دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علت غیبت امام عصر (عج)

در مورد علت غیبت امام زمان (عج) باید گفت: 1-اولاً کارهایی را که فهمیدنش فایده ای نداشته و تاثیری هم در برنامه کار و زندگی و سایر شئون ندارد، عقلاً سماجت کردن در درک علت آن و پرسش های زیاد و طرح آن لزومی ندارد.
علت غیبت امام عصر (عج)
علت غیبت امام عصر (عج)
نویسنده: امیر محمد پورنصیر

در مورد علت غیبت امام زمان (عج) باید گفت: 1-اولاً کارهایی را که فهمیدنش فایده ای نداشته و تاثیری هم در برنامه کار و زندگی و سایر شئون ندارد، عقلاً سماجت کردن در درک علت آن و پرسش های زیاد و طرح آن لزومی ندارد. چرا که وظیفه ما اطاعت از فرامین دینی است دستور و احکام دینی همان است که اسلام داده است و باید در تمام این مدت مو به مو عمل شود.

2- اصلاً ظرفیت علمی و عقلی بشر از درک بعضی مطالب عاجز است و قادر نیست آنها را درک نماید، بسیاری از احکام و اصول دینی است که انسان از درک و فلسفه آنان ناآگاه است. مثلاً موقعی که مردم از پیامبرشان می‌خواهند که روح را بفهمند و بشناسند خداوند به پیامبر خطاب می‌کند: «و یسئلونک عن الرّوح قل الرّوح من امر ربّی و ما اوتیتم من العلم الّا قلیلاً» یعنی می‌پرسند تو را از روح بگو روح از امر پروردگار من است و داده نشدید از دانش مگر اندکی. و در این مورد هم بشر و عقلش و علمش و ظرفیتش عاجز است و قاصر است که غیبت را درک کند، لذا نمی تواند ادراک نماید.

3- حضرت امام زمان (عج) آخرین حجت خداست و بایستی زمین بی حجت نباشد و از طرفی مردم بایستی آمادگی برای دیدار آن حضرت را داشته باشند. و بتوانند دنیا و مردم آن برای ظهور‌ ‌‌ موفورالسرورش خود را هماهنگ سازند و چون با پیامبر بزرگ و یازده نفر از اوصیای بزرگوارش خوب رفتار نکردند و نتوانستند آن طور که باید و شاید از وجود آنان استفاده کنند، لذا در این مورد باید مردم خوب آماده شوند تا حضرتش ظهور نموده و دیده ها را به نور جمالش روشن و منور گرداند. و البته مردم بایستی به واقع متظر ظهور آن سرور باشند و انتظار بالاترین مرتبه آمادگی است. یعنی انسان باید تمام کارهای مقدماتی را برای پذیرایی آماده کند و سپس بگوید منتظرم و اگر چنین شد، چنان می‌شود و به همین دلیل هم انتظار فرج بالاترین عبادات است. «افضل الاعمال انتظار الفرج». چرا که حضرت برای برقراری عدالت و احقاق حقوق محرومان و مستضعفین و مبارزه با هر ظلم و ستمی فرج می‌نمایند، تاکید بر وجود ظلم و ستم وافر و فساد در آخرالزمان باعث گشته که برخی گمان نمایند در هنگام ظهور هیچ صلح و انسان صالحی وجود نخواهد داشت. در حدیث معروفی آمده است: «یملاالله به الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً». نیز شاهد این امر است. در این حدیث نیز نکته ای است مبنی بر اینکه تکیه بر روی ظلم شده است و سخن از گروه ظالم ست که مستلزم وجود گروه مظلوم است و می‌رساند که قیام حضرت مهدی (عج) برای حمایت مظلومانی است که استحقاق حمایت دارند. بدیهی است اگر گفته شده بود: یملاالله به الارض ایماناً و توحیداً و صلاحاً بعد ما مائت کفراً و شرکاً و فساداً. مستلزم این نبود که لزوماً گروهی مستحق حمایت وجود داشته باشد، در آن صورت استنباط می‌شد که قیام حضرت برای نجات حق از دست رفته و به صفر رسیده است، نه برای گروه اهل حق ولو به صورت یک اقلیت.

در برخی روایات اسلامی سخن از دولتی است از اهل حق که تا قیامت مهدی (عج) ادامه پیدا می‌کند و چنان که می‌دانیم بعضی از علمای شیعه که به برخی از دولت های شیعی معاصر خود حسن ظن داشته اند احتمال داده اند که دولت حقی که تا قیام مهدی (عج) ادامه خواهد یافت همین دولت است. این احتمال هر چند ناشی از ضعف اطلاعات اجتماعی و عدم بینش صحیح آنان نسبت به اوضاع سیاسی زمان خود بوده، اما حکایتگر این است که استنباط این شخصیت ها از مجموع آیات و اخبار و احادیث مهدی (ع) که جناح حق و عدل و ایمان باید در هم بشکند و نابود شود و اثری از صالحان و متقیان باقی نماند تا دولت مهدی ظاهر شود، بلکه آن را به صورت پیروزی جناح صلاح و عدل و توقی بر جناح فساد و ظلم و بی بند و باری تلقی می‌کرده اند.

مقاله

نویسنده امیر محمد پورنصیر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS