دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه عثمانیه

No image
فرقه عثمانیه

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : عثمان، جنگ جمل، جنگ صفين، ناصبي، علويون

برخی بر این اعتقادند اولین مذهبی که در اسلام تشکیل شد مذهب عثمانیه بوده که دارای عمری کوتاه ولی بسیار موثر بوده است. اما اگر کمی با دقت نظر بنگریم به وضوح می‌بینیم که هم از نظر شیعه و هم از نظر اهل سنت این کلام با چالشهایی روبرو است. زیرا هم شیعه و هم اهل سنت مذهب عثمانیه را در واقع دومین مذهب بعد از تشیع می­دانند. اکنون برای مستند شدن مطلب دو عبارت را از کتب شیعی و کتب اهل سنت می‌آوریم تا این مطلب دقیقا روشن گردد. اولین عبارت متنی است که سید مرتضی ابطحی در کتاب خود به نام الشیعه فی احادیث الفریقین می‌آورد و از ابوحاتم سهل ابن محمد بن عثمان سجستانی که از علمای بزرگ اهل سنت ساکن در بصره بوده نقل می‌کند که «اولین اسمی که در زمان رسول اکرم(ص) بین مسلمانان شایع شد لفظ شیعه بود و این لقب به چهار نفر از صحابه اطلاق می‌شد: «ابوذر و سلمان و مقداد و عمار» اینگونه بود تا زمان جنگ صفین که به موالی امیر المومنین(ع ) اطلاق می‌گردید»[1] [2] و همچنین از کتب اهل سنت می‌توان به کتاب تاریخ ابن خلدون اشاره نمود. وی می‌نویسد: «در قضیه شورا تعدادی از صحابه که شیعه علی بودند و علی را مستحق خلافت می‌دانستند وقتی دیدند که خلافت به غیر علی رسید شروع کردند به اُف گفتن و بر این امر تاسف خوردن. اینها امثال زبیر و عمار یاسر و مقداد بن اسود و غیر از اینها بودند»[3]

پس اینکه فکر کنیم که عثمانیه اولین مذهبی بوده است که از دل مسلمانان تشکیل شده است اشتباه است هر چند در اوائل اسلام خصوصاً قرون اول و دوم نمی‌توان تاثیرگذاری آن را نادیده گرفت.

تعریف عثمانیه:

عثمانیه را از دو منظر می‌توان تعریف کرد:

از منظر اهل سنت: به قول ابن حجر عسقلانی، عثمانیه کسانی هستند که در محبت عثمان غلو کرده و برای امیرالمومنین(ع ) نقص قائلند.[4]

از نظر امامیه: عثمانیه کسانی هستند که با خلافت امیرالمومنین(ع ) مخالف بوده و عثمان و قتل عثمان را بهانه قرار داده به کارشکنی در دولت آنحضرت پرداخته و موجبات جنگهای جمل و صفین را فراهم آوردند ولی بعدها این مساله به حب عثمان و برائت و سب امیرالمومنین(ع ) منجر شد. عثمانیه در بین اهل سنت مرادف با همان ناصبی[5] در شیعه می‌باشد.

تاریخ تشکیل عثمانیه

زمانی که عثمان دست به کارهای ناشایست برای یک خلیفه اسلامی زد که مخالفت قطعی با سنت پیامبر اسلام(ص) و حتی سنت شیخین داشت برخی از مسلمانان علیه او شوریدند و این شورش در نهایت منجر به قتل عثمان گردید و ناگوارتر، این بود که همین مسلمانان به قول صاحب عقدالفرید نگذاشتند که خلیفه مسلمین در قبرستان بقیع که قبرستان مسلمانان بود دفن گردد و به ناچار خلیفه مسلمین را در حش کوکبیه دفن کردند.[6] در این زمان که تعدادی از مسلمانان مخالف عثمان بودند تعداد دیگری بالخصوص بنی‌امیه از عثمان جانبداری می‌کردند ولی به هر حال عثمان با این وضع کشته و دفن گردید. بعد از عثمان که عده کثیری از مردم به سوی امیرالمومنین(ع) روی آوردند تا آنحضرت خلافت را بپذیرند.در این وضعیت طرفداران عثمان یا بهتر بگوئیم مخالفان امیرالمومنین(ع) که خون عثمان را بهانه خوبی برای مخالفتهای خود یافته بودند از بیعت سر باز زدند که تاریخ طبری از تعدادی از این افراد نام می‌برد. طبری می‌نویسد: «چون که عثمان کشته شد انصار با علی بیعت کردند مگر تعداد کمی از انصار که از آنها حسان بن ثابت و کعب بن مالک و مسلمه بن مخلد و ابو سعید خدری و محمد ابن مسلمه و نعمان بن بشیر و زید بن ثابت و رافع بن خدیج و فضاله بن عبید و کعب بن عجره بود که همه اینها عثمانی بودند.»[7] البته عبدالله بن عمر در رأس کسانی است که با امیرالمومنین(ع) بیعت نکردند و غیر از این هم تعدادی از این افراد مثل حسان بن ثابت وکعب بن مالک و نعمان بن بشیر به شام رفته و با معاویه هم پیمان شدند.[8]

آنها با همراهی معاویه شروع به تحریک عایشه کرده جنگ جمل و بعد معاویه جنگ صفین را به راه انداختند که شعار اصلی عثمانیه در این جنگها «یا لثارات عثمان»[9] بود. بعد ها نیز جمله «علی دین عثمان» تا چندین قرن شعار عثمانیه محسوب می‌شد و در حادثه عاشورا بالخصوص این قضیه را مشاهده می‌کنیم.[10] هر چند عثمانیه تا قرن چهار بیشتر دوام نیاورد و از بین رفت اما تاثیر تفکرات عثمانیه را ما تا چنیدین قرن بعد به وضوح مشاهده می‌کنیم تا جایی که ابن تیمیه‌ای که در قرن هشتم می‌زیسته آنها را بر علویون ترجیح داده می‌نویسد: «پس شیعه عثمان و نواصب افضل از شیعیان علی هستند.»[11]

تاثیر گذاری عثمانیه بر مسائل دیگر

در تاریخ می‌بینیم که برخی مسائل تاریخی، بدست عثمانیها یا به تحریک آنها بوده است: مثل جریان شهادت محمد بن ابی بکر که به تحریک عثمانیه اتفاق افتاد و یا مثل جریان تدفین امام حسن مجتبی(ع) که به وضوح دخالت مروان را که از عثمانیه است می‌بینیم که وی می‌گوید: «نه نمی‌گذاریم اینجا (کنار قبر پیامبر(ص)) دفن شود. عثمان در حش کوکبیه دفن شود و حسن در اینجا» [12]

توجه شدید به عثمان و دوری از امیرالمومنین(ع) تا به جایی رسید که امیرالمومنین(ع) را بالای منبرها سبّ می‌کردند و از اشعار معروف آن زمان این است:

وقستم بعثمان علیا سفاهه وعثمان خیر من علی و أطیب[13]

یعنی: شما از روی نادانی علی را با عثمان مقایسه می‌کنید در حالیکه عثمان پاکتر و نیکوتر از علی است.

هر چند در زمان عمر ابن عبد العزیز سب بر امیرالمومنین(ع) ممنوع شد اما غالب مردم تفکر عثمانی داشتند. بعد از قتل عثمان و حکومت اندک امیرالمومنین(ع) و امام حسن مجتبی علیهما السلام تمام حکومت مِلک اختصاصی معاویه شد که خود، عثمانی و از طرفداران عثمان و پایه‌ریز و مجری سب بر امیرالمومنین(ع) بود و بعد از آن یزید که معلوم الحال است و بعد از آن هم مروان که وی هم عثمانی بود و مانع دفن امام حسن مجتبی(ع) در کنار قبر پیامبر شد و طبق حدیث « الناس على دین ملوکهم »[14]‌ وضعیت مردم در آن زمان کاملا روشن می‌گردد.

وسعت جغرافیائی عثمانیه

اگر بخواهیم به وسعت عثمانیه و تاثیرگذاری آنها بر شهرها و مردمش نظری داشته باشیم باید بگوئیم در آن زمان شش شهر مهم در حوزه جغرافیایی جهان اسلام وجود داشت: مکه، مدینه، شام، کوفه، بصره،و مصر. اکنون به صورت مختصر به بررسی این شهرها و بزرگان آنها می‌پردازیم تا نوع اعتقادات مردم که غالبا برگرفته از اعتقادات بزرگانشان می‌باشد برای ما روشن گردد.[15]

عثمانیه و مدینه

در رابطه با صحابه تاثیرگذار در مدینه می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:

عایشه که به اسم عثمان جنگ جمل را رهبری می‌کرد. وی ابتدا جزء مخالفان عثمان بود و دائما می‌گفت بکشید این نعثل را،[16] خدا او را بکشد اما بعد از حامیان و مدافعان خون عثمان شد.[17]عبیدالله بن عبدالله مخزومی از مدافعان سرسخت عثمان است. سلیمان ابن یسار که در تایید مروانیان می‌کوشید.

سعید ابن مسیب، کسی بود که قائل بود عثمان مظلومانه کشته شد و قاتلانش ظالمند ولی آنها که در این معرکه تنهایش گذاردند معذور.[18] ابن شهاب زهری که جایگاه ویژه‌ای در دستگاه امویان داشت. مالک ابن انس که در باب علی و عثمان سکوت می‌کرد. اما در مجموع مدینه را جزء سکوتیون می‌شماریم.

عثمانیه و بصره

در رابطه با بصره فقط به این جمله معروف از اصمعی اکتفا می‌کنیم که گفت: تمام بصریان عثمانی هستند... بصره از زمان جنگ جمل عثمانی شد.[19]

عثمانیه و کوفه

اکثریت اهل کوفه مثل علقمه، عبدالرحمن ابی لیلی، سعید بن جبیر، ابراهیم نخعی، حکم بن عتیبه کوفی، سلمه بن کهیل کوفی، منصور بن معتمر، فطرابن خلیفه طرفدار امیرالمومنین(ع) بودند ولی در بین بزرگان مخالفانی هم مثل قیس بن ابی حازم، عامر بن شرحبیل، طلحه بن مصرف، خالد بن سلمه بودند ولی در مجموع کوفه را جزء علویون می‌شماریم.

عثمانیه و مکه

در مکه، مجاهد اهل سکوت بود ولی اکرمه به شدت از خوارج دفاع می‌کرد. طاووس بن کیسان به شیعه تمایل داشت. عمر بن دینار که مورد توجه امام باقر(ع) بوده و میمون ابن مهران که در ابتدا علوی اما بعد عثمانی شد.

عثمانیه و بغداد

عبدالله بن ادریس شافعی که متهم به دوستی امیرالمومنین(ع) است. عبدالله بن مبارک نیز از کودکی نسبت به اهل بیت تعلق خاطر داشت.

عثمانیه و شام

معاویه که خود عثمانی است. عبدالرحمن بن عمرو نیز که از طرفداران سرسخت بنی‌امیه بوده است. معاویه بن صالح است که قاضی حکومت امویان در اندلس بوده و خود دلیل بر عثمانی بودن وی است.

عثمانیه و یمن و مصر

از علمای یمن می‌توان به عبدالرزاق بن همام اشاره کرد که رنگ و بوی شیعی داشته است و از علمای مصر نیز می‌توان به عُلی بن ریاح و عبیدالله بن ابی جعفر اشاره کرد که هر دو از طرفداران بنی‌امیه بوده‌اند.

عاقبت عثمانیه

هر چند عثمانیه کار خود را با حرارتی تمام شروع کرد و در خیلی از جریانات قرون اولی تاثیرگذار بود اما با تلاشهای احمد بن حنبل این آتش رو به سردی گرائید و بالاخره در قرن چهارم بی‌فروغ گردید.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS