دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عالم برزخ

No image
عالم برزخ

كلمات كليدي : قرآن، برزخ، دنيا، قبر، بهشت، دوزخ

نویسنده : حسين دانش

"برزخ" در لغت به معنی حدّ و مرز و مانع میان دو چیز است،[1] به هر چیزى که میان دو امر قرار گیرد "برزخ" گفته شده است و در اصطلاح به عالمى که میان دنیا و عالم آخرت قرار گرفته، "برزخ" گفته مى‌شود.[2]

مراد از عالم برزخ، عالم قبر است، عالمى که انسان در آن یک نوع زندگى خاصّى تا قیامت دارد. این حقیقت را در آیات قرآن و روایات بسیارى از شیعه و سنّى مى‌توان مشاهده کرد.

عالم برزخ منزلگاه موقتى است و جنبه تمهیدى براى روز قیامت و بهشت و دوزخ جاودانه دارد، بازجویى و سؤالى که افراد در قبر دارند، براى تکمیل پرونده اعمال است، تا براى فرا رسیدن قیامت بایگانى شود، و بهشت و دوزخ برزخى هم منزلگاه موقتى است، مانند منزلگاههاى موقتى که براى مسافرین در وسط راه آماده مى‌سازند. آرى، در عالم برزخ بطور کامل به حساب کسى نمى‌رسند، و در آنچه کرده حکم فصل و جزاى قطعى صادر نمى‌کنند، کوتاه سخن اینکه دنیا دار عمل، و برزخ دار آماده شدن براى حساب و جزاء، و آخرت دار حساب و جزاء است.[3]

دلیل بر اثبات عالم برزخ

« وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‌ یَوْمِ یُبْعَثُونَ »(مومنون /100)

«و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که براگیخته شوند.»

آیه مورد بحث ظاهر در وجود چنین عالمى است، هر چند بعضى خواسته‌اند کلمه برزخ را در این آیه به معنى مانعى براى بازگشت به این دنیا معرفى کنند و گفته‌اند مفهوم آیه این است که پشت سر انسان مانعى است که او را از بازگشت به این جهان منع مى‌کند، ولى این معنى بسیار بعید به نظر مى‌رسد، زیرا تعبیر به "إِلى‌ یَوْمِ یُبْعَثُونَ" (تا روز رستاخیز) دلیل بر این است که این برزخ در میان دنیا و آخرت قرار گرفته، نه میان انسان و دنیا.

از آیاتى که صریحا وجود چنین جهانى را اثبات مى‌کند آیات مربوط به حیات شهیدان است:

« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ »( آل عمران/169)

«هرگز گمان نکن کسانى که در راه خدا کشته شده‌اند مردگانند، آنها زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند.»

در اینجا خطاب به پیامبر(ص) است، و در آیه 154 سوره بقره مخاطب همه مؤمنانند که می‌فرماید: شهیدان در راه خدا را مرده مگویید بلکه آنها زنده‌اند، ولی شما نمی‌دانید. علاوه بر آن، قرآن می‌فرماید: نه تنها در مورد مؤمنان عالیمقامى همچون شهیدان جهان برزخ وجود دارد بلکه درباره کفار طغیانگرى همچون فرعون و یارانش نیز وجود برزخ در آیه 46 سوره مؤمن آمده است:

« النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ »

«آنها (فرعون و یارانش) هر صبح و شام در برابر آتش قرار مى‌گیرند و به هنگامى که روز قیامت بر پا مى‌گردد فرمان داده مى‌شود آل فرعون را در شدیدترین کیفرها وارد کنید.»

آیات فوق از آیاتى است که اشاره به عالم برزخ دارد زیرا همانگونه که در تفسیر این آیات گفتیم در آستانه مرگ که انسان آماده براى انتقال به جهان دیگر مى‌شود با یکى از حالات زیر روبرو خواهد شد نعمتها و مواهب و پاداشهاى الهى و روح و ریحان، یا کیفرها و مجازاتهاى دردناک، و قرائن موجود در آیات نشان مى‌دهد که قسمتى از اینها مربوط به قیامت و قسمت دیگرى مربوط به قبر و برزخ است، و این خود دلیل دیگرى بر وجود این عالم محسوب مى‌شود.[4]

زندگى برزخی

در این باره ابتدا آیات را نقل و سپس آنها را بررسى کنیم:

«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ »(بقره/ 154)

«و به آنها که در راه خدا کشته مى‌شوند مرده مگویید، بلکه آنها زندگانند ولى شما نمى‌فهمید.»

« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ* فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ* یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ »(آل عمران/ 169تا 171)

«(اى پیامبر) هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده‌اند مردگانند، بلکه آنها زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند* آنها بخاطر نعمتهاى فراوانى که خداوند از فضل خود به آنها بخشیده است خوشحالند و بخاطر کسانى که (مجاهدان و شهیدان آینده که ) بعد از آنها به آنان ملحق نشدند (نیز) خوشوقتند (زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مى‌بینند و مى‌دانند) که نه ترسى بر آنها است و نه غمى خواهند داشت*

و (نیز) از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان خوشحال و مسرور مى‌شوند و (مى‌بینند که) خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمى‌کند (نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدانى که شهید نشدند)»

بعضى از مفسران معتقدند که آیات فوق در باره شهداى احد نازل شده و بعضى دیگر درباره شهداى بدر می‌دانند، ولى حق این است که پیوند این آیات با آیات گذشته نشان می‌دهد بعد از حادثه احد نازل شده است. اما مضمون و محتواى آیات تعمیم دارد و همه شهدا حتى شهداى بدر را که چهارده نفر بودند شامل مى‌شود و لذا در حدیثى از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود:

« آیات درباره شهداى احد و بدر هر دو نازل شده است.»[5]

منظور از حیات و زندگى در اینجا همان حیات و زندگى برزخى است که ارواح در عالم پس از مرگ دارند، نه زندگى جسمانى و مادى، گرچه زندگى برزخى، اختصاصى به شهیدان ندارد، بسیارى دیگر از مردم نیز داراى حیات برزخى هستند ولى از آنجا که حیات شهیدان یک حیات فوق العاده عالى و آمیخته با انواع نعمتهاى معنوى است- و بعلاوه موضوع سخن، در آیه آنها هستند- تنها نام از آنها برده شده است. آنها بقدرى غرق مواهب حیات معنوى هستند که گویا زندگى سایر برزخیان در مقابل آنها چیزى نیست.

سپس به گوشه‌اى از مزایا و برکات فراوان زندگى برزخى شهیدان اشاره کرده و مى‌فرماید آنها بخاطر نعمتهاى فراوانى که خداوند از فضل خود به آنها بخشیده است خوشحالند. یکى دیگر از خوشحالى آنها بخاطر برادران مجاهد آنها است که در میدان جنگ شربت شهادت ننوشیده‌اند و به آنها ملحق نشده‌اند زیرا مقامات و پاداشهاى آنها را در آن جهان به خوبى مى‌بینند و از این رو مستبشر و شاد مى‌شوند، و به دنبال آن مى‌فرماید: شهیدان احساس مى‌کنند که برادران مجاهد آنها، پس از مرگ، هیچگونه اندوهى نسبت به آنچه در دنیا گذارده‌اند ندارند و نه هیچگونه ترسى از روز رستاخیز، و حوادث وحشتناک آن. این جمله، تفسیر دیگرى هم ممکن است داشته باشد و آن اینکه شهیدان علاوه بر این که با مشاهده مقامات برادران مجاهدى که به آنها ملحق نشده‌اند خوشحال مى‌شوند، خودشان هم هیچگونه ترسى از آینده و غمى از گذشته ندارند.

«یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ » این آیه در حقیقت تاکید و توضیح بیشترى درباره بشارتهایى است که شهیدان بعد از کشته شدن دریافت مى‌کنند آنها از دو جهت خوشحال و مسرور مى‌شوند:

نخست از این جهت که نعمتهاى خداوند را دریافت مى‌دارند، نه تنها نعمتهاى او بلکه فضل او که همان افزایش و تکرار نعمت است و دیگر این که آنها مى‌بینند که خدا پاداش مؤمنان را ضایع نمی‌کند، نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدان راستینى که شربت شهادت ننوشیدند (وَ أَنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ) در حقیقت آنچه را قبلا شنیده بودند در آنجا آشکار مى‌بینند.[6]

و اما از نظر روایات: در حدیث معروفى که در کلمات قصار در نهج البلاغه آمده است مى‌خوانیم که حضرت على (ع) هنگام مراجعت از جنگ صفین وقتى که نزدیک کوفه کنار قبرستانى که بیرون دروازه قرار داشت رسید، رو به سوى قبرها کرد و چنین گفت:

« یَا اءَهْلَ الدِّیَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ، یَا اءَهْلَ التُّرْبَةِ، یَا اءَهْلَ الْغُرْبَةِ، یَا اءَهْلَ الْوَحْدَةِ یَا اءَهْلَ الْوَحْشَةِ، اءَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ لاَحِقٌ، اءَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُکِنَتْ وَ اءَمَّا الْاءَزْوَاجُ فَقَدْ نُکِحَتْ وَ اءَمَّا الْاءَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ، هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَکُمْ؟ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى اءَصْحَابِهِ فَقَالَ: اءَمَا لَوْ اءُذِنَ لَهُمْ فِی الْکَلاَمِ لَاءَخْبَرُوکُمْ اءَنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى .»

« اى ساکنان خانه‌هاى وحشتناک و مکانهاى خالى و قبرهاى تاریک! اى خاک‌نشینان! اى غریبان! اى تنهایان! اى وحشت‌زدگان! شما در این راه بر ما پیشى گرفتید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد، اگر از اخبار دنیا بپرسید به شما مى‌گویم خانه‌هایتان را دیگران ساکن شدند، همسرانتان به نکاح دیگران در آمدند، و اموالتان تقسیم شد، اینها خبرهایى است که نزد ما است نزد شما چه خبر؟! سپس رو به یارانش کرد و فرمود: اگر به آنها اجازه سخن گفتن داده شود حتما به شما خبر مى‌دهند که بهترین زاد و توشه براى این سفر پرهیزکارى است.»[7]

خلاصه مطالب

هر چیزى که میان دو امر قرار گیرد "برزخ" گفته شده است و در اصطلاح به عالمى که میان دنیا و عالم آخرت قرار گرفته، "برزخ" گفته مى‌شود. عالم برزخ منزلگاه موقتى است و جنبه تمهیدى براى روز قیامت و بهشت و دوزخ جاودانه دارد و بعد از آن برای اثبات عالم برزخ به آیه (وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‌ یَوْمِ یُبْعَثُونَ) که ظاهر در وجود چنین عالمى است، تمسک جستیم و بعد از آن به زندگی برزخی پرداختیم که نتیجه آن این شد که شهیدان در برزخ منعّم و کفّار معذّب‌اند و عذاب کفّار یکنوع بیم و هراسى است که از نزدیک شدن به آتش حاصل می‌شود.

مقاله

نویسنده حسين دانش
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - معادشناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS