دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

با استفاده از بیانات عارف کامل و عالم عامل میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب ارزشمند"المراقبات" پیرامون عید فطر سخن می گوئیم.
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

با استفاده از بیانات عارف کامل و عالم عامل میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب ارزشمند"المراقبات" پیرامون عید فطر سخن می گوئیم.

1- عید چیست و چه روزی است؟

ایشان در این باره چنین می گوید:

"عید روزی است که خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته است و آنان را اجازه داده است تا در این روز در حضرت او گرد آیند، بر خان کرم او بنشینند، ادب بندگی یه جای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند … "(1)

2- عید و انواع روزه داران

آن بزرگوار روزه داران در ماه مبارک رمضان را پنج گروه می داند که به تبع آن کسانی را که در روز عید گرد می آیند نیز به پنج گروه تقسیم کرده است:

"ماه رمضان میدان مسابقه‌ای است که خداوند برای بندگانش فراهم کرده تا در آن به مسابقه عبودیت و بندگی پردازند و در روز عید برای دریافت جایزه و پاداش نزد او گرد آیند و همانگونه که در پایان هر مسابقه ای شرکت کنندگان در چند گروه جای می گیرند روزه دارانی که در روز عید گرد می آیند نیز چند گروهند:

1- گروهی که روزه را تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن می دانسته و به همین بسنده می کرده اند و آن را خدمت و طاعت و بلکه منت می پنداشته اند و با دروغ و یاوه و تهمت و … روزه خویش می شکسته اند. چون روزه این گروه مورد پسند خدا نیست; از این رو اینان را از عید بهره چندانی نیست، مگر اینکه از روی حسن ظن به رحمت خدا عید گیرند که در این صورت بعید نیست که خداوند به هنگام بخشش جایزه ها آنان را نیز زیر پوشش کرم خویش جای دهد.

2- گروهی که دریافته بودند که روزه چون دیگر تکالیف منتی است که خداوند بر بندگان خود نهاده است و دانسته بودند که روزه آنگاه روزه است که افزون بر پرهیز از خوردن و آشامیدن با پرهیز از گناه و ناروایی نیز همراه باشد با این همه گاهی اعضای خویش را پاس نداشته و با ترس و امید و خوف و رجا برخی از نارواها را انجام داده اند و مستحبات را نیز گاه که نشاطی داشته اند به جای آورده اند و هر گاه نشاطی نداشته اند رها ساخته اند.

برای اینکه در روز عید به ثواب و جزای اعمال ماه مبارک رمضان نائل آییم لازم است در شب عید اعمالی را انجام دهیم تا مورد لطف خداوند در روز عید قرار بگیریم

اینان با حالتی آمیخته از خوف و خجالت و امید در عید گرد آمده اند. اینانند که خداوند به بخشش و بخشایش و تبدیل سیئات به حسنات بشارتشان داده و بر عبادت و طاعتشان بیش از آنچه چشم دارند; ثواب و جایزه خواهد داد.

3- گروهی که روزه گرفته اند اما از سر عادت و از روی غفلت و در ماه رمضان نیز چون دیگر ماهها از غفلت و معصیت پرهیز نداشته اند و همان گونه که روزه شان از روی عادت بوده از روی عادت برای عید نیز آمده اند. کار اینان را باید به خدا وانهاد. شاید به دلیل حضورشان در عید و یا به طفیل اعمال نیک و ارجمند دیگر، خدای بر آنان رحمت آرد و از بخشش و بخشایش خویش بی بهره شان نسازد و شاید بدکاریشان آنها را از رحمت خدا دور دارد و خسران و زیان نصیبشان شود.

4- گروهی که فرمان خدا به روزه و عبادت را با گوش جان شنیده اند و برای انجام درست و شایسته آن تمام تلاش خویش را به کار گرفته اند و تنها به انجام پاره ای از عبادات و اعمال ماه خشنود نشده اند و برای دستیابی به همه آنها از هیچ کوششی دریغ نکرده اند با این همه این ترس و نگرانی را داشته اند که مبادا در ادای وظیفه شکر، کوتاهی کرده باشند.

اینان آنانند که خداوند عبادت و عملشان را می پذیرد; تلاش و کوشششان را ارج می نهد; با انواع کرامات و عنایات پاداششان می دهد و با افزون سازی هدیه ها و بخشش ها گرامی شان می دارد.

5- گروهی که لذت دعوت خدا چنان سرمستشان ساخت که رنج گرسنگی و بیداری را از یاد بردند و ندای خدای را عاشقانه و مستانه پذیرا شدند و دعوت او را از روی شوق و شکر و از ژرفای جان و دل پاسخ دادند، با ایثارگری و جانبازی حجابها از میان برداشتند، با نزدیکی به خدا به مراد خویش رسیدند و خود را در خدا فانی کردند. اینانند که خداوند به زیبایی و زیبندگی می پذیردشان به خویش نزدیک نزدیک می سازد و از جام وصال می نوشاندشان" (2)

در فرهنگ اسلامى، اولین روز ماه شوال به عنوان عید فطر و جشن بازگشت ‌به فطرت معین شده است، زیرا مسلمانان روزه‌دار در طول ماه رمضان با ارتباط هاى پى در پى با خداوند متعال و استغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خویش همت گماشته و از تمام آلودگیهاى ظاهرى و باطنى که بر خلاف فطرت آنهاست، خود را پاک نموده و به فطرت واقعى خود برمى‌گردند .

امیرمؤمنان علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر مى‌نگرد و با اشاره به روز عید مى‌فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصى الله فهو عید؛ این عید کسى است که خدا روزه‌اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا از نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

آری روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتى‌ها و پلیدى‌ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت ‌به فطرت است، این معنا را مى‌توان از لغت «عید فطر» نیز دریافت، چرا که «عید» به معناى بازگشت و «فطر» به معناى «فطرت و طبیعت‌» است .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز عید فطر از منزل بیرون مى‌آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار «لا اله الا الله‌» و «الله اکبر» سر مى‌داد و حتى در میان خطبه‌ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این کلمات را تکرار می کرد .

مسلمانان در این روز در اثر یک ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‌ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‌اند. فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‌به انواع گناهان و معصیتها مبتلا، از حقیقت ‌خود دور و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى‌گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‌هاى خویش به یک زندگى نوین دست مى‌یابد، که مى‌توان آن را «بازگشت ‌به خویشتن‌» نامید .

در روز عید فطر گویى یک مسلمان از نو متولد مى‌شود، چرا که طبق فرمایش حضرت علی علیه السلام، روزه‌داران در شب عید فطر از تمام آلودگى‌ها و پلیدى‌ها پاک شده اند و کمترین پاداش خود را که پاکى و پاکیزگى است دریافت نموده ‌اند.

مراتب روزه‌داران در عید فطر

بدون تردید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعى شادى و لذت درونى در خود احساس مى‌کنند، اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوى نیست. زیرا هر کس نسبت‌ به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت نگریسته و از آن بهره مى‌گیرد. زمینه ها، ذهنیت‌ها، مراتب ایمان و عوامل دیگرى در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارند.

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‌هاى عید سعید فطر است. شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است که به روز عید جلوه خاصى مى‌بخشد .

تعظیم شعائر اسلامى

خداوند متعال مى‌فرماید: «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب‌»؛ هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد، این کار نشانه تقواى دلهاست .

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‌هاى عید سعید فطر است. شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است که به روز عید جلوه خاصى مى‌بخشد .

یک مسلمان باید از راه‌هاى مختلف نداى حیاتبخش توحید را به گوش جهانیان برساند، که یکى از آن راه‌ها بیان شعارهاى مذهبى است .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز عید فطر از منزل بیرون مى‌آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار «لا اله الا الله‌» و «الله اکبر» سر مى‌داد و حتى در میان خطبه‌ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این کلمات را تکرار می کرد .

امیرمؤمنان علیه السلام با اشاره به روز عید مى‌فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصى الله فهو عید؛ این عید کسى است که خدا روزه‌اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا از نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

    پی‌نوشت:
  • 1- سلوک عارفان ترجمه المراقبات فی اعمال السنه ص 273
  • 2- همان مدرک ص 274 با تلخیص

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS