دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه حشویه Hshvyh

No image
فرقه حشویه Hshvyh

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : حشويه، اهل حديث، مجسمه، مشبهه، تحريف قران

برای شناخت واقعی هر فرقه بررسی عقیده خاص و عملکرد آن فرقه لازم است ولی کافی نیست. زیرا اعتقادات عمومی هر فرقه­ای از جهت انتساب پیدا کردن به مذهب خاص، مورد نظر دقیق محققین است. در نتیجه بحث از عقائد عام هر فرقه ضرورت دارد و بررسی عقائد خاص و منفرد هر فرقه به ضرورت دیگر طلب می­شود. در این مقاله با فرقه­ای به نام حشویه آشنا می­شویم.

فرقه حشویه وبزرگان آن

این فرقه همان افراطیون اهل سنت هستند و به نظر عقلی بی­اعتناء بوده و این نظرات را بدعت می­دانند.[1] این عده برای یاری رساندن به عقائد باطل خویش به جعل حدیث روی آورده و جعل حدیث را وسیله­ای برای هدف خود انگاشته بودند.[2]صاحبان عقاید خاص افراطی موسسین اولیه این فرقه محسوب می­شوند. آنها به مجلس درس حسن بصری حاضر شده و به وی اشکال می­نمودند و حسن بصری نیز ایشان را به حاشیه مجلس خود رانده بود و از این جهت به حشویه معروف شدند.[3] احمد حنبل و حامیان او به حشویه خوانده می­شدند.[4] نویسندگان عقاید افرادی مانند مضر و کهمس و احمد هیجی از روسای مشبهه را به عنوان حشویه معرفی می­کنند.[5] صاحب بن عباد، بخاری صاحب مهمترین کتاب صحیح اهل سنت را حشوی خوانده است.[6]

مبنای علمی حشویه؛ جعل روایات

ماهیت علمی حشویه جز عمل به روایات جعلی نیست. وجهه این فرقه در این روش شناخته می­شود. تمام عقائد ابراز شده در این فرقه به نحوی با روایات جعلی ارتباط دارد. از جمله قول به تحریف قران و عدم عصمت انبیاء و... این منحرفین جعل روایت را بخاطر یاری رساندن به عقائد خویش، جایز می­دانستند و از جمله روایاتی که جعل نموده­اند روایاتی است که برای امامت ابی­بکر ذکر می­کنند.[7]

عقاید حشویه

با شناخت نظریات حشویه، روش بی­اساس ایشان شناخته خواهد شد. معتقدات حشویه معمولا بدترین و سخیف­ترین نظریات در بین مسلمین است.

1.خدا شناسی در حشویه

آنها معتقدند که خداوند در جهت بالاست و خدا روز قیامت دیده می­شود و کفار نیز می­توانند خدا را ببینند.[8]

ایشان به معرفی ذات خدا پرداخته و معتقدند که او جسمی غیر اجسام شناخته شده است و برای او اعضاء و جوارحی مانند انسان در نظر می­گیرند. تماس و دست دادن و در آغوش گرفتن خدا را برای مخلصینی که در دنیا خدا را زیارت می­کردند روا می­دانند.[9]

مکان خدا را نیز مشخص نموده­اند به این صورت که خداوند را در عرش می­دانند و قائلند که خدا بر عرش نشسته است.[10]

2.قرآن از دیدگاه حشویه

یکی از مسائلی که میان مسلمانان ایجاد اختلاف نموده، شبهه قول به تحریف است. این شبهه سابقه طولانی دارد و با روایات جعلی که توسط حشویه فراهم گردیده، ارتباط می یابد.حشویه گروهی از اهل حدیث هستند که جز به گردآوری و نقل حدیث به چیز دیگرنمی اندیشند، از هرکس و هر کجا نقل حدیث می کنند و به محتوای آن و این که آیامتناقض است یا نه، و با اصول شریعت تطابق دارد یا نه، توجهی ندارند.از این رو،در فرآورده های اینان، اباطیل و ضلالت های فراوانی وجود دارد.
از آن جمله، روایات جعلی است که در باره تحریف قرآن نقل کرده اند.بنابراین حشویه با مبنایی باطل،قران را تحریف شده می دانستند.[11] علاوه بر این ورود الفاظ بی­معنی را در قران و سنت جایز می­شمردند.[12]

3.عقایدحشویه در مورد انبیاء علیهم السلام

حشویه و بسیاری از سنیان اهل حدیث، بر انبیاء علیهم السلام کبائر و صغائر را روا می­دانند.(معصیت صغیره و یا کبیره، عمدی و سهوی و خطائی) از این بدتر معاصی را برای انبیاء عظام اثبات می­کنند.[13]

در توضیح این عقیده شنیع می­گویند:

انجام معصیت کبیره مانند زنا و لواط توسط انبیاء قبل از نبوت روا است. برخی از ایشان در زمان نبوت نیز روا می­دانند به جز دروغ در شریعت ولی عده ای از این فرقه دروغ در شریعت را برای انبیاء به طور مخفی جایز دانسته­اند و برخی در هرحالت دروغ در شریعت را بر انبیاء جایز می­دانند.[14]

این فرقه خطا را برای انبیاء در اقوال و اعمال روا می­دانند[15] و یوسف را نسبت به همسر عزیز مصر خائن معرفی می­کنند.

معتقدند که داود، اوریا را به جنگ فرستاد که کشته شود تا همسر او را به نکاح خود دراورد.[16]

رسول الله صلی الله عیه و آله و سلم را قبل از بعثت گمراه و کافر می­دانستند.[17]

معتقدند که رسول الله صلی الله عیه و آله و سلم در تبلیغ دین خطا کرده است.[18]

4.حشویه و ولایت بنی­امیه

این عده با اینکه نسبت به انبیاء و اصیاء الهی و رسول الله علیهم السلام توهین می­کنند اما نسبت به بنی­امیه ولایت و محبت دارند و از نسبتهای ناروا به بنی­امیه خشمناک می­شوند. ایشان از قاتلین عثمان بیزاری جسته و آنها را لعن می­کنند.[19]

پیروی از معاویه و بنی امیه را واجب می­دانند. امامت و ولایت را برای بنی­امیه می-دانند و به هیج وجه امامت را برای فرزندان رسول الله نمی­دانند.[20]

اگر کسی در مورد عمرو عاص و معاویه و امثال اینها حرفی بزند و معاصی و اعمال قبیح ایشان را ذکر کند، ناراحت شده و غضب می­کنند و می­گویند که این اکاذیب رافضه (شیعیان علی علی السلام) است که بر صحابه دشنام می­دهند.[21]

5.دشمنی حشویه با امیرالمومنین علی علیه السلام

این فرقه، کسانی که با امیرالمومنین علی علیه السلام به جنگ پرداختند مانند خوارج و اهل جمل و صفین را کافر نمی­دانند.[22]

عده­ای از ایشان معتقدند که کار اهل جمل صحیح بوده و عده­ای دیگر قائلند که ایشان مجتهدانی به خطا رفته هستند و خطایشان بخشیده می­شود.[23]

آنها منکرین نص نبوی بر ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام هستند و نیز امامت بلافصل ایشان بعد از نبی اکرم(ص) را بر امیرالمومنین علی علیه السلام انکار می­کنند. ظالمین و غاصبین خلافت (ابوبکر، عمر و عثمان) را غاصب نمی­شمرند و به ولایت این ظالمین تن داده­اند و این ظالمین گنهکار را اهل بهشت می­دانند.[24]

6.حشویه و معصیت فرشتگان

آنها ابلیس را از جمله ملائکه می­دانند و معصیت او را راهی برای امکان صدور معصیت از ملائکه می­دانند.[25]

معتقدند که هاروت و ماروت (دو تن از ملائکه) شراب خورده و شخصی را نیز کشتند و با زنی به نام ناهید زنا کردند وخدا آن زن را به صورت ستاره­ای در آسمان به نام ناهید (زهره) مسخ نمود.[26]

می­گویند ملائکه بر خدا اعتراض نمودند و اعتراض از اعظم ذنوب است. ملائکه به بنی آدم نسبت قتل و فساد دادند که غیبت است و غیبت از گناهان کبیره است. ملائکه صفت رذیله عجب را داشتند. زیرا گفتند ما تو را تسبیح و تقدیس می­کنیم.

ملائکه از خدا عذرخواهی نمودند که نشانه گناه کردن است. ملایکه از دروغگویان بودند و در علم خدا شک داشتند.[27]

7.عقاید ضد عقل در فرقه حشویه

تقلید در اصول عقائد را جایز می­دانند بلکه عده­ای از ایشان واجب می­دانند.[28]

برخی از حشویه قائل هستند که خدا، اطفال کفار را عذاب می­کند.[29]

مکتب وحی

مکتب اهل بیت به عنوان حافظان شریعت و قرآن، با تمامی عقائد سخیف حشویه و بسیاری از اهل سنت به مخالفت برخاسته­اند و این بر کسی از منصفین اهل سنت نیز مخفی نمی­باشد.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

امام(ع) در توصيف پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «… و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة»3 كه اشاره است به آيه شريفه: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، 16/125). با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن»
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʂ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(2)

علي (علیه السلام) در نامه يي به يكي از عمّالش مي نويسد: «فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالمَحَلِّ الَّذي ينُارِي الظّالِمُ فيهِ بِالحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ؛ (نامة 41) به آن ماند كه تو به آخرت رسيده يي و زير خاك پنهان گشته يي و كردارت به تو نمايانده شده است در جايي كه ستمگر به صداي بلند، دريغ مي گويد و تبهكار آرزوي برگشت به دنيا مي كند.»
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS