیرورده‌ای؟» حضرت فرمود: «خیر نزد زینب شربت عسل خورده‌ام. عایشه با این سخن پیامبر(ص) را به سختی انداخت و ایشان خوردن عسل را برخود حرام کرد.[17] که آیه نازل شد:

«ای پیامبر چرا برای جلب رضایت همسرانت آنچه را خدا بر تو حلال کرده، حرام میکنی؟ . . . »[18]

البته شأن نزول دیگری برای این آیه مطرح شد.[19] در این حال پیامبر(ص) رازی را با حفصه در میان گذاشت و از او خواست در این مورد با کسی سخن نگوید؛ اما حصفه این راز را با عایشه در میان گذاشت[20] و این افشا کردن راز و توبه نکردن، توطئه این دو زن علیه پیامبر(ص) بود؛[21] اما رفتار پیامبر(ص) با آنها به گونه‌ای بود که حتی حاضر نشد، تمام رازی که او افشا کرد، به رخ او بکشد و تنها به قسمتی از آن اشاره کرد.[22] در حقیقت پیامبر(ص) با صبر و تحمل و با تغافل از بیان توطئه آنان بزرگواری خود را بیشتر نشان داد.

از دیگر نمونه‌های ناسازگاری، زمانی که پیامبر(ص) در اتاق عایشه بود، حفصه غذایی برای ایشان آورد، عایشه کاسه غذا را شکست، رسول‌خدا بدون هیچ خشمی یکی از کاسه‌های عایشه را به جای آن به او داد.[23]

ج) احترام به روحیات هریک ازهمسران

از دیگر ویژگی‌های پیامبر(ص) احترام به روحیات همسران مناسب با شأن هر یک بود.

1- به کاربردن کلمات محبت‌آمیز

وقتی با عایشه روبه‌رو می‌شد با گفتن یا "حمیرا"[24] به او محبت می‌کرد. در دیدار با "ام‌سلمه" و فرزندانش احوال آنان را می‌پرسید و با اسم خاصی آنها را صدا می‌زد.[25]

2- دلجویی از ناراحتی همسران

در حجة‌الوداع وقتی شتر "صفیه" حرکت نکرد و او گریه می‌کرد. پیامبر(ص) با دست خود اشک او را پاک کرد و او را دلداری داد و دستور داد، قافله آنجا فرود آید.[26]

3- پذیرش عذر همسر

در قضیه گذشته وقتی به "زینب بنت جحش" فرمود: «آیا صفیه را بر شتر خود سوار می‌کنی؟» گفت: من زن یهودی تو را مهمان کنم؟ پیامبر(ص) ناراحت شد و مدتی از او دور شد؛ اما با پشیمانی زینب، ایشان هم با پذیرش عذر وی برای نشان دادن محبت خود اتاق او را مرتب کرد.[27]

4- مهربان‌تر از پدر برای همسر

در اختلافی که بین پیامبر(ص) و حفصه رخ داد، ایشان فرمود: «آیا می‌خواهی داوری بین ما قضاوت کند؟» او پذیرفت. پیامبر(ص) به دنبال عمر فرستاد و عمر پس از شنیدن قضیه خواست، سیلی بر دختر خود زند که پیامبر(ص) او را منع کرد و این نشان از آن دارد که پیامبر(ص) مهربان‌تر از پدر به او بود و بدی‌های او را تحمل می‌کرد.[28]

د) اختیار در انتخاب

پس از پیروزی پیامبر(ص) در جنگها بعضی از همسران تقاضای مال کردند، پیامبر(ص) نپذیرفت و سخنان درشت آنان را نادیده گرفت.[29]

پس وحی آمد، «زنان خود را مخیر کن تا یکی از دو راه را انتخاب کند که هر کدام به و ادامه همسری تو علاقمند است باید افزون طلبی را ترک کند... و هر که مال دنیا را بر تو ترجیح دهد، او را به نحو شایسته رها کن.»[30]

هـ) کمک به همسران

پیامبر(ص) در خانه به همسران کمک می‌کرد، اتاق زینب را مرتب می‌کرد.[31] لباسهایش را خود وارسی کرد؛ کفشش را اصلاح می‌کرد،[32] با دست خود گوشت خرد می‌کرد.[33]

فرمایشات پیامبر(ص) در مورد همسرداری و خانواده

«بهترین شما، بهترین کس برای همسر خویش است و من بهترین شما نسبت به همسر خویشم»[34]

«از رحمت خدا به دور باد کسی که خانواده خود را ضایع کند و آنها را به حال خود واگذار نماید.»[35]

«همواره جبرئیل مرا درباره زن سفارش نمود، تا جایی که گمان بردم شایسته نباشد آنها را طلاق داد؛ مگر زمانی که آشکارا کار زشتی از آنها سر زند»[36]

«اگر مردی زن خود را بیازارد، هیچ عبادت و عمل نیکش پذیرفته نیست تا همسرش را خشنود نماید»[37]

نشستن مرد کنار زن و فرزندش نزد خدا محبوب‌تر از اعتکاف در مسجد من است.»[38]

«هر چه ایمان بنده بیشتر شود زن دوستی او افزون‌تر می‌شود.»[39]

مقاله

نویسنده فاطمه عادلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS