دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه اباضیه

No image
فرقه اباضیه

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : اباضيه، خوارج، كافر، فرقه هاي اباضيه

اباضیه نام فرقه ای است که بعد از جنگ صِفّین و مسأله حکمیت به مخالفت خلیفه وقت برخاستند و چون از طرف علی (علیه السلام ) ابوموسی اشعری و از طرف معاویه عمرو عاص به داوری معین شده بودند تا با مطالعه ٔ کتاب خدا و سنت رسول معلوم کنند که از علی و معاویه کدام یک بر حقند؛ همین که داور شام داور عراق را فریب داد و عراقیان دانستند از عمرو عاص فریب خورده اند؛ بر علی (علیه السلام ) اعتراض کردند که چرا به حکمیت گردن نهاده اید و اینها خود فرقه ای شدند و بمخالفت علی پرداختند. ابتداء این عده اهمیت چندانی نداشتند ولی روز به روز بر شمار آنان افزوده شد و سرانجام در حزورا، گردآمدند. علی (علیه السلام ) با آنان جنگید و خوارج شکستی سخت خوردند.[1]

اِباضیـه، یا اَباضیـه، فرقه‌ای از خوارج منسوب به عبداللـه بن اباض تمیـمی [2] و از کهن‌ترین فرق پیدا شده در بین مسلمانان هستند. با این که این فرقه در برابر اکثریت عظیم امت اسلامی (اهل سنت و تشیع) گروه کوچکی به‌شمار می‌آیند، ولی از لحاظ تاریخی و شناخت اعتقادات فرق و مذاهب دارای اهمیت بسیار هستند.

جوامع اباضی تاکنون در انزوای نسبی به ‌سر برده و آن چنان که باید، شناخته نشده‌اند لذا می توان آنها را فرقه ای گمنام و یا کمتر شناخته شده نامید.

آنچه که از تاریخ به دست می آید این است که اباضیه در جریان حرکت خوارج در هنگام خروج از سپاه علی (علیه السلام) پدید آمدند و سپس راهی مستقل در پیش گرفتند. زمینه این انشعاب را ابوبلال مرداس بن اُدَیـه و افکار او فراهم ساخت و این گروه با تأثیر پذیرفتن از راه و روش او، از گروههای تندرو خوارج چون ازارقه و... کناره گرفتند. ابوبلال حلقه واسطی بود میان جریان اصلی خوارج و گروههای معتدل و میانه‌رو. پس از شهادت امیر مؤمنان علی(علیه السلام)، خوارج چند بار قیام کردند که از آن میان قیام ابوبلال مرداس در زمان یزیدبن معاویه دارای اهمیت خاصی است. وی در 58ق پس از رهایی از زندان عبیداللـه بن زیاد همراه با 30 تن از یاران خود از بصره خارج شد و به اهواز یا به طور دقیق تر به آسَک[3] آمد. همراهان او در آنجا 40 تن شدند. عبیداللـه برای سرکوب ابوبلال و یارانش، اَسْلَم بن زُرعه را با 2000 تن به جنگ او فرستاد. ابوبلال پیش از آغاز جنگ خطاب به دشمنان گفت؛ چرا با ما می‌جنگید؟ ما بر زمین فسادی نکرده‌ایم و بر کسی شمشیر نکشیده‌ایم؛ ولی به هر حال جنگ واقع شد و 40 تن جنگجوی خارجی قوای خلیفه را شکسته، وادار به فرار کردند. سال بعد عبیداللـه سپاهی دیگر مرکب از 4000 مرد جنگی به مقابله با آنان فرستاد. نبرد در یک روز جمعه در دارابجرد فارس روی داد. قوای خلیفه در آغاز کاری از پیش نبردند، اما چون وقت نماز (نماز جمعه) رسید، ابوبلال پیغام داد که مهلتی برای اقامه نماز مقرر کنند؛ اما چون خوارج به نماز برخاستند، سپاهیان دشمن بر سر آنان ریختند و همه از جمله مرداس را به قتل رساندند.[4]

بعد از مرگ ابوبلال خوارج به قصد جهاد در بصره گرد آمدند و به همراه نافع ابن ارزق به سمت اهواز رفتند ولی گروهی که موافق قیام نبودند به ریاست عبدالله بن اباض در بصره ماندند.[5] عبدالله ابن اباض از قبیله بنی تمیم یا به گفته طبری از بنی صرم[6] و مردی فقیه و معتدل بود که از همان آغاز با بعضی تندرویهای خوارج افراطى سازگاری نداشت و از آنها کناره گرفته و را ه اعتدال و میانه روی را درپیش گرفته بود.

از تاریخ تولد و مرگ عبدالله اطلاع دقیقی در دست نیست. عبداللـه بن اباض پایه‌گذار عقاید و احکام مذهب اباضی است و اباضیان از او با تکریم تمام سخن گفته‌اند و در منابع اباضیه از او به عنوان امام اهل التحقیق و امام القوم و امام المسلمَین نام برده اند.از حوادث مربوط به زندگی او تقریباً این نکته مسلم است که که پس از قتل ابوبلال ، عبیدالله بن زیاد سپاهی را برای قلع وقمع بیشتر خوارج به مکه فرستاد و خوارج از شهر دفاع کرده و سپاه شام را شکست دادند که در دفاع خوارج از شهر مکه ابن اباض هم شرکت داشته اشت.

اباضیان در قرن های گذشته در پهنه‌ای بسیار گسترده زندگی می کردند و گروههایی از آنان تا زمان ما باقی مانده‌اند و در عمان[7]، تانزانیا(زنگبار)[8] و شمال آفریقا سکونت دارند. امروزه مذهب عموم قبایل و مردم عمان اباضی است. گرایش مردم عمان به مذهب اباضیه باید از اوایل تشکیل فرقه و گسترش آن آغاز شده باشد. از آغاز حرکت و جنگهای خوارج در زمان امویان، بعضی از روسای فرقه اباضیه به عمان آمدند و به نشر عقاید خود پرداختند و یاران بسیاری گرد آوردند. وقتی جابر ابن زید توسط حجاج ابن یوسف ثقفی از بصره به عمان تبعید شد؛ اهل عمان به دعوت اباضیه پاسخ مثبت دادند. زیرا جابر خود اهل ازد است و قبیله غالب در عمان هم همین قبیله بوده است علاوه بر این افکار معتدل و آراء رهبر اباضی یعنی جابر ابن زید نیز در این مساله نقش مهمی داشته است.

انحلال سلسله اموی در 132ق/750م و بی‌نظمی و ضعفی که به قدرت مرکزی راه یافته بود، به اباضیان عمان امکان داد تا آرزوی دیرینه خود را محقق سازند و شخصی را به نام جُلَنْدی (یا جُلُنْدی) بن مسعودبن جَیفربن جلندی ازدی را از میان خود به امامت برگزیدند و او نخستین امام شناخته شده اباضی عمان بود.

فرقه های اباضیه

اباضیه هم مانند سایر ادیان و فرقه های که تا کنون در بین بشر وجود داشته از افتراق و انشعاب خالی نبوده و در میان آنها فرقه هایی با گرایش های مخصوص به خود بوجود آمده که ناشی از اختلافهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بوده است. برخی از فرق اباضیه به شرح ذیل می باشند:[9]

1ـ وَهْبیه: این فرقه از گروههای اصلی مذهب اباضی است و بخش عمده اباضیان به این شاخه تعلق دارند.

2ـ ابراهیمیه: فرقه‌ای منسوب به ابراهیم نامی از مردم مدینه بود. منشأ پیدایش این گروه، فتوایی بود که ابراهیم در جواز فروش کنیزان مسلمان به کفار (غیر اباضیان) صادر کرد و در مورد کنیزی از خود نیز چنین کرد. در این وقت یکی از اتباع او به نام میمون بر او اعتراض کرد و این کار را جایز ندانست، ابراهیم به آیه «... اَحَلَّ اللـهُ الْبَیعَ »[10] استناد کرده گفت: خداوند خرید و فروش را حلال کرده است .لکن استدلال ابراهیم، میمون را متقاعد نکرد و او از ابراهیم برائت جست.

3ـ میمونیه: پس از برائت میمون از ابراهیم این فرقه بوجود آمد.

4 ـ حفصیه: اینان پیروان حفص بن ابی المِقدام بودند که به گفته امام فخر رازی کنیه وی ابوجعفر بود حفصیه ایمان را تنها بر پایه معرفت خداوند تعالی استوار می‌دانند.

5 ـ حارثیه : از اصحاب حارث اباضی که در مسأله قدر بر مذهب معتزله هستند.

6ـ یزیدیه: از اتباع یزید بن انیس که اعتقاد داشتند در آخرالزمان اسلام نسخ می شود و پیامبری از عجم خواهد آمد.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب غیرشیعی - خوارج - اباضیه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS