دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غیرتمندی

حضرت علي(ع) فرمودند: «هركس اعضا و جوارح خويش را از حرام بازدارد، اخلاقش نيكو مي گردد.»
غیرتمندی
غیرتمندی

قال علي(ع): «من عفّت‏ أطرافه حسنت أوصافه»
حضرت علي(ع) فرمودند: «هركس اعضا و جوارح خويش را از حرام بازدارد، اخلاقش نيكو مي گردد.» (شرح آقا جمال خوانساري بر غررالحكم و دررالكلم، ج‏5، ص432).

عفت

عفت به معنى خوددارى از غلبه مطلق شهوت است، ولى در اخبار و روايات غالباً درخصوص خوددارى از شهوت شكم و فرج به‌كار رفته است كه در فارسى از آن به پاك‌دامنى تعبير مى‏شود.[1] یعنی بازداشتن شکم و دامن از خواسته‌ها و تمایلات حرام و نامشروع، بلکه نسبت به موارد مکروه و شبهه‌ناک از خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها و آمیزش‌های جنسی نیز خودداری شود و بالاتر از این درباره مقدمات و وسایل و موجبات این کارها نیز باید دقت نموده و خودداری کرد؛ مثلاً تحصیل مال از راه حرام، یعنی نه‌تنها مال و غذای حرام را نخورد، بلکه از کسب حرام هم خودداری کند. این حدیث دلالت دارد که ترک حرام از عبادات بلکه از افضل عبادات است و این‌که این دو نوع عفت (عفت شکم و دامن) از افضل عبادات است، چون دشوارترین کارها است.[2]

عفت کلید خوبی‌ها
مردى به ابوجعفر باقر(ع) گفت: طاعت و عبادت من ناچيز است، كمتر ياراى روزه گرفتن دارم، اما اميدوارم كه جز از راه حلال نخورم. ابوجعفر گفت:
در مقام طاعت و بندگى چه تلاشى با ارجتر از نگهدارى شكم و دامن است.[3]
اى كرده سلوك در بيابان طلب
زنهار مكن مفاخرت بهر نسب
چيزى كه به آن فخر توانى كردن
عقل است و حيا و عفت‏ و علم و ادب[4]

عفت معیار غیرت
قال علی(ع):
«دليل غيرةالرّجل عفّته‏»
«دليل غيرت مرد عفت اوست.»

«غيرت» به معنى ننگ داشتن از نقص‌ها و عيب‌هاست و هركس عفیف باشد، غيرت‌مند است.[5]
قدر هر مردى تو هم اندازه دان با همتش صدق او را با مروّت چون دليري عزتش
پارسائيش تو با غيرت بسنج و هوشدار هر كه را عفّت‏ نباشد نيست هرگز غيرتش[6]

عفت زینت فقر
عفت ورزیدن فقیر را از حرص و طمع در آن‌چه که مردم دارای آن هستند باز می‌دارد و باعث می‌شود او در کسب روزی رو به غیرحلال نیاورد؛ بر همین اساس حضرت امیر(ع) می‌فرماید:
«العفاف زينة‌الفقر»
«عفت ورزیدن، زینت فقر است.»[7]
زينت فقر بود عفّت‏ نفس
زيور از بهر غنا شكر خدا است

ارزش عفّت‏
حضرت امیر(ع) درباره‌ ارزش پاک‌دامنی و عفت می‌فرماید:
پاداش مجاهد شهيد در راه خدا، بزرگ‏تر از پاداش عفيف پاك‌دامنى نيست كه قدرت بر گناه دارد و آلوده نمى‏گردد، همانا عفيف پاك‌دامن، فرشته‏اى از فرشته‏هاست.[8]

ورع ثمرة عفاف‏
ورع ثمره و ميوه عفاف است، زیرا عفاف سبب ثبات و زيادت ترس از خداى عزّوجل می‌شود و مخالفت آن باعث زوال و ضعف آن؛ پس آدمى بايد به هيچ وجه راه عصيان به خود ندهد تا خوف حق تعالى در دل او باشد و مانع از شقاوت و بدبختى او شود، و اگر نه، همين كه اين راه به خود داد و يك يا چند عصيان از او صادر شد، خوف حق تعالى از دل او برود و از هر عصيانى بى‏باك شده و مدار او بر عصيان شود و به شقاوت ابدى و بدبختى سرمدى گرفتار شدد، لذا حضرت امیر(ع) ورع را ثمره عفاف می‌داند.[9]

[1]. كلينى، محمدبن يعقوب، مصطفوى، سيد جواد، أصول‌الكافي، ترجمه مصطفوى، 4جلد، كتاب‌فروشى علميه اسلاميه، تهران، چاپ اول، 1369ش، ج‏3، ص125.
[2]. مجلسى، محمدباقربن محمدتقى، موسوى همدانى، ابوالحسن، بحارالأنوار، ترجمه جلد 67 و 68، ترجمه موسوى همدانى، 2جلد، كتاب‌خانه مسجد ولى عصر، تهران، چاپ اول، 1364ش، ج‏2، ص272.
[3]. كلينى، محمدبن يعقوب، بهبودى، محمدباقر، گزيده كافى، 3جلد، مركز انتشارات علمى و فرهنگى، تهران، چاپ اول، 1363ش، ج‏1، ص167.
[4]. ميبدى، حسين‌بن معين‌الدين، زمانى، مصطفى، ديوان أميرالمؤمنين(ع)، 1جلد، دار نداءالإسلام للنشر، قم، چاپ اول، 1411ق، ص70.
[5]. آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسين، شرح آقا جمال‌الدين خوانسارى بر غررالحكم و دررالكلم، 7جلد، دانشگاه تهران، تهران، چاپ چهارم، 1366ش، ج‏4، ص8.
[6]. هاشمى خويى، ميرزا حبيب‌الله، حسن‌زاده آملى، حسن و كمره‌اى، محمدباقر، منهاج‌البراعة في شرح نهج‌البلاغة و تكملة منهاج‌البراعة (خوئى)، 21جلد، مكتبةالإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1400ق، ج‏21، ص87.
[7]. همان، ص425.
[8]. شريف‌الرضى، محمدبن حسين، دشتى، محمد، نهج‌البلاغه، ترجمه دشتى، 1جلد، مشهور، ايران، قم، چاپ اول، 1379ش، ص741.
[9]. آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسين، شرح آقا جمال‌الدين خوانسارى بر غررالحكم و دررالكلم، 7جلد، دانشگاه تهران، تهران، چاپ چهارم، 1366ش، ج‏1، ص244.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS