دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های اجتماعی آیت الله سید نور الدین عراقی

No image
فعالیت های اجتماعی آیت الله سید نور الدین عراقی

صلابت و قاطعیت

آقا نورالدین با وجود آن که افرادى حاضر بودند کمک مالى به او بکنند، از قبول کمک هاى آنان امتناع مى کرد و در مزرعه کوچک خود به کشاورزى مى پرداخت تا به کسى وابسته نباشد.

جلوه هاى فریبنده دنیاى ناپایدار قادر نبود در روح پاکش اثرى بگذارد. او نسبت به آنانى که از راه جمع آورى ثروت شهرتى به دست آورده بودند و گاه موازین شرعى را در ثروت اندوزى رعایت نمى کردند روى خوش نشان نمى داد و بر عکس، با کارگران و کشاورزان و اقشار سطح پایین جامعه بسیار صمیمى بود. اگر اشخاصى تنها براى انگیزه هاى شخصى، مبالغى تقدیمش مى کردند، قبول نمى کرد تا نیّت واقعى آورنده آن پول مشخص گردد. در مواقعى که زمینه اعمال نفوذ از سوى دنیا طلبان و زورمندان فراهم بود، به نحوى برخورد مى کرد که این گونه افراد تحت تأثیر صلابت معنوى و قاطعیت او قرار بگیرند واز اجراى مقاصد خویش عقب نشینى کنند. او هنگامى که براى جهاد با متجاوزان از اراک خارج گردید، مردم به قدر توان خود اندوخته هاى اندک خویش را تقدیم ایشان کردند او نیز با روى باز و کمال امتنان، وجوه ناچیز آنان را پذیرفت ولى وقتى یکى از صاحبان زر و زور مبلغ قابل توجهى براى وى فرستاد، آن را قبول نکرد. اصرار آنان نیز ثمرى نبخشید.

سید محمّدرضا مساوات([58]) که منتسب به کمیته انقلاب بود، نزد آقا نورالدین آمد و گفت: چون غرض شما تقویت اسلام است، پولى که مسلمانان جمع کرده اند و بالغ بر 5000 تومان است، نزد کمیته است، حواله دهید تا بپردازیم. آقا نورالدین چون مطمئن نبود که آن پول از سوى مردم جمع شده است، از پذیرفتن آن امتناع کرد. بعد از این که عدّه اى گواهى دادند این پول مشکلى ندارد، او گفت: پول نزد کمیته باقى بماند تا بعداً حواله بدهم([59]).

در اوائل به حکومت رسیدن رضاخان، مالیاتى براى انگور وضع مى شود. کشاورزان از این اقدام دولت ابراز تنفّر مى نمایند. روزى پس از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر، آقا نورالدین همراه گروهى از ریش سفیدان محل از مسجد بیرون مى رود و در بین راه خانه، صحبت از مالیات انگور پیش مى آید. فردى به نام ملاّ على مى گوید: خوف آن را دارم که وقتى همسر و فرزندانم از باغ بیرون مى آیند، مأموران دولتى آنان را تفتیش کنند و خطراتى متوجه اهل خانه ام باشد. آقا نورالدین مى گوید: ملاّعلى، چه مى گویى؟! او ماجرا را بیان مى کند و آقا نورالدین به محض این که به خانه آمد، نامه اى شدید اللحن نوشت و براى دست اندرکاران وضع مالیات به تهران فرستاد. اقتدار سیاسى و نفوذ اجتماعى وى موجب گردید که نامه اش اثر بخش گردد و مالیات انگور لغو شود.([60])

در محرم سال 1334 هـ .ق. آتش جنگ جهانى اول به سوى ایران زبانه کشید. انگلیسى ها جنوب و غرب ایران را اشغال کردند.

آقا نورالدین فتواى جهاد داد و به میدان نبرد شتافت. او با این حرکت مقدّس، روح شهامت و مقاومت را در حوزه هاى علمیّه و امت مسلمان دمید. بینش عمیق و فرجام نگرى آقا نورالدین در این حرکت مقدس، مورد تحسین رجال سیاسى آن زمان قرار گرفت و وى را به عنوان عالمى روشن ضمیر و آشنا به مقتضیات زمان، مورد تکریم و تحسین قرار دادند. او در حالى زادگاه خویش را براى جهاد ترک گفت که در اوج شهرت اجتماعى قرار داشت. به قول خودش: اگر حرکت نمى کرد، عدّه اى تصور مى کردند علما به دیگران مى گویند در جهاد شرکت کنید، ولى خود به آن عمل نمى کنند.

آقا نورالدین از اراک به قم مى رود و از آن جا به اصفهان و سپس به کرمانشاه مى رود. او مدّتى در عتبات عالیات، کرکوک و موصل مى ماند و سپس به اسلامبول مى رود. او 6 ماه بعد، به حلب مى رود و پس از مدّتى به اسلامبول برمى گردد و توسط کشتى انگلیسى ها به باطوم(از توابع ترکیه) انتقال مى یابد. او مدتى در باطوم و تفلیس ماند. سرانجام روس ها ایشان را به ایران باز مى گردانند. این سفر آقا نورالدین 39 ماه به طول انجامید. آیت الله شریعت اصفهانى، آیت الله سید محمّد تقى خوانسارى و آیت الله سیّد ابوالقاسم کاشانى نیز در این سفر حضور داشتند.([61])

حاج نبى خان دیزآبادى، از همراهان آقا نورالدین در این سفر، در سفرنامه خود نوشته است: من در مدّت عمر خود، در پرهیزگارى و خداشناسى کم تر کسى را مثل آقا نورالدین دیدم. این مرد خدا شناس براى حفظ جامعه اسلامى، زادگاه خود را ترک کرد و در طول سفر با ناملایمات مواجه گردید، ولى خم به ابرو نیاورد. او شرح مسافرت خود را در یک صد فرد به شعر در آورده است.([62])

آقا نورالدین در اوائل جمادى الاول سال 1337 هـ .ق. به زادگاه خویش بازگشت. جمعیت زیادى که از اراک تا ابراهیم آباد، در کنار جاده به استقبال او آمده بودند، وقتى سیماى پر صلابت آقا را مشاهده کردند، اشک شوق مى ریختند و از شدّت سرور و شادى در پوست خویش نمى گنجیدند.([63])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS