دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عزاداری حسینی، روزنه ای به سوی معرفت حقیقی

حضور در ماتم و سوگ حسین بن علی(ع) به زعم بسیاری از علما و فقهای شیعه یکی از با اجر‌تترین کارهاست که یک شیعه می‌تواند انجام دهد.
عزاداری حسینی، روزنه ای به سوی معرفت حقیقی
عزاداری حسینی، روزنه ای به سوی معرفت حقیقی
نویسنده: طهورا مهدوی

حضور در ماتم و سوگ حسین بن علی(ع) به زعم بسیاری از علما و فقهای شیعه یکی از با اجر‌تترین کارهاست که یک شیعه می‌تواند انجام دهد. شیخ جلیل کامل جعفربن‌قولویه در کامل از ابن‌خارجه روایت کرده است که گفت روزی در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودیم و جناب امام حسین علیه السلام را یاد کردیم حضرت بسیار گریست و ما گریستیم، پس حضرت سر برداشت و فرمود که امام حسین علیه السلام می‌فرمود: که منم کشته گریه و زاری، هیچ مومنی مرا یاد نمی‌کند مگر آنکه گریان می‌گردد. و نیز روایت کرده است که هیچ روزی حسین بن علی علیه السلام نزد جناب صادق علیه السلام مذکور نمی‌شد که کسی آن حضرت را تا شب متبسم بیند و در تمام آن روز محزون و گریان بود و می‌فرمود که جناب امام حسین علیه السلام سبب گریه هر مومن است به سندهای معتبره بسیار از ابوعماره منشد یعنی شعرخوان روایت کرده اند که گفت روزی به خدمت جناب صادق علیه السلام رفتم حضرت فرمود که عری چند در مرثیه حسین علیه السلام بخوان چون شروع کردم به خواندن حضرت گریان شد و من مرثیه می‌خواندم و حضرت می‌گریست تا آنکه صدای گریه از خانه آن حضرت بلند شد و به روایت دیگر حضرت فرمود: به آن روشی که در پیش خود می‌خوانید و نوحه می‌کنید بخوان، چون خواندم حضرت بسیار گریست و صدای گریه زنان آن حضرت نیز از پشت پرده بلند شد چون فارغ شدم حضرت فرمود که هر که شعری در مرثیه حضرت حسین علیه السلام بخواند و پنجاه کس را بگریاند بهشت او را واجب گردد و هر که سی کس را بگریاند بهشت او را واجب گردد و هر که بیست کس را و هر که ده کس را و هر که پنج کس را و هر که یک کس را بگریاند بهشت او را واجب گردد و هر که مرثیه بخواند و خود بگرید بهشت او را واجب گردد و هر که او را گریه نیاید پس تباکی کند بهشت او را واجب گردد. در حقیقت عظمت واقعه کربلابه نحوی است که حتی قطره اشکی در مرثیه آن نیز می‌تواند تمام گناهان یک شخص را مورد آمرزش قرار دهد. با این حال باید دانست که عزاداری مطلوب آن عزاداری است که در نهایت در آن سوگ و عزای امام حسین(ع) به شناخت منتج گردد. تاریخ نشان داده است که هیچ عملی به اندازه برپایی عزاداری برای امام حسین(ع) در حفظ دین از انحرافات و از هجوم بی‌امان دشمنان اسلام برای نابودی دین و همچنین توسعه فرهنگ دینی موثر نبوده و نیست. می‌توان چنین مجالسی را مهمترین «وسیله» برای صیانت از کیان دین و جامعه اسلامی و نیز بسط روح دین و دینداری دانست. چه زیبا فرمود رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی(ره) : امام حسین(ع) نجات داد اسلام را، ما برای یک آدمی که نجات داده اسلام را و رفته و کشته شده، هر روز باید گریه کنیم، ما هر روز باید منبر برویم برای حفظ این مکتب. محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. فداکاری سیدالشهدا(ع) است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است. با این حال و متاسفانه عزاداری‌های ما با همه اهمیت و جایگاه مهمی که دارند، در طول زمان دچار آفات، خطرات و انحرافاتی شده است که این «وسیله» مهم را تا حدودی کم‌رنگ کرده است. متاسفانه هم اکنون در برخی از مجالس عزاداری سید و سالار شهیدان بیش از آنکه از جوانمردی‌ها و اساسا هدف امام حسین(ع) از قیام گفته شود ابیات و مرثیه‌هایی سروده می‌شود که اساسا مطابق با منطق کربلا نیست. به عنوان مثال هر چند مصایب عاشورا برای خاندان حسین بن علی(ع) بسیار سنگین بوده است اما نه امام حسین(ع) و نه حتی خاندان ایشان هیچ گاه در برابر امویان کوتاه نیامده‌اند و هیچ گاه دست خواری پیش روی این نامردان دراز نکرده‌اند. نگاهی بر خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در پیش روی یزید به خوبی جبهه اسرای کربلا در خصوص واقعه عاشورا مطرح می‌سازد که جبهه‌ای بسیار محکم، متین و در عین عزت است. حضرت زینب(س) هنگامی که یزید به سر مبارک امام حسین(ع) جسارت می‌کند قیام می‌کند و در خطبه‌ای تاریخی عزت اهل بیت را به رخ یزیدیان می‌کشد. ایشان در این خطبه می‌فرماید« یزید، از اینکه زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته‌ای و ما را همچون اسیران از سویی به سوی دیگر می‌بری، گمان داری که ما در نزد خدا خوار و پست شده‌ایم و تو در پیشگاه او قرب و منزلت یافته‌ای؟ و با این تصور خام و باطل، باد به غبغب انداخته و با نگاه غرورآمیز و شادمانه به اطراف خود می‌نگری؟ از اینکه دنیایت آباد شده است و امور طبق مراد تو می‌چرخد و مقام و منصبی را که حق ما خاندان(رسول اکرم(ص)) است، در دست گرفته‌ای، شادمانی؟ اگر چنین تصور باطلی بر وجود تو حکمفرما شده است، لحظه‌ای بیندیش و فکر کن! مگر فراموش کرده‌ای کلام خدا را که می‌فرماید: «گمان نکنند آنان که به راه کفر بازگشته‌اند که آنچه ما برای آنها پیش می‌آوریم و آنها را مهلت می‌دهیم به نفع آنان و به خیر و سعادتشان است، که این مهلت دادن برای آن است که بر گناهان خود بیفزایند و برای آنان عذاب ذلت آمیز ابدی در پیش است».

از این روست که می‌توان گفت هر چند مصایب کربلا برای خاندان اهل بیت بسیار گران بوده است اما این مصایب هرگز ایشان را در موضع ضعف قرار نداده است چرا که آنان اعتقاد راسخ داشته‌اند که بر حق و همراه حق هستند. 

مقاله

نویسنده طهورا مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS